تبليغاتX
minachemistry.blogfa.com

Science







نرم افزار های مرتبط با علم شیمی 

فونت شامل تعدادی از علائم مورد استفاده در  شیمی می باشد که به عنوان نمونه می توان فلش دوطرفه برای نوشتن واکنش های تعادلی، اوربیتال های مورد استفاده در رسم آرایش الکترونی و ... رانام برد. برای نصب فونت کافیست آن را کپی کرده و سپس پوشه Fonts موجود در Control Panel را باز نموده و در این پوشه Paste کنید.
برای استفاده علائم این فونت در Word دستور Insert>Symbol را اجرا نموده و فونت Chemistry را از قسمت Font انتخاب کنید و پس از انتخاب علامت مورد نظر روی Insert   کلیک کنید 

          
 
دانلود فونت

Size: 37 KB   

  درج شکل ها و نشانه هایعلمی در Word با Scienc64 v6.2

این  نرم افزار  تعداد زیادی نوار ابزار جدید به Word اضافه می کند که با استفاده از آن ها می توانید انواع و اقسام شکل ها، ابزارها، فرمول ها و علائم مورد استفاده در علوم مختلف مانند شیمی، فیزیک و ریاضی را تنها با یک کلیک به متن خود اضافه کنید. از جمله امکانات جدید این نرم افزار در مورد شیمی  نسبت به نسخه قبلی می توان امکان درج شکل ابزارها به صورت سه بعدی و درج نشانه شیمیایی عناصر با عدد اتمی و عدد جرمی و .... را نام برد. در زیر برخی شکل های رسم شده با این نرم افزار را مشاهده می کنید:
                              
:: روش نصب و استفاده ::

قبل از نصب نرم افزار Scienc64 ابتدا باید اجازه استفاده از Macro ها را به Word بدهید. برای این کار در محیط Word از منوی Tools وارد مسیر Tools>Macro>Security شده و گزینه Medium را انتخاب کرده و تایید کنید. سپس به طور کامل از Word خارج شوید و سپس نصب Scienc64 را شروع کنید.
برای نصب Scienc64 فایل installS64GD8.exe را اجرا کرده و به ترتیب گزینه های زیر را انتخاب کنید:
Install>I agree>خانه ها را خالی بگذارید>Activate>Close
بعد از نصب نرم افزار، وارد Word شده و در صورت دادن پیغام، با انتخاب Always trust macros ... روی Enable Macros کلیک کنید. حال اگر به قسمت نوار ابزارهای Word نگاه کنید، یک نوار ابزار کوچک مثل شکل زیر اضافه شده است:

با کلیک روی دکمه s64 چند نوار ابزار و یک منوی جدید به محیط Word اضافه می شود. از منوی Scienc64 برای ظاهر نمودن نوار ابزارهای اختصاصی شیمی، فرمول نویسی، فلش ها، الکتریسیته، مکانیک، نور، صوت، ریاضی و ... استفاده کنید:
             
برای فعال سازی نرم افزار و از بین بردن محدودیت 15 روزه آن، از منوی Scienc64 گزینه Activation/Licence را انتخاب کنید. در گوشه بالای سمت راست پنجره ظاهر شده یک کد 10 رقمی به نام Windows serial مشاهده می شود. فایل Keygen Scienc64.exe را از پوشه نصب نرم افزار اجرا کنید و این کد 10 رقمی را (بدون خط تیره) در قسمت Code Windows وارد کنید و سپس روی Calculer کلیک کنید. حال کد ایجاد شده در قسمت Code de Débridage را در قسمت Registration Code پنجره Activation وارد کنید. قسمت Name/Email را نیز به دلخواه قرار دهید و روی Activate کلیک کنید. آن گاه روی OK و سپس Close کلیک کنید.
                         

دانلود نرم افزار Scienc64 v6.2

Size: 33.4 MB

 دانلود Crack
Size: 77 KB  

نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 12:10 | لینک ثابت | موضوع: |

از کار انداختن زمان انتظار سایت های دانلود با افزونه SkipScreen فایرفاکس 

alt

اگر اهل دانلود از اینترنت باشید حتما با سایت های قدرتمندی نظیر رپیدشیر و مگا آپلود و ... آشنا هستید. این سایت ها فضای رایگان برای آپلود کردن در اختیار شما قرار می دهند.

به دو روش شما میتوانید از این گونه سایت ها فایل های مختلف را دانلود نمایید :
روش اول ید اکانت این گونه سایت ها جهت دانلود بی دردسر با قابلیت ادامه دانلود و دیگر مزایا
روش دوم به صورت رایگان و محدود به این صورت که شما پس از کلیک بر روی لینک دانلود مدت زمانی را باید صبر کنید تا دانلود آغاز شود و این زمان کمی آزار دهنده است.
قابلیت جدید مرورگر محبوب فایرس:
توسط افزونه SkipScreen شما می توانید زمان انتظار را دور بزنید به طوری که به محض کلیک بر روی لینک دانلود، دانلود فایل آغاز میشود.

فقط کافیست افزونه را نصب کنید و از کارایی آن لذت ببرید !
این افزونه هم اکنون سایت های زیر را پشتیبانی میکند و تایمر آن ها را از کار می اندازد :

Rapidshare.com
* zShare.net
* MediaFire.com
* Megaupload.com (no captcha action... yet)
* Sharebee.com
* Depositfiles.com
* Sendspace.com
* Divshare.com
* Linkbucks.com
به گفته سازندگان افزونه در آینده سایت های بیشتری توسط این افزونه پشتیبانی خواهد شد.

 

نکته : بعد از دانلود فایل را از حالت زیپ خارج کنید سپس فایل با پسوند xpi را که داخل فولدر میباشد بر بروی مرورگر فایرس خود بکشید و سپس یکبار مرورگر را ریست کنید
alt--دانلود کنید با حجم 30 کیلوبایت



پسوردپســـورد : www.patoghu.com
نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 12:3 | لینک ثابت | موضوع: |

جابجایی سریع از ویندوز Vista به ویندوز XP و بلعکس توسط ترفند بوت سریع 

alt


اگر شما نیز همانند خیلی از کاربران دیگر بر روی یک کامپیوتر به شکل همزمان دو سیستم عامل XP و Vista را نصب کرده باشید، حتمأ میدانید هر بار که می خواهید از XP به ویستا بروید و یا بلعکس مجبورید که سیستم را رستارت کرده و از لیست بوت سیستم عامل ها به ویندوز مورد نظر بروید. طبعأ این راه بسیار وقت گیر و پردردسر است. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید از این پس میتوانید بدون نیاز به طی کردن این مراحل و تنها با استفاده از اجرای یک فایل Shortcut میانبر ، بین این دو ویندوز به شکل سریع جابجا شوید! به همین سادگی که گفته شد! (این جابجایی به معنی وج کامل از ویندوز اول و ورود اتوماتیک به ویندوز دوم است.) توضیحات کاملتر در ادامه مطلب...

ساخت میانبر برای جابجایی از ویستا به XP


برای اینکار ابتدا شما بایستی در محیط ویندوز Vista باشید.
در قدم اول از منوی Start وارد Run شده و در آن عبارت Notepad را وارد کرده و Enter بزنید تا برنامه Notepad باز شود.
حال دو خط زیر را عینأ در آن کپی کنید:

 

bcdedit /bootsequence {ntldr} /addfirst Shutdown /r /t 0


خط فرمان اول ابزار bcdedit رااجرا می کند و پارتیشن XP را بعنوان یک بوت پیشفرض انتخاب می کند.
خط دوم هم دستور بوت دوباره (همان reboot یا restart) را اعمال می کند.
هنگامی که متن را به Notepad انتقال دادید از منوی File گزینه ...Save as را انتخاب و سپس در پنجره باز شده در مقابل Save as type از منوی کشویی گزینه All Files را انتخاب کنید. حال هر نامی را که می خواهید به فایلتان بدهید ولی حتمأ آن را با پسوند bat. ذخیره کنید. به عنوان مثال نام آن را Switch-Vista-to-XP.bat تنظیم کنید.
اکنون شما باید از فایل ساخته شده شورتکاتی ایجاد کنید. برای اینکار بر روی فایل ساخته شده راست کلیک کرده و گزینه Creat shortcut را انتخاب کنید تا بلافاصله شورتکاتی از فایل ، در همان مسیر ساخته شود.
هم اکنون بر روی شورتکات کلیک راست و گزینه Properties را انتخاب کرده و از تب Shortcut دکمه Advanced را بزنید. حال مطمئن شوید که تیک گزینه Run as administrator تنظیم شده باشد. این نکته خیلی مهم است.
اکنون شما شورتکاتی دارید که با کلیک بر روی آن سیستم ریستارت می شود و بصورت اتوماتیک گزینه بوت را بر روی ویندوز XP قرار می دهد.
برای اینکه عملیات سریعتر انجام بگیرد می توانید مدت زمان انتخاب گزینه بوت را با رفتن به (Contrl Panel > System > Advanced > Settings (Startup and Recovery و تنظیم عدد مورد نظر (بر حسب ثانیه) در فیلد روبروی Time to display list of operating systems کاهش دهید.


ساخت میانبر برای جابجایی از XP به ویستا


برای ساخت این شورتکات شما باید در ویندوز XP باشید ؛ چون میخواهید شورتکاتی بسازید که شما را از XP به ویستا برگرداند.
اولین کاری که باید بکنید پیدا کردن نام درایوی است که ویندوز ویستا در آن نصب شده است. برای مثال فرض می کنیم که ویستا در درایو E نصب شده است.
حال باید به مانند بخش اول ابزار bcdedit را اجرا کنیم. برای اینکار باید آنرا در Command Prompt باز کنیم.
پس بدین منظور به Run رفته و در آن عبارت cmd را تایپ کنید. حال مسیر زیر را در آن کپی کنید:
E:\Windows\System32\bcdedit
بخاطر داشته باشید که در مسیر بالا ما درایو E را ، درایو ویندوز ویستا فرض کردیم.
بعد از اینکه مسیر را وارد کرده و Enter زدید چندین خط نوشته ظاهر می شود.
شما باید به دنبال کدی مانند کد زیر بگردید که در مقابل عبارت resumobject نوشته شده است:

alt


رای کپی کردن کد ، در همان پنجره Command Prompt راست کلیک کرده و گزینه Mark را انتخاب کنید. حال کد را به شکل کامل (همانگونه که در تصویر Highlight شده است) انتخاب کنید. اکنون دکمه Enter را بزنید تا عبارت کپی شود. آن را موقتأ تا مرحله بعدی در جایی ذخیره نگه دارید.
دوباره Notepad را باز کرده و دستور زیر را در آن کپی کنید:

 

E:\Windows\System32\bcdedit /bootsequence TARFANDESTAN /addfirst shutdown /r /t 0

 

در دستور بالا درایو E همان درایو ویندوز ویستا است که باید به توجه به درایوی که ویستا در آن نصب است ، در سیستم شما تغییر داده شود.
اکنون به جای عبارت TARFANDESTAN همان کد را وارد کنید. در مثال ما اینگونه خواهد بود:

 

E:\Windows\System32\bcdedit /bootsequence {005f3343-44da-11dd-82b2-9c50424120af} /addfirst shutdown /r /t 0

 

حال مانند روش قبلی ، فایل را با هر نامی که دوست دارید ذخیره کنید و پسوند آن را به bat. تغییر دهید. به عنوان مثال آن را Switch-XP-to-Vista.bat نام گذاری نمایید. اکنون فایلی دارید که شما را بلافاصله به ویندوز ویستا سویچ میکند. در ویندوز XP دیگر نیازی به ساخت شورتکات از فایل ساخته شده ندارید. اما می توانید این کار را هم انجام دهید.

نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 12:2 | لینک ثابت | موضوع: |

مخفی‏سازی اطلاعات در ویندوز XP به شیوه‏ای متفاوت و بسیار جالب و حرفه ای 

 
alt
اکنون جهت مخفی‏سازی اطلاعات در محیط ویندوز XP راه‏های مختلفی ارائه شده است. استفاده از نرم‏افزارهای جانبی و یا تغییرات در ویندوز، از این گونه راه‏ها بوده‏اند. اما هم‏اکنون قصد داریم به معرفی روشی جالب و ابتکاری جهت مخفی‏سازی فایل‏ها و فولدرها در محیط ویندوز XP بپردازیم که با استفاده از آن می‏توانید تا درصد بالایی از مخفی ماندن فایل‏های خود اطمینان بیابید. این روش بدون نیاز به هر گونه نرم‏افزار کمکی است و برای رمزگشایی فایل‏های مخفی شده نیاز به وارد نمودن رمز عبور خواهد بود و از این حیث نیز این روش می‏تواند در عین سادگی، بسیار کاربردی باشد. توضیحات کاملتر در ادامه مطلب...

ابتدا پیش از هر گونه اقدامی قابلیت مشاهده پسوند فایل‏ها را در محیط ویندوز XP فعال کنید. بدین منظور در My Computer از منوی Tools به Folder Options رفته و در تب View تیک گزینه Hide extensions for known file types را بردارید و OK کنید.

در قدم اول از منوی Start وارد Run شده و در آن عبارت Notepad را وارد کرده و Enter بزنید تا برنامه Notepad باز شود.
سپس کدهای زیر را عیناً درون آن Copy و Paste کنید:

cls

@ECHO OFF
title Folder Patoghu
if EXIST "Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}" goto UNLOCK
if NOT EXIST Patoghu goto MDLOCKER
:CONFIRM
echo Aya shoma az makhfi sazi in folder etminan darid? (Baleh/Kheyr)
set/p "cho=>"
if %cho%==Baleh goto LOCK
if %cho%==Baleh goto LOCK
if %cho%==Bale goto LOCK
if %cho%==bale goto LOCK
if %cho%==Kheyr goto END
if %cho%==kheyr goto END
echo Shoma tanha bayad Baleh Ya Kheyr ra vared konid.
goto CONFIRM
:LOCK
ren Tarfandestan "Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}"
attrib +h +s "Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}"
echo Folder makhfi shod.
goto End
:UNLOCK
echo Password jahateh ashkar sazi foldereh makhfi shodeh ra vared konid:
set/p "pass=>"
if NOT %pass%==www.patoghu.com goto FAIL
attrib -h -s "Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}"
ren "Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}" GiGa Download
echo Folder ashkar shod.
goto End
:FAIL
echo Password ra ghalat vared kardeid.
goto end
:MDLOCKER
md Patoghu
echo Foldereh Patoghu Sakhteh shod.
goto End
:End

 

پس از این کار، از منوی File بر روی Save as کلیک کنید. سپس فایل را با نام دلخواه و پسوند bat. و در محلی به دلخواه خود ذخیره کنید (به عنوان مثال نام آن را gigadl.bat قرار دهید).

در مرحله بعد به محلی که فایل patoghu.bat را ذخیره کردید بروید.
اکنون بر روی آن دو بار کلیک کنید.
پنجره ای باز شده و بسته می‏شود.
پس از آن خواهید دید در همان محل فولدری به نام Patoghu ایجاد شده است.
حال شما بایستی فایل‏ها و فولدرهای خود که قصد مخفی‏سازی آنها را دارید را Copy یا Cut کرده و در درون فولدر Patoghu که تازه ایجاد شده است Paste کنید.
پس از این کار، مجدد به سراغ فایل patoghu.bat بیایید و بر روی آن دوبار کلیک کنید.
پیغامی با مضمون ?Aya shoma az makhfi sazi in folder etminan darid نمایش داده خواهد شد.
در صورتی که از مخفی‏سازی فولدر مورد نظر اطمینان پیدا کرده‏اید، عبارت Baleh را تایپ نموده و Enter بزنید.
خواهید دید که پنجره بسته می‏شود.
و پس از آن فولدر Patoghu محو می‏گردد (لازم به ذکر است این فولدر به حالت مخفی سیستمی تبدیل می‏شود و تنها در صورت فعال نبودن گزینه Hide protected operating system files فایلی به نام {Control Panel.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D قابل مشاهده خواهد بود که البته با دوبار کلیک بر روی آن راهی Control Panel ویندوز خواهید شد).
اکنون دیگر از فولدر Patoghu که فایل‏های شما در آن کپی شده بود، اثری نیست.

اما برای بازیابی این فولدر چه باید کرد؟
دقت کنید شما فایل patoghu.bat را در همان مسیر که فولدرتان مخفی شده بود رها کرده‏اید.
حالا به آن محل رفته و مجددأ این فایل را با دوبار کلیک، اجرا کنید.
با مشاهده جمله Password jahateh ashkar sazi foldereh makhfi shodeh ra vared konid از شما درخواست وارد کردن پسورد می‏شود. پسورد به طور پیش فرض www.patoghu.com است (همگی حروف کوچک). شما می‏توانید پسورد را از خط 25 کدهایی که در Notepad وارد کردید تغییر دهید (البته پیش از این عملیات).
با وارد کردن پسورد و فشردن Enter، خواهید دید که مجدداً فولدر Patoghu با کلیه محتویات درون آن آشکار خواهد شد.


نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 12:0 | لینک ثابت | موضوع: |

نرم افزار فرمول نویسی استاد - نرم افزار ریاضی 

 
منبع : http://patoghu.com
مشاهده مي كنيد كه در امتحانات دبيرهاي شما برگه هاي امتحان رياضي را به صورت تاپيپ شده تحويل  دانش آموزان مي دهد و شايد شما هم تلاش كره باشيد كه خودتان يك تحقيق يا مساله رياضي را تايپ شده تحويل دهيد و به احتمال زياد هم برنامه Word را باز كرده ايد . ولي خودتان متوجه مي شويد كه اين نرم افزار word مناسب تاپيپ فرمول هاي رياضي نيست .اگر در این کار مبتدی باشید حتماً از سختی تایپ کلافه می شوید، نرم افزار فرمول نویس استاد شما را قادر می سازد که در کمترین زمان فرمولهای درس ریاضی خود را ایجاد نمایید. مترجم داخلی این نرم افزار شما را قادر می سازد تا فرمولهای خود را به درستی رسم و اصلاح نمایید. با استفاده از بخش فرمول شما می توانید از فونتهای بیشمار سیستم خود و رنگهای دلخواه خود جهت فرمول نویسی استفاده نمایید و آنرا با پسوندهای گرافیکی Bitmap و Transparent Gif در رایانه خود ذخیره نمایید. این نرم افزار برای دبیران ریاضی و دانش آموزان مناسب می باشد و نیاز به نصب جهت اجرا ندارد. نرم افزار فرمول نویس استاد، دارای اعداد فارسی می باشد که آنرا برای طرح سوالات توسط دبیران مناسب می نماید. اين نرم افزار محصول گروه گهرآريا خزر مي باشد و توسط پاتوق یو بدون هيچ دستبردي و تغييري براي عموم قرار داده شده است .

قابلیت های کلیدی نرم افزار فرمول نویس اُستاد:

- درج سریع فرمولها به کمک منو های برنامه و یا تایپ مستقیم
- استفاده از نرم افزار بدون نیاز به نصب در هر مکان
- مترجم داخلی جهت بهبود فرمول نویسی و رفع عیوب
- امکان استفاده از فونتهای مختلف سیستم برای فرمول نویسی
- امکان تعیین رنگ زمینه و متن فرمول جهت رسم فرمول
- خروجی گرافیکی Bitmap و Gif جهت درج در word و سایر نرم افزارها
- راحتي كار با نرم افزار و توانايي ايجاد تغييرات روي همه موارد
- داشتن نوار دستورات براي وارد كردن دستور
- حجم پايين نرم افزار
- همراه داشتن چند فونت به صورت پيشفرض
- و ...


- دانلود فايل
حجم: 3.22 مگابایت
پسورد [ پســـورد : www.patoghu.com - به کوچک بودن حروف دقت نمایید ]


نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 11:57 | لینک ثابت | موضوع: |

ترجمه متون با یک کلیک توسط نرم افزار Google Translate Client 3.1.83 

 ترجمه متون با یک کلیک توسط نرم افزار Google Translate Client 3.1.83
منبع : http://patoghu.com
حتما شما تازگی ها متوجه شده اید که سرویس گوگل قابلیت ترجمه فارسی را نیز به قسمت traslate خود اضافه کرده است . این بخش از گوگل که با ادرس www.translate.google.com قابل دسترسی می باشد قابلیت ترجمه اکثر زبان ها به یکدیگر را داراست . ولی سایت پاتوق یو  می خواهد نرم افزار را به شما معرفی کند که بدون رفتن به این سایت و ادرس متن یا کلمه خود را ترجمه کنید.
Client for Google Translate 3.1.83 یک نرم افزار فوق العاده برای ترجمه متن های خارجی شما به فارسی یا هر زبانی که شما بخواهید است . این نرم افزار شما را قادر می سازد تا با یک کپی پیست آسان یا تایپ متن مورد نظر خود  و زدن گزینه traslate ترجمه متن خود را دریافت کنید . فقط کافی است در همان لحظه در اینترنت آنلاین باشید و سپس هر متنی را که در هر سایتی  پیدا کردید در این نرم افزار کپی کنید  و ترجمه را دریافت کنید . این نرم افزار هر بیست ثانیه با سرویس اصلی خود ارتباط بر قرار می کند و اطلاعات جدید را دریافت می کند. در ضمن وقتی شما یک نوشته را در یک صفحه وب در مرورگر خود انتخاب می کنید یک آیکون کوچک در کنار متن انتخاب شده ظاهر شده که با کلیک بر روی آن ترجمه متن مورد نظر به شما نشان می دهد.
این نرم افزار بعد از نصب یک آیکون در قسمت inactive icon ویندوز (برنامه های کنار ساعت سیستم) ایجاد می کند که با یک کلیک قابل دسترسی است.
 
 
قابلیت های کلیدی نرم افزار Client for Google Translate 3.1.83 :
- ترجمه متون در چند ثانیه 
- کم حجم بودن و استفاده بسیار ناچیز از سیستم
- دسترسی بسیار آسان
- کاربری بسیار آسان برای  همه
- ترجمه همه زبان های زنده دنیا به یکدیگر
- بی نیاز ساختن شما از قسمت ترجمه سایت گوگل
- رایگان بودن نرم افزار
- و...


- دانلود فايل
حجم: 1.98 مگابایت
پسورد [ پســـورد : www.patoghu.com - به کوچک بودن حروف دقت نمایید ]
 
نوشته شده توسط Mina / یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 / 11:49 | لینک ثابت | موضوع: |

How to find the IP address of the sender in email - Gmail, Yahoo mail or Hotmail 

How to find the IP address of the sender in email - Gmail, Yahoo mail or Hotmail : Arul John

When you receive an email, you receive more than just the message. The email comes with headers that carry important information that can tell where the email was sent from and possibly who sent it. For that, you would need to find the IP address of the sender. The tutorial below can help you find the IP address of the sender. Note that this will not work if the sender uses anonymous proxy servers.

First of all, the IP address is generally found in the headers enclosed beween square brackets, for instance, [129.130.1.1]

Finding IP address in Gmail

  1. Log into your Gmail account with your username and password.
  2. Open the mail.
  3. To display the email headers,
    • Click on the inverted triangle beside Reply. Select Show Orginal.
  4. You may copy the headers and use my IP address detection script to ease the process. Or if you want to manually find the IP address, proceed to 5.
  5. Look for Received: from followed by the IP address between square brackets [ ].
    Received: from [69.138.30.1] by web31804.mail.mud.yahoo.com
  6. If you find more than one Received: from patterns, select the last one.
  7. Track the IP address of the sender

Finding IP address in Yahoo! Mail

  1. Log into your Yahoo! mail with your username and password.
  2. Click on Inbox or whichever folder you have stored your mail.
  3. Open the mail.
  4. If you do not see the headers above the mail message, your headers are not displayed. To display the headers,
    • Click on Options on the top-right corner
    • In the Mail Options page, click on General Preferences
    • Scroll down to Messages where you have the Headers option
    • Make sure that Show all headers on incoming messages is selected
    • Click on the Save button
    • Go back to the mails and open that mail
  5. You should see similar headers like this:
    Yahoo! headers : Arul John
  6. You may copy the headers and use my IP address detection script to ease the process. Or if you want to manually find the IP address, proceed to 7.
  7. Look for Received: from followed by the IP address between square brackets [ ]. Here, it is 202.65.138.109.
    That is be the IP address of the sender.
    If there are many instances of Received: from with the IP address, select the IP address in the last pattern. If there are no instances of Received: from with the IP address, select the first IP address in X-Originating-IP.
  8. Track the IP address of the sender

Finding IP address in Hotmail

  1. Log into your Hotmail account with your username and password.
  2. Click on the Mail tab on the top.
  3. Open the mail.
  4. If you do not see the headers above the mail message, your headers are not displayed. To display the headers,
    • Click on Options on the top-right corner
    • In the Mail Options page, click on Mail Display Settings
    • In Message Headers, make sure Advanced option is checked
    • Click on Ok button
    • Go back to the mails and open that mail
  5. You should see the email headers now.
  6. You may copy the headers and use my IP address detection script to ease the process. Or if you want to manually find the IP address, proceed to 7.
  7. If you find a header with X-Originating-IP: followed by an IP address, that is the sender's IP address
    Hotmail headers : Arul John In this case the IP address of the sender is [68.34.60.59]. Jump to step 9.
  8. If you find a header with Received: from followed by a Gmail proxy like this
    Hotmail headers : Arul John
    Look for Received: from followed by IP address within square brackets[].
    In this case, the IP address of the sender is [69.140.7.58]. Jump to step 9.
  9. Or else if you have headers like this
    Hotmail headers : Arul John
    Look for Received: from followed by IP address within square brackets[].
    In this case, the IP address of the sender is [61.83.145.129] (Spam mail). Jump to step 9.
  10. * If you have multiple Received: from headers, eliminate the ones that have proxy.anyknownserver.com.
  11. Track the IP address of the sender

IP Address Detection Script

I wrote a Perl script to automate this task for you. All you have to do is select your email service and copy your email headers in the box below.

You may do one of the following:

  • You can copy all the headers from your email and paste them here.
    In this case, the unnecessary headers (like Subject:) will be removed automatically.
  • You can remove all headers except those beginning with
    • X-Originating-IP:
    • Received:


نوشته شده توسط Mina / شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 / 11:44 | لینک ثابت | موضوع: |

عروسی قشقایی ها 


برخی عادتها و آداب و رسوم شقائیها:

قشقائیها مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن، پا کوبی و رقص بسیار علاقمندند و از اندوه و سوگواری گریزان. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری می‌کنند. در جشن‌ها و عروسیها رقص چوبی(گروهی) زنان و مردان قشقائی بسیار زیبا و جالب است. در این جشن‌ها زنان و مردان هر یک دو دستمال در دست می گیرند و پیرامون یک دایره بزرگ می ایستند و با آهنگ کرنا و دهل دستمالها را تکان می دهند و با حرکات موزون پیش می روند در رقص «دَرْمَرو» یا چوب بازی نیز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهای کوتاه و بلندی که در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با یکدیگر می‌رقصند مبارزه می‌کنند. از این رقصها در مراسم عروسی قشقائیها به تفصیل سخن خواهیم گفت.

قشقائیها به نوشیدن چای علاقة بسیاری دارند و فرزندان خود را از کودکی به خوراکهای عمومی قشقائی است. قشقائیها به کشیدن قلیان بسیار علاقه‌مندند تنها مردان طایفه دره شوری به جای قلیان از چپق استفاده می‌کنند.

مردم ایل فرمان‌گزار و مطیع دستور خانها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمی‌دانند. هر گاه یکی از خانها یا کلانترها بمیرد غوغای عجیبی در ایل و طایفة او برپا می شود. قشقائیها در مرگ عزیزان و فرزندان خود کمتر از مرگ خان یا کلانتر خود متأثر می شوند. گورستانهای قشقائی در سر راه کوچ ایل فرار گرفته تا هنگام کوچ بتوانند برای مردگان خود فاتحه ای بخوانند.

به سبب علاقه ای که به خانهای خود دارند برای آنها آرامگاههای باشکوه و استوار می سازند که سالیان دراز پابرجا می ماند و هر سال هنگام کوچ قبر آنها را زیارت می نمایند.

آرامگاه عده ای از سران ایل قشقائی بویژه خانهای طایفة کشکولی در دامنة با صفای شاهدایِ اردکان با سنگ و شیروانی به سبک مزار حافظ ساخته شده و نظر بیننده را به خود جلب می‌کند.

بیشتر قشقائیها مردمانی بلند قامت و خوش صورت و دلاورند. چهرة آنها گندم‌گون چشمانشان سیاه یا میشی و مویشان مشکی است. در میان طایفة فارسیمدان و درة شوری گروهی سفید پوست با موی زرد یا بور نیز دیده می شوند. زنان قشقائی هرگز آرایش نمی‌کنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست می‌کنند. مردان قشقائی همیشه صورت خود را می تراشند و به سبیل گذاشتن چندان گرایش ندارند.

تمام قشقائیها شیعة جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقه‌مندند. شاید بیش از پنج درصد آنان نماز نخوانند. یا اصلاً نماز را ندانند ولی به عرف و عادات خود سخت معتقدند. زبان اصلی و مادری قشقائیها ترکی (ترکی قشقایی) است البته اکثرآ فارسی را می‌دانند.

نوشته شده توسط Mina / جمعه چهارم اردیبهشت 1388 / 10:22 | لینک ثابت | موضوع: |

نرم افزار تبدیل هر فایل ویدئویی به DVD ،VCD ،SVCD و رایت بر روی CD و DVD توسط Ultra DVD Creator 2.7 



نرم افزار Ultra DVD Creator ابزاری قدرتمند جهت ساخت دیسک ویدئویی DVD ،VCD ،SVCD از تمام فرمت فایل های DivX XVid ،MPEG ،WMV ،ASF ،MOV ،RM ،MP4 ،FLV ،AVI می باشد. شما می توانید فیلم ها را در DVD پلیر مشاهده نمایید. توسط این نرم افزار شما می توانید هر فایل ویدئویی DVD VCD ،SVCD را سازگار با فایل mpeg تبدیل نموده و بر روی دیسک CD و DVD رایت نمایید و قسمت های اضافی یا قسمت هایی که مورد پسند شما نمی باشد را از ویدئو جدا و حذف کنید بدون اینکه کوچکترین خللی در فایل ویدیویی وارد شود. همچنین توسط این نرم افزار از ضبط کننده ویدئویی دیجیتالی، وب کم و فایل دانلود شده CD و DVD بسازید. تغییر سایز و فرمت فایل ویدیویی، رایت نمودن آسان فایل های ساخته شده، اضافه نمودن فایل های با فرمت Srt جهت زیر نویس ها، اضافه نمودن فرم دلخواه به فایل خروجی، جهت بخشی به نظام خروجی فایل و ... خواهد داد. لازم به ذکر است که انجام همه این عملیات برای شما به سادگی امکان پذیر می باشد و برای تمامی این کارها اصلاً ضرورتی ندارد که شما دارای دانشی گسترده در این زمینه باشید.
قابلیت های کلیدی نرم افزار Ultra DVD Creator 2.7.0227:
- قابلیت ساخت دیسک تصویری DVD ،VCD ،SVCD
- قابلیت پشتیبانی از تمامی فرمت های رایج از جمله AVI ،DivX ،XVid ،MPEG ،WMV ،ASF ،MOV ،RM MP4 ،FLV ،3GP
- قابیلت رایت نمودن فایل BIN/CUE - VCD و SVCD بر روی DVD یا CD
- پشتیبانی از CD-R, CD-RW, DVD-R, DVD-RW, DVD+R, DVD+RW, DVD-RW DL, DVD+RW DL
- پشتیبانی از فرمت صوتی AC3
- قابلیت اضافه نمودن Letter Box به DVD خروجی
- امکان رایت فایل DVD-Video بر روی CD
- توانایی رایت تصاویر VCD ،SVCD BIN/CUE بر روی دیسک CD
- پشتیبانی قدرتمند از انواع DVD-Writer ها
- قابلیت تبدیل فایل ویدئویی به فایل DVD ،VCD ،SVCD
- امکان تبدیل فایل ویدئویی به DVD-Video
- تغییر سایز و کیفیت خروجی فایل مد نظر
- امکان پشتیبانی "Drag and Drop" از مرورگر ویندوز
- قابلیت پشتیبانی از NTSC ،PAL TV mode
- اضافه نمودن زیر نویس( Srt یا تصویری) به DVD ،VCD ،SVCD
- قابیلت کات کردن و جداسازی دلخواه هر قسمت از فایل تصویری
- قابلیت ایجاد CD های صوتی با کیفیت پخش بسیار بالا
- اضافه کردن جعبه نامه برای نشان DVD
- سهولت استفاده و فضای زیبای نرم افزار
دریافت فایل برنامه ( 9000 کیلوبایت )
نوشته شده توسط Mina / جمعه چهارم اردیبهشت 1388 / 9:55 | لینک ثابت | موضوع: |

راهکارهای متداول برای رفع بوی بد دهان 

بوی بد دهان یکی از مشکلات متداول در جامعه است که میتواند علتهای مختلفی داشته باشد. دلیل عمده و اصلی آن وجود یک باکتری غیرهوازی در بیوفیلمی است که روی زبان شکل می گیرد. این باکتری پروتئین موجود در غذاها را شکسته و گازهایی مثل سولفیدهیدروژن و اسکاتول تولید میکند.

بوی بد دهان  در اول صبح تقریباً در همه افراد شایع است. این مشکل را می توان با بهداشت و نظافت دهان، کنترل کرد. اما خیلی افراد حتی پس از تمیز کردن دهان نیز ممکن است به خاطر برخی مشکلات دهانی، همچنان دچار این بو باشند. برخی از بیماری ها نیز می تواند موجب بدبو شدن دهان شود. علت اصلی این بیماری باید شناخته شده و درمان برطبق آن صورت گیرد.

در زیر به برخی از متداولترین راه ها برای کاهش و درمان بوی بد دهان اشاره می کنیم:

1) نظافت دهان

برای کاهش فعالیت باکتری ها، باید همیشه دهان را تمیز نگه داشت. پس از  غذا خوردن، غرغره کردن با آب ولرم لازم است. حتی پس از خوردن تنقلات، شیرینی، و بیسکویت حتماً باید دهان را با آب تمیز کرد. دوبار در روز باید مسواک بزنید. گفته می شود که مسواک اول صبح برای زیبایی است و مسواک آخر شب برای سلامتی.

2) تکنیک های مسواک زدن

برای گرفتن نتیجه بهتر باید از تکنیک های معمول مسواک زدن استفاده کرد. خیلی از افراد با مسواک زدن شدید باعث آسیب رساندن به لثه های خود می شوند. مسواک زدن پس از صرف هر غذا و نوشیدنی هم می تواند به مینای دندان آسیب برساند. موهای مسواک باید نرم اما به اندازه کافی سخت باشند تا بتوانند موادزائد را از منافذ دندانها بیرون بکشند. مهمترین چیز در مسواک زدن، جهت آن است.

دندانهای بالایی را باید در جهت روبه پایین و دندانهای پایین را در جهت روبه بالا مسواک زد. این مسئله هم برای سطح خارجی و هم داخلی صدق می کند. بعد نوبت به تاج دندانها می رسد. در این حالت مسواک زدن باید در جهت روبه جلو و روبه عقب صورت گیرد. این مسئله هم برای دندانهای بالا و هم پایین صدق می کند.

3) تمیز کردن زبان

لایه زرد یا سفید رنگ روی زبان می تواند موجب بدبو شدن آن شود. این مسئله در اول صبح بیشتر است و باید دوبار در روز به کمک تمیزکننده زبان انجام شود. تمیزکننده های زبان را باید به آرامی بدون آسیب رساندن به جوانه های چشایی روی زبان انجام داد.

4) خلال دندان

از خلال دندان برای بیرون کشیدن خرده های غذا از لای دندانها استفاده می شود. این ابزار مخصوصاً بعد از خوردن گوشت و ماهی بسیار مفید است. برای جلوگیری از آسیب رسیدن به لثه ها باید به آرامی از آن استفاده کنید.

5) غرغره کردن

پس از صرف هر غذا، غرغره کردن با آب ولرم بسیار مفید است. برای گرفتن نتیجه بهتر است این غرغره کردن را با آب نمک انجام دهید. دهان شوی های مختلفی نیز در بازار موجود است که می توانید از داروخانه ها خریداری کنید. غرغره کردن با دهان شوی هم به رفع بوی بد دهان کمک میکند.

6) عادات غذایی

برخی از موادغذایی نیز بوی خاصی ایجاد می کنند که ممکن است برای سایرین خوشایند نباشد. پیاز خام بهترین نمونه آن است. گفته می شود که خوردن یک سیب در روز دکتر را از شما دور می کند و خوردن یک پیاز خام در روز هم همه را از شما دور می کند. دقت به زمان غذاخوردن اهمیت زیادی دارد.

7) نوشیدن آب

خشکی دهان محل بسیار مناسبی برای فعالیت باکتری ها ایجاد می کند که موجب بدبو شدن دهانمی شود. برای حفظ رطوبت دهان و کاهش تکثیر باکتریها، وجود بزاق دهان ضروری است. تولید بزاق با توازن آب بدن رابطه نزدیک دارد، درنتیجه باید در طول روز به مقدار کافی آب بنوشید.

8) خنک کننده های دهان

خنک کننده های مصنوعی و طبیعی دهان می تواند شدت بوی بد دهان را تاحدی پایین بیاورند. برای این منظور معمولاً از موادغذایی تند استفاده می شود. ادویه های جویدنی مثل میخک، زیره، هل، دارجین، و زنجبیل می توانند مفید باشند. همه مرکبات هم می توانند بوی بد دهان را کاهش دهند. نک کننده های دهان و آدامس را می توانید از بازار تهیه کنید. اما باید دقت کنید که برخی از این محصولات می تواند آسیب هم ایجاد کند.

اگر راهکارهای بالا جواب نداد، چه باید کرد؟

می توانید از راه حل های زیر استفاده کنید:

1) از بین بردن علت

بوی بد دهان گاهی به خاطر برخی بیماری های خاص مثل دیابت، تب، اختلالات معده، و بیماری های کبد ایجاد می شود. با از بین بردن و کاهش علت اولیه، بوی بد هم اتوماتیک وار از بین می رود.

2) داروهای جدید

اگر بوی بد دهان به خاطر عفونت خاصی باشد، داروهای آنتی بیوتیک ، ضدقارچ و ضد ویروس مناسب می تواند مفید باشد. اگر بوی بد دهان به خاطر هر نوع بیماری مزمن یا خودایمن باشد ممکن است از استیروئید هم استفاده شود. قرص های تولیدکننده بزاق هم میتوان مصرف کرد.

3) جرم گیری دندانها

جرم گیری دندانها توسط دندانپزشک پلاک و رسوب روی دندنها را از بین می برد. اینکار می تواند شدت بدبوی دهان را کاهش دهد. حداقل سالی یکبار به دندانپزشک مراجعه کنید.

4) پر کردن کرم خوردگی دندانها

ازآنجا که کرم خوردگی دندان یکی از علتهای اصلی بوی بد دهان است، حتماً باید برای پر کردن آن به دندانپزشک مراجعه کنید. سابقاً از آلیاژهای نقره ای رنگ برای پر کردن استفاده می شود. اما امروزه با مواد مصنوعی کههمرنگ دندان هستند استفاده می شود.

5) جراحی لوزه

بیمارانی که مداوماً دچار ورم و التهاب لوزه می شوند ممکن است به خاطر تولید موادخمیری از غدد لوزه ها دچار بوی بد دهان شوند. این بیماران پس از جراحی لوزه از این مشکل خلاص می شوند.

6) مشاوره روانشناسی

افرادیکه دچار بوی بد دهان هستند ممکن است دچار افسردگی شده و خود را از جامعه دور کنند. این انزوا بر فعالیت های روزانه آنها تاثیر منفی خواهد داشت. چنین افرادی باید بدانند که همه انسانها  دچار بوی بد دهان هستند اما شدت های آن متفاوت است. باید تا جایی که می توانند برای از بین بردن شدت این بدبویی تلاش کنند و هر راه ممکنی را امتحان کنند. حمایت خانواده و دوستان برای چنین افرادی الزامی است.

برخی از افرادی که برای بوی بد دهان به پزشک مراجعه می کنند، هیچ مشکلی واقعی ندارند. اما معمولاًاز درد، تنگی نفس، ناراحتی شکم، و بوی بد دهان گلایه دارند. برای تشخیص و درمان هر علت واقعی نیاز به معاینه دقیق است. برای مداوای این افراد باید از طریق روانشناسی پیش رفت.

7) هوموپاتی

در هوموپاتی، دارویی هایی براساس وضعیت فیزیکی، احساسی، فکری و اجتماعی افراد انتخاب می شود و در قدرت و دوز مناسب برای آنها تجویز می شود. از این طریق هر مشکل سلامتی آنها ازجمله بوی بد دهان، از بین می رود.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:59 | لینک ثابت | موضوع: |

3 طرز تفکر انسانهای موف 

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.

طرزفکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

طرزفکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.

طرزفکر 3: همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.

با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.

موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.

اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بگیرند. اما چطور ممکن است کسی که چنین شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنان موفقیتی دست پیدا کند؟

ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.

اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکسته بخوریم، انتخاب با ماست.

موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:58 | لینک ثابت | موضوع: |

8 آموزه ی اکتسابی در شراکتهای تجاری 

بررسی روابط تجاری موفق و ناموفق نهایتاً ما را به سمت لیست قواعد کلی و آموزه های اساسی زیر هدایت می کند.

1- پیش از انتخاب شریک موقعیت خود را به خوبی بررسی کرده و جایگاهتان را دریابید

زمانیکه در کنار دیگران هستید مواضع خود را معین کنید. از سوی دیگر می بایست از مواضع طرف مقابل هم مطلع گردید . سپس توجه و تمرکز خو را بر روی کلیدی ترین مشکلات موجود در کار منعطف نموده و بعد هم گروههای متخصصی که در انجام کار مورد نظر تبحر خاص دارند را شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار کنید.

2- بدانید با چه کسی معامله می کنید

همه ی شرکا یکی نیستند بنابراین همه آنها را به یک چشم نگاه نکنید. یکی از محققان معظم در زمنیه "کار و تجارت" با نام "جان الکینگتون" تئوری جالب و در عین حال کارامدی را در این زمینه معرفی می کند. این فرضیه در زمینه ی گونه شناسی شرکا مطرح می گردد. او آنها را به گروهای کوسه ماهی، گاوماهی، شیر دریایی، و دلفین ها تقسیم بندی می نماید. کوسه ها همیشه آماده ی حمله کردن هستند، آنها به راحتی می توانند بوی خون و ضعف را از کیلومتر ها دورتر تشخیص دهند. گاو ماهی ها از ترس طرف مقابل سوء استفاده می کنند تا قدرت و هیبت خود را تحکیم نمایند. شیرهای دریایی محافظه کار هستند و بیشتر روی مسائلی مانور می دهند که در مورد آن اطلاعات کافی داشته باشند. دلفین ها با هوش، خلاق هستند و می توانند در دفع کوسه ها کمک کنند. نتیجه ای که از نظریه ی فوق می توان گرفت این است که کار کردن با برخی از افراد راحت تر از سایرین است. به شما پیشنهاد می کنیم که تا می توانید خودتان را از گروههای خطرزا مثل کوسه ها دور نگه دارید.

3- صبر داشته باشد

اگر می خواهید از این مقاله تنها یک درس بگیرید ما به شما پیشنهاد می کنیم که همین گزینه را انتخاب کنید. بنای اعتماد و اطمینان با گذشت زمان شکل می گیرد. ممکن است سال ها طول بکشد. همانطور که "دیو مک لاین" تحلیلگر تجاری معتقد است: "سعی کنید تا جایی که می توانید به روابط بلند مدت خود استحکام بخشیده و آنها را تقویت نمایید".

4- از فرهنگ و ارزش های طرف مقابل با خبر شوید

طی تحقیقاتی که داشتم به شخصی برخورد کردم که فقط 6 ماه بر روی فرهنگ توده ای خاص کار می کرد تا نهایتاً تصمیم بگیرد که آیا می تواند با آنها وارد رابطه تجاری بشود یا خیر. تفاوت چشمگیری میان ارگانهایی که تنها به دنبال سود بیشتر هستند و آن دسته ای که فقط در پی افزایش منافع فردی نیستند وجود دارد. شاید برای رسیدن به موفقیت های بیشتر لازم باشد به فرهنگ های دیگر هم مسلط شویم اما مطمئن باشید که این کار نشدنی نیست. ما حتی یاد گیری زبانهای دیگر را هم به شما پیشنهاد می کنیم.

5- اهداف عملی برای خود برگزینید

اهداف میان شرکا باید با دقت توسعه داده شده و معین گردد. هر دو طرف می بایست طبق مسائل محیطی به پیشرفت برسند و لزوماً به هسته ی اصلی تجارت نیز مرتبط باشند. در ابتدا راه اهداف دست یافتنی کوتاه مدت تعیین کرده، به آنها برسید و سپس آنها را گسترش دهید. هیچ گاه در حضور جمع قولها و وعده وعیدهایی ندهید که بعداً نتوانید به آنها عمل کنید.

6- رهبران با قدرت انتخاب کنید

هر سیستم موفق برای عملی کردن پروژه ها و حفظ روابط با سایرین نیاز به یک رهبران اجرایی توانا دارد. برای تثبیت کردن هر چه بیشتر موفقیت ها لازم است مدیرانی را جهت مواقع بحرانی تربیت و آماده سازید تا در مواقع ضرری به کمک شما بیایند.

7- بزرگ فکر کنید اما گام های کوچک بردارید

زنجیره ای کردن خدمات و حمصولات ایده ی خوبی به شمار می رود، اما هدفی نیست که بتوانید آنرا یکشبه عملی کنید. برنامه های آموزشی شبیه سازی شده ی پرواز موقعیتی را فراهم می کند که خلبان آماتور بتواند هر گونه حدس و گمانی را تست کند، خود را در شرایط بحرانی قرار دهد و به طور کلی راندمان و کیفیت کار خود ارتقا بخشد. در زمینه ی کاری هم پیش از هر چیز باید اعتماد بوجود آورد و به مرور زمان با آزمایش و امتحان های گسترده، اساس ارتباط وسیع تر برای شراکت را پی ریزی نمود.

8- کلیه ی روابط را هماهنگ کنید

زمانی که نابهنگام به یکی از طرفین احساس غلبه و ظفر دست می دهد، حتی بزرگترین روابط شراکتی به سرعت فاسد شده و از بین می رودند. نمی توانید انتضار داشته باشید که همانطور که خودتان در مورد مسئله ای خاص می کنید، طرف مقابل هم با دید شما به قضیه نگاه کند. در مورد هیچ مسئله ای تا زمانیکه به یک منبع موثق دست پیدا نکرده اید، صحبت نکنید. این امر کمک شایان ذکری در هماهنگ کردن شما با سایرین می کند.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:57 | لینک ثابت | موضوع: |

همه چیز در مورد قلنج کمر و گرفتگی عضلات 

چگونه از این درد رها شویم

"قلنج" در قسمت پشتی کمر به موجب عوامل خاصی پدید می آید. زمانیکه میان ماهیچه های پشتی کمر و استخوان کتف ساییدگی ایجاد می شود، ماهیچه ها با فشار از جای خود خارج می شوند. در اکثر موارد استخوان های پهن شانه به ماهیچه های پشتی کمر فشار و کشش وارد کرده و آنها را از جای خود خارج می نمایند. در این حالت ماهیچه هایی که دچار کشیدگی شده اند برای محافظت از خود حالت گرفتگی و سفتی پیدا می کنند. سخت و محکم شدن عضلات فوق سبب ایجاد "قلنج" می شود.

چه ماهیچه هایی در این حالت تحریک می شوند و دلیل آن چیست؟

اگر شما راست دست باشید، به طور حتم در بیشتر ساعات شبانه روز دست راست خود را در مقابلتان قرار می دهید تا به واسطه آن بتوانید کارهای مختلفی از قبیل نوشتن، کار کردن با رایانه، و سایر امور فیزیکی را انجام دهید. درست است؟

هنگامیکه دست برای مدت زمان زیادی در جلوی بدن قرار می گیرد، عضلات جلویی بازو و قفسه سینه منقبض شده و در کوتاهترین حالت خود قرار می گیرند. زمانیکه به طور مداوم بدن خود را در این موقعیت قرار دهید، با گذشت زمان ماهیچه ها کوچک و سفت می شوند چراکه شما آنها را بطور دائمی در وضعیت جمع شدگی نگه داشته اید و عضلات نیز به این وضعیت عادت می کنند.

از دلایل دیگر ایجاد "قلنج" می توان به افتادگی دائمی شانه ی دست راست اشاره کرد. این امکان وجود دارد که فرد به دلیل موقعیت خاص قرار گرفتن میز کار، طرز نشستن بخصوص بر روی صندلی، و یا خوابیدن متداوم بر روی سمت چپ بدن همواره شانه سمت راست خود را در حالت افتادگی نگه دارد. کلیه ی این مسائل دست به دست هم می دهند و سبب می شوند که ماهیچه های قسمت راست بدن شما  به ویژه از شانه تا شکم کوتاه شوند. این کوتاه شدگی عضلات به استخوان های پهن شانه فشار وارد کرده و استخوانها هم برای از بین بردن این فشار به عضلات پشتی کمر کشش وارد می کنند و این امر نهایتاً منجر به ایجاد "قلنج" می شود.

می توان نتیجه گرفت که احتمال دارد ماهیچه ها از سه قسمت مختلف سبب ایجاد کشیدگی استخوانهای شانه شوند:

 1) انقباض ماهیچه های جلویی - که در قسمت رویی بدن قرار دارند و استخوان شانه در نزدیکی استخوان گردن به آن ماهیچه ها متصل شده است.

2) انقباض ماهیچه های خارجی (پهلویی) – که پایین چال زیر بغل و کنار دنده ها قرار گرفته اند.

3) انقباض ماهیچه های زیرین – که به ماهیچه های پشت دنده ها اطلاق می شود.

ابتدا باید ماهیچه را آزاد کرد

انجام حرکات کششی برای رهایی از درد مفید بوده و به شما کمک می کند، اما ماساژ دستی خیلی زودتر ماهیچه های کشیده شده را آزاد می کند. با این وجود اگر امکان ماساژ را ندارید، مطمئناً با اجرای حرکات کششی نیز می توانید درد را از بین ببرید.

از جمله حرکات کششی که در این زمینه مفید می باشد، بالا بردن دست تا بالای سر است. در این حالت دست خود را در کنار سر قرار داده، آنرا از آرنج هم کنید و با دست دیگر به آرنج خود نیرو وارد کنید. همچنین می توانید دست های خود را به صورت افقی به سمت پشت و بیرون برده، کف دست ها را در قسمت پشت بدن بهم رسانده و تا جاییکه می توانید آنها را بالا بیاورید تا ماهیچه های قفسه سینه باز شده و کشیده شوند. کلیه ی حرکات کششی را می توانید برای هر دو طرف بدن انجام دهید، اما دقت داشته باشید که می بایست حرکات را برای قسمتی که دچار کوتاه شدگی و افت عضلانی شده است 4برابر بیشتر تکرار کنید.

از روش های پیشگیرانه هم می توان به تقویت عضلات بین مهره ها و شانه اشاره کرد. این کار به رفع مشکل شما نیز کمک می کند زیرا اگر ماهیچه هایی که دچار اسپاسم شده اند، تقویت شوند، خیلی راحتتر می توانند جای خود را حفظ کنند. تقویت این عضلات از بروز دردهای آتی نیز جلوگیری بعمل می آورد.

با رها سازی ماهیچه های مذکور کشیدگی و کوفتگی عضلات التیام پیدا کرده و درد از بین می رود.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:55 | لینک ثابت | موضوع: |

8 درد عضلانی بدن که نباید از آن غافل شوی 

وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد، به طور کل دو نوع درد داریم: یک درد هست که قابل تحمل است و می توانید با آن کنار بیایید و درد دیگری هم هست که به هیچ وجه نباید نادیده اش بگیرید.

اگر نتوانید این دو موقعیت را از هم تشخیص دهید، ممکن است خیلی برایتان مشکل ساز شود چون آسیبدیدگی هایی هست که اگر بطور مداوم تشدید شوند، مطمئناً نیاز به زمان استراحت طولانی مدتی پیدا می کنند.

یاد گرفتن تفاوت این دو درد، به خصوص اینکه بفهمید برای چه دردهایی باید احساس خطر کنید، به شما کمک می کنند همچنان به تمریناتتان ادامه دهید و از آسیبدیدگی ها هم دور بمانید.

حتماً یادتان باشد، مطالبی که در اینجا مطرح می کنیم، بااینکه ازجمله متداولترین موقعیت ها و مشکلات هستند، اما به هیچ وجه نمی تواند جای مشاوره با پزشک متخصص را برایتان بگیرد. اگر احساس مشکل می کنید و مطمئن نیستید چه اتفاقی برایتان افتاده است، حتماً در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کرده و با او در این مورد مشورت کنید.

در زیر به 8 مورد از انواع دردهای بدن که نباید نادیده بینگاریدشان، اشاره می کنیم.

1) درد ناگهانی سر و گردن

اگر به طور ناگهانی، مخصوصاً هنگام اسکات زدن با وزنه های خیلی سنگین، در ناحیه سر احساس درد کردید، بلافاصله دست نگهدارید و نگاهی به فرم حرکتتان بیندازید. این درد که نباید از آن غافل شوید، می تواند درنتیجه اورلود رگ های خونی به خاطر فشار تمرین باشد یا اینکه یکی از عضلات درگیر در برخورد با فشار و استرس وارده از طرف وزنه ها، مشکل دارد.

اگر شما هم از جمله بدنسازانی هستید که در حرکت اسکات با وزنه های شدیداً سنگین کار می کنید، اطمینان یابید که حین حرکت نگاهتان رو به جلو باشد و عضلات شانه و گردن را کاملاً شل و آزاد نگه دارید. اگر حالتتان به اینصورت نباشد، ممکن است مقداری از فشار وزنه ها روی گردن و سر وارد شده و باعث درد جدی در این ناحیه شود.

2) سوزش شدید کشاله ران

اگر تمرینات سنگین اسکات، ددلیفت یا لانگز انجام می دهید و درد بسیار شدید و ناگهانی در ناحیه کشاله های ران احساس کردید، حتماً همان لحظه دست از تمرین بکشید چون این دردی است که به هیچ وجه نباید از آن غافل شوید. این درد برحسب شدت آسیبدیدگی، می تواند یک گرفتگی عضلانی ساده باشد یا کشیدگی جدی عضلات.

اگر خواستید همان حرکت را دوباره انجام دهید (مثلاً حرکت لانگز) و این درد همچنان ادامه داشت، اما با شدت کمتر، این نشانه کاملاً روشنی است که عضلات داخلی ران شما به طور جدی دچار کشیدگی شده اند.

بااینکه برخی گرفتگی های عضلانی حین تمرینات سنگین انتظار می رود اما این نوع درد و کشیدگی—که تقریباً مشابه گرفتگی است—نشانه این است که چیزی به طور جدی در بدنتان مشکل پیدا کرده و برای جلوگیری از آسیبدیدگی بیشتر حتماً باید دست بکشید. اگر مشکلتان همین است، آن حرکت را متوقف کرده و سراغ تمرین بعدی بروید، البته دقت کنید که تمرین بعدیتان روی عضلاتی کار کند که دیگر روی عضله مورد نظر فشار وارد نکند. همچنین بلافاصله بعد از تمرین عضله آسیبدیده را به دقت بکشید و درصورت امکان روی آن یخ بگذارید تا اگر تورم دارد برطرف شود. چهار روز تا یک هفته به آن عضله استراحت بدهید و بعد دوباره تمرینات خود را از سر بگیرید.

3) درد جدی کمر

بااینکه همیشه باید مراقب هر نوع درد کمر که برایتان اتفاق می افتد باشید، وقتی درد آن مستقیم و شدید باشد، باید بلافاصله دست از تمرین بکشید چون این مورد یکی از حادترین دردهایی است که به هیچ وجه نباید نادیده بگیرید. درد تند و تیز معمولاً نشانه ای آشکار است که مشکلی در بدنتان اتفاق افتاده و علت آن ممکن است جابه جا شدن دیسک یا وارد شدن فشار روی عصب باشد.

اگر تعداد بالایی لیفت انجام داده اید که نیاز به بالا بردن وزنه بالای سرتان داشته است (مثل وزنه برداری یکضرب، پرس سرشانه و از این قبیل) پس فشار زیادی روی استخوانهای مهره ها وارد کرده اید.

از جمله اصلاحاتی که باید صورت دهید، تغییر طرز قرارگیریتان است چون ممکن است حرکت را در حالتی انجام داده باشید که ستون مهره ها خارج از تراز رفته باشد که موجب درد عمیقی در بدن می شود.

دراولین فرصت به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا ببینید کمرتان تا چه میزان آسیب دیده است و قبل از اینکه دوباره به سراغ وزنه ها بروید، حتماً مشکلتان را برطرف کنید. یادتان باشد درصورت داشتن چنین مشکلی به هیچ عنوان به تمرین ادامه ندهید، چون کوچکترین مشکلی که برای ستون مهره هایتان اتفاق بیفتد، سایر نقاط بدنتان هم در معرض آسیبدیدگی جدی قرار می گیرند.

4) درد قوزک پا حین دویدن

 خیلی از دونده ها خیلی به ورزششان متعهد هستند و خیلی برایشان پیش آمده که طی تمریناتشان دچار درد در قسمتی از بدنشان شده باشند. هر زمان که سعی می کنید به اندازه مسافتی که دونده ها می دوند، بدوید، مطمئناً درد جدی برای خودتان ایجاد می کنید.

متاسفانه این به آن معنی هم هست که دونده ها خود را به چنین دردهایی عادت داده اند و خودشان را مجبور می کنند که باوجود این درد به راهشان ادامه دهند، درصورتیکه خیلی از دردهایی که تحمل می کنند، ازجمله دردهای بسیار جدی است که به هیچ وجه نباید نادیده شان انگاشت.

وقتی حین دویدن چنین دردی در پای خود احساس کردید، زمانش رسیده که تردمیل را نگهداشته و به درد قوزکتان رسیدگی کنید. این درد می تواند نشانه کشیدگی قوزک یا رباطهایتان باشد و اگر نادیده گرفته شوند ممکن است باعث شود هفته ها از تمرینتان عقب بمانید.

مفصل قوزک پا تاندون ها و رباط های زیادی در خود دارد به خاطر همین این احتمال خیلی زیاد است که با یک گام اشتباه که برمی دارید صدمه ای به یکی از اینها وارد شود. داشتن یک جفت کفش مناسب و دویدن در سطوح صاف راه خوبی برای پیشگیری از بروز دردهای قوزک پا است اما به طور کامل نمی توان از بروز چنین دردهایی جوگیری کرد. پس وقتی می دوید، به بدنتان گوش دهید و هر زمان که احساس کردید که باید دویدن را متوقف کنید، دست نگهدارید.

5) گرسنگی بیش از حد

برای خیلی از افراد، ساختن بدنشان مهمترین اولویت زندگی است. چه فکرشان شرکت در مسابقات بدنسازی باشد یا صرفاً بخواهند به این و آن پز بدهند که سعی و تلاشهایشان در باشگاه نتیجه بخش بوده است، خودشان را تا حد بیشتر از توانشان جلو می برند تا به اهدافشان برسند.

وقتی عضله ها ساخته شدند، به جایی می رسند که باید شدیداً مراقب رژیم غذاییشان باشند و هر چیزی را نخورند. اگر شما هم در رژیم غذایی خود جدی هستید و چند ماهی است که خورد و خوراک خود را شدیداً محدود کرده اید، واقعاً باید به زبان بدن خود گوش دهید.

گاهی اوقات بعد از رژیم های خیلی سخت، توازن هورمونی بدن برهم می خورد و شما احساس گرسنگی شدید خواهید کرد که به هیچ طریق از بین نمی رود. این وضعیت آشکارا نشان می دهد که بدنتان میخواهد چیزی به شما بگوید و شما باید یک تا دو هفته به خودتان مرخصی بدهید.

کالری های مصرفیتان را دوباره بالا بیاورید و بعد از این دوره دوباره به رژیم سفت و سخت سابقتان برگردید. اینبار متوجه خواهید شد که وقتی مرخصیتان از رژیم به سر آمد، چربی سوزیتان بسیار شدیدتر از قبل ادامه می یابد.

6) احساس سرگیجه

درد دیگری که موقه تمرین نباید نادیده بگیرید، احساس سرگیجه است. این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که در حرکتی تا نیمه خم هستید و دوباره به وضعیت ایستاده برمی گردید. بااینکه در خیلی افراد سرگیجه انتظار می رود—اگر موضوعی همیشگی برایتان باشد—خیلی خوب است که فشارخونتان را اندازه گیری کنید چون ممکن است این نشانه ای از مشکل فشارخون باشد.

بااینکه خیلی ها باید مراقب باشند فشارخونشان بالا نرود، شما اگر دچار چنین مشکلی شدید، احتمالاً فشارخونتان پایین آمده است. باتوجه به خطری که احساس سرگیجه می تواند در پرس های بالای سر برایتان ایجاد کند، باید حتماً دقت و توجه کافی به این مشکل داشته باشید.

یک کاری که باید بکنید این است که مقدر کافی نمک در رژیمتان مصرف کنید. بااینکه نباید در مصرف نمک زیاده روی هم بکنید، اما مصرف به اندازه آن را نباید فراموش کنید. پس تازمانی که کاملاً سالم باشید و هیچ مشکل سلامتی خاصی هم نداشته باشید، کمی مصرف اضافه تر نمک برای شما که فعالیت فیزیکی بالایی دارد می تواند مفید باشد، چون با عرق کردن حین تمرین این نمک ها دفع خواهند شد.

به خاطر داشته باشید که مطالبی که گفتیم نباید برایتان پاسخ کامل باشد و اگر این مشکل مداوماً برایتان اتفاق افتاد حتماً باید به دنبال پزشکی مجرب برای تشخیص مشکل خود بروید.

7) درد ساق پا

درد و ورم ساق پا یکی دیگر از مشکلات متداول در ورزش دو می باشد که به خاطر اعمال فشار مداوم بر استخوان درشت نی ایجاد می شود. بااینکه خیلی از دردهای ساق ممکن است به خاطر کار کشیدن بیش از حد از پا باشد و بعد از چند روز دوباره سلامت شود، اما اگر از مشکل درد و ورم ساق پا مزمن رنج می برید باید حتماً دوره ریکاوری را به طور کامل طی کنید.

اگر می بینید که این مشکلتان بیشتر از دو هفته است که ادامه پیدا کرده است، حتماً به دنبال یک پزشک متخصص ورزشی رفته و درمان را جویا شوید.

8) خستگی مفرط و مداوم

و آخرین نوع درد که به شما معرفی می کنیم، خستگی است، آنهم خستگی که به هیچ طریق از بین نمی رود. هرچه خوابتان را بیشتر می کنید، تغذیه تان را متعادل تر می کنید، چند روز مرخصی می گیرید و استراحت می کنید و هر کاری که می کنید این خستگی بهتر نمی شود که نمی شود. این می تواند نشانه بارزی از تمرین زدگی باشد.

خیلی از آقایون عادت دارند که با درد مداوماً کنار بیایند و باوجود آن به فعالیتشان ادامه دهند، درمورد شدت و حجم تمرین هم وضع به همین منوال است.

اگر می بینید که انگیزه و اشتیاق کمتری برای سایر جوانب زندگیتان که سابقاً از آن لذت میبردید، به جز تمرین، دارید می تواند نشانه ای از تمرین زدگی باشد. اما اگر خیلی وقت است که از باشگاه به خودتان مرخصی نداده اید و در چند وقت گذشته هم پیشرفتی در کارتان مشاهده نکرده اید، حتماً زمان استراحتتان رسیده است. تمرین زدگی، برحسب شدت آن، ممکن است از دو هفته تا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. به همین دلیل است که اگر می خواهید خیلی از تمریناتتان عقب نمانید، باید توجه خاصی به این مشکل داشته باشید.

مقابله با دردها

به هیج عنوان نسبت به هیچکدام از این دردها بی توجه نباشید. وقتی می خواهید فراتر از توانتان از خودتان کار بکشید، داشتن آستانه درد بالا چیز خوبی است اما اگر از دردهایی که می تواند واقعاً به شما صدمه بزند، مطلع نباشید، ممکن است خودتان را در معرض مشکلات بسیار جدی و بزرگی قرار دهید.
نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:52 | لینک ثابت | موضوع: |

مدیریت ریسک در تجارتهای خٌرد 

مدیریت ریسک عبارت است از تشخیص، اندازه گیری، و ارزیابی خطرات احتمالی و ایجاد تدابیری به منظور مدیریت آنها با در نظر گرفتن حداکثر میزان موفقیت. این امر به طور اخص ارتباط تنگاتنگی با استفاده بهینه از تکنیک های تجاری، الگوبرداری های متعارف اقتصادی، و بررسی های مالی برقرار می کند.


روشن است سودی که از هر سرمایه گذاری بدست می آید معمولاً به میزان ریسکی که سرمایه گذار در ابتدای کار پذیرای آن می شود، بستگی دارد.


سرمایه گذاران در صورتی حاضر به پذیرفتن ریسک های بزرگ خواهند بود که در نهایت کار به سودهای کلان دست پیدا کنند؛ و این همان پاداش خطر پذیری و حق ریسک کننده است.


اما نکته ای که بیش از پیش باید به آن توجه داشت، نوع ریسک است. باید توجه داشت که ریسک های غیرقابل قبول یکی از بزرگترین دشمنان بزرگ تجارت های کوچک محسوب می شوند. مشکل اساسی بسیاری از تجار و سرمایه گذاران این است که نمی توانند تشخیص صحیحی از ماهیت ریسک هایی که با آنها روبرو هستند، داشته باشند و به همین دلیل قادر نخواهند بود خطری که ممکن است یک موقعیت ریسکزا برای بقای تجارت آنها در بر داشته باشد را دریابند. در نتیجه آنها معمولاً پذیرای ریسک هایی می شوند که قابل حل و فصل نبوده و به جای اینکه قبول ریسک مورد نظر به سود آنها باشد، ضربه ی مهلکی به کسب و کار آنها وارد می کند. مدیریت بهینه ی ریسک نه تنها به خودی خود از کسب و کار شما محافظت می نماید بلکه نظر بسیاری از مشتری ها را نیز به سوی شما جلب می نماید.


در حالیکه افراد همه روزه با ریسک های متفاوتی در اطراف خود روبرو هستند، می توان اظهار داشت که از جمله مهمترین ریسک های موجود، ریسک تجاری است که از پرمخاطره ترین انواع خود محسوب شده و مدیریت و کنترل آن بسیار دشوار می باشد. صاحبان تجارت برای هرچه کمتر کردن ریسک های موجود تلاش کرده و سعی می کنند از طریق بیمه ی عمر، بیمه خدمات درمانی، بیمه بیکاری، بیمه مسئولیت و غیره خطرات احتمالی که ممکن است در حیطه ی شغلی آنها بوجود آید را بپوشانند. این افراد حاضرند تا با خرید بیمه های مشابه سایر خطرات موجود در زمینه ی دارایی های مادی را از میان بردارند. اما متاسفانه هیچ گونه بیمه ای در مقابل تصمیمات نادرست تجاری وجود ندارد! صاحب تجارت موظف است به منظور هرچه کوچکتر کردن تاثیرات منفی تصمیمات نادرست و نامتعارف، یک شیوه ی سازمان یافته را بکار بگیرد تا به واسطه ی آن تصمیمات خوب را افزایش داده و خود را به سود های بیشتر برساند. او همچنین باید به این نکته توجه داشته باشد که در کار هم سود وجود دارد و هم ضرر بنابراین نباید اساس زندگی شغلی خود را به غبطه خوردن بر روی تصمیمات بدی که می توانسته از آنها خودداری کند، بگذراند.


همانطور که در بالا به آن اشاره شد، در سیستم ها و ارگانهای موفق همیشه یک برنامه مدون برای مدیریت موقعیت های خطرزا وجود دارد. این رویکرد سازمان یافته تنها مسئول شناسایی و اداره ی ریسک ها نیست. یک چنین رویکردی شانس اتخاذ تصمیمات متعارف را نیز افزایش می دهد و در عین حال کیفیت و سوددهی امور را نیز در تمام موارد تحت بررسی قرار می دهد. منظور از رویکرد سازمان یافته این است که کلیه ی تصمیم گیری های تجاری به طور جداگانه مورد تحلیل و موشکافی قرار بگیرند و ساختار آنها به صورت ریشه ای تشریح گردد. کارفرما باید به درستی بداند که یک تصمیم خاص دقیقاً پیرامون چه مطلبی گرفته شده است و تلویحات عینی آن چه حوزه هایی را پوشش می دهند.


یک مثال رایج در این زمینه که مسئله ی جذب مشتری است. یکی از چالش برانگیزترین مراحل کار متقاعد کردن مشتری برای همکاری و کشاندن او پای میز قرارداد می باشد. اشتباهی که بسیاری از صاحبان مشاغل دچار آن می شوند این است که برای جذب مشتری یکسری قراردادهایی را تنظیم می کنند که نمی توانند از عهده ی آن برآیند. این افراد تمام تمرکز خود را به مشتری معطوف می نمایند و سایر جوانب کار را در نظر نمی گیرند. از آنجاییکه نمی خواهند موقعیت حاضر را از دست بدهند، پیشنهاد هایی می کنند که چندان به نفعشان نیست و به تصور خویش طرف مقابل را مجاب به پذیرفتن می نمایند. نهایتاً زمان تحویل پروژه فرا می رسد و آنها نمی توانند طبق قرارداد کار خود را تحویل دهند و رضایت مشتری را جلب نمایند به همین دلیل ملزم به پرداخت قرامت های سنگین تر با احتساب به اتلاف وقت و انرژی بیشتر می شوند.


از سوی دیگر با ارائه ی یک رویکرد سازمان یافته در همان ابتدای کار و پیش از عقد قرارداد، کلیه مواضع موجود مورد بررسی قرار گرفته و تمام زوایای آن سنجیده می شود. با بکارگیری این رویکرد، آمار و ارقام تحلیلی بدست آمده و همه چیز به عهده ی شانس و اقبال گذاشته نمی شود. با اتکا به شیوه ی فوق بهترین/ بدترین نتیجه ممکن نیز محاسبه شده و در اختیار کارفرما قرار می گیرد و او با دانش کامل از موفقیت/ شکست و آگاهی به عواقب کار پذیرای ریسک مورد نظر می شود. این امر به او کمک می کند تا در دام قراردادهایی که غیر قابل مدیریت هستند گرفتار نشود.


البته در مثال فوق همانطور که اشاره شد بهترین نتیجه ای که می توان از قرارداد گرفت هم تحلیل می شود اما هر یک از این ارزیابی ها دلایل خاص خود را دارد. "بدترین" نتیجه برای محافظت از اساس شرکت مورد بررسی قرار می گیرد و "بهترین" نتیجه هم از این نقطه نظر که آیا سودهای احتمالی آنقدر زیاد هستند که ارزش پذیرفتن ریسک را داشته باشند مورد بازبینی قرار می گیرد. اگر نتیجه ی کار تنها یک قرارداد نادرست با سود کم باشد، صاحب سرمایه متوجه شده و ریسک نامتعارف را نمی پذیرد. نگاه انداختن به سناریوی بهترین/ بدترین نتیجه به منظور ارزیابی میزان ریسک برای بررسی مقابله ای نیز سودمند است. مسئله ای که صاحب تجارت به دنبال آن می باشد این است که متوجه شود کدامیک از "بهترین ها" سود زیادی را عاید شرکت می کند و کدامیک از "بدترین ها" باز هم اجازه ی محافظت از شرکت را می دهند. معمولاً در هر زمان چندین گزینه انتخابی و فرایند عملیاتی متفاوت پیشروی کارفرما وجود دارد و آنالیز کردن ساختاری و هسته ای احتمالات مختلف خوب / بد به او این اجازه را می دهد که ریسک ها را تعدیل ساخته و بهترین کارهایی را که می تواند انجام دهد در جدول اولویت های شغلی طبقه بندی نماید. با توجه به یک چنین تجزیه و تحلیلی و با احتساب به این امر که شرکتش در حفاظت کامل به سر می برد می تواند کار خود را جلو پیش ببرد و تمام تلاش خود را بر روی بدست آوردن بهترین نتایج ممکن متمرکز نماید.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:50 | لینک ثابت | موضوع: |

10 راهکار اصولی برای متحول کردن زندگ 

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.


ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

1- ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.


سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

ادی کانتور


2- خواستار تغییرباشید

"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.


به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.


3- مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.


باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

استفان کوی


4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.


5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.


6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:


"من نمی توانم...."

"قادر نیستم که ...."

"من هیچ وقت نتوانستم ...."

"هیچ راهی وجود ندارد که ...."


هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.


7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.


8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.


9- انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.


10- پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:49 | لینک ثابت | موضوع: |

اسرار و روشهای ارتباط اثرگذار تجاری و اجتماعی 


مقدمه

انسان ها بیش از 75% از زمان خود را صرف برقراری ارتباط با دیگران می کنند. بدیهی است که ریشه اصلی بسیاری از مشکلات عمده ارگان ها عدم توانایی کارکنان در برقراری ارتباط کلامی است. باید توجه داشت که برقراری ارتباط کلامی صحیح در روابط میان فردی، میان گروهی، فراگروهی، سازمانی و یا هر گونه ارتباط دیگر به عنوان یکی از اساسی ترین مولفه های پیشرفت و موفقیت کلیه ارگانها و سازمانها محسوب می شود.

در این قسمت قصد داریم تا روند کلی "ارتباط" را برای شما تشریح کرده و پس از آن به تحلیل و بررسی تکنیک های مدیریت مقوله های دشوار ارتباطی بپردازیم.

فرایند برقراری ارتباط کلامی

اگرچه همه ما از دوران نوزادی در حال برقراری ارتباط با اطرافیان خود هستیم، اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که روند انتقال اطلاعات از یک فرد (یا گروه) به دیگران پروسه بسیار پیچیده ای است که احتمال بروز اشتباهات زیادی در آن دیده می شود.

با یک مثال ساده توجه شما را به قسمتی از این اشتباهات جلب می کنیم؛

کارمند خانم: من فردا مجدداً نمی توانم سر کار بیایم. به دلیل بارداری احساس تهوع شدید دارم و پزشکم به من توصیه کرده که ساعات کاری ام را کاهش داده و نیمه وقت کار کنم.

کارفرما: این بار سومی است که نمی توانی بیایی، کارهای زیادی برای انجام دادن داری و همه آنها به تعویق افتاده و به جای تو ما مجبور هستیم که کارهایت را انجام دهیم و با این طرز کار کردن همه را به دردسر انداخته ای.

فرایند انتقال پیام

پیام ارسالی

تبدیل تمایلات ذهنی به کلام توسط فرستنده همراه با چند اشتباه احتمالی

تحلیل داده ها توسط گیرنده همراه با چند اشتباه احتمالی

پیام دریافتی

در حین فرایند انتقال داده ها برخی از معانی از میان می روند و پیامی که گیرنده دریافت می کند با آنچه فرستنده قصد انتقال آن را داشته تفاوت زیادی می کند. این امر به ویژه در ارتباطات میان فرهنگی که زبان گیرنده و فرستنده یکی نیست به کرات مشاهده می شود، البته این امر در میان افرادی که دارای زبان مشترک هستند نیز به وفور دیده می شود.

اجازه دهید یک بار دیگر به مثالی که در بالا به آن اشاره کردیم برگردیم. خانم قصد داشت یک پیغام خیلی ساده را به رئیس خود برساند: اینکه به دلیل حالت تهوع نمی تواند سر کار خود حاضر شود. در وهله اول باید افکار خود را به کلمات تبدیل نماید و این اولین منبع ایجاد اشتباه است. از آنجایی که احساس می کند همکارانش به اندازه کافی حس همدلی و دلسوزی نداشته و شرایط او را درک نمی کنند قدری ناراحت است. همکارانش تصور می کنند به دلیل غیبت های طولانی او تحت فشار قرار گرفته اند؛ آنها با خود فکر می کنند که اگر باردار است چرا مرخصی نمی گیرد؟ اما خانم به حقوقش نیاز دارد و اگر مرخصی بگیرد مرخصی بدون حقوق به او می دهند و شرایط زندگی بدتر از قبل می شود.

به دلیل وجود یک چنین مشغولیت های ذهنی، انتقال یک پیام ساده به یک امر دشوار تبدیل می شود. او با حرف هایی که می زند صرفاً توده ای از احساسات پیچیده خود را به طرف مقابل انتقال می دهد و پیام خود را با افکار آشفته ای در مورد بارداری، مسئولیت مادری، وظایف شغلی، و آینده پیچیده تر می کند.

او پیش خود تصور می کند که تنها یک پیام را انتقال داده، اما حرف های او ورای یک پیام هستند و بسته به مدت زمان مکالمه، لحن صدا، و طرز بیان کلمات ممکن است طرف مقابل برداشت های مختلفی از صحبت های او داشته باشد.

به طور مشابه کارفرما نیز در حین دریافت پیام همین مراحل را طی کرده و بسته به دانش فردی همه چیز را در ذهن خود تجزیه و تحلیل می نماید. او پیامی را که دریافت کرده در ذهن خود رمز گشایی می کند و از آن برداشت های شخصی می کند. او فقط این پیام را دریافت نکرده که خانم نمی تواند سر کار خود حاضر شود بلکه با توجه به حرف های او در حال حاضر کارفرما تصور می کند که وی فردی خونسرد، بی علاقه به کار، سهل انگار، و بی ملاحظه است. شاید منظور خانم اصلاً چنین چیزهایی نبوده باشد اما این چیزی است که رئیسش از حرف های او برداشت کرده.

می توان گفت که انتقال پیام کار دشواری است چراکه در همه مراحل احتمال بروز اشتباه وجود دارد. همانطور که در جدول بالا مشاهده می کنید از زمانیکه پیام از فرستنده به گیرنده می رسد در 4 مرحله مختلف امکان بروز اشتباه وجود دارد و روانشناسان اجتماعی بر این باروند که در مسیر انتقال پیام از فرستنده تا گیرنده چیزی در حدود 40% تا 60% احتمال اتلاف معانی وجود دارد. به همین دلیل افراد باید از این مشکلات آگاه بوده و در حین انتقال و یا دریافت پیام ها مراقب باشند که دچار یک چنین اشتباهاتی نشوند و با دقت و نکته بینی تا آنجایی که امکان دارد میزان بروز این اشتباهات را به حداقل برسانند.

همچنین باید توجه داشت که نیم بیشتری از برداشت های افراد به فاکتورهای غیر کلامی بستگی دارد و مواردی نظیر: لحن، حالت چهره، ژست فردی و زبان بدنی در این قسمت نقش مهمی را بازی می کنند.

موانع موجود بر سر راه ارتباط موفق

در حین برقراری ارتباط موانع زیادی وجود دارند که سد راه ارتباط موفق می شوند. این امر به ویژه در محیط کار که افراد شناخت کاملی نسبت به هم ندارند اتفاق می افتد. در این قسمت چند نمونه از موارد مشکل زا را برای شما مطرح می کنیم:

·     زبان؛ انتخاب واژگان مناسب روی کیفیت ارتباط تاثیر می گذارد.  زبان ابراز عینی بیان یک پدیده و اثر کلامی وقایع طبیعی است که متاسفانه فضای زیادی برای سوء برداشت و تحریف معانی در آن وجود دارد. در مثال بالا زمانیکه کارفرما می گوید: "این سومین روزی است که غیبت می کنی" هر کس بنا به موقعیت فردی خود می تواند برداشت متفاوتی از این جمله داشته باشد. کارمند خانم تصور می کند که رئیسش نسبت به وضعیت حاد سلامت او بی تفاوت است. کارمندان دیگر کارشان زیاد شده و این را حق خود نمی دانند که کارهای یک نفر دیگر را هم انجام دهند. باید دانست که افراد مختلف معانی متفاوتی را به واژگانی که می شنوند می دهند.

·         حالت تدافعی گرفتن، دریافت تحریف شده، احساس گناه، کژ اندیشی، و پیش زمینه نادرست فکری در گذشته

·         سوء تدبیر از حرکات بدنی، آهنگ و لحن صدا، و سایر برداشت های نادرست از زبان غیر کلامی

·         تناقض و ناهماهنگی در بیان و انتقال اطلاعات

·         تکاپو برای رسیدن به قدرت

·         حدس و گمان هایی که تنها رضابت فردی را به همراه دارند

·         برداشت های ناصحیح از یک موقعیت معین

·         تفاوت طرز تفکر افراد

·     درک ناصحیح؛ افراد نسبت به محرک های موجود در یک محیط از خود واکنش های متفاوتی را نشان می دهند. هر یک از ما برای رسیدن به عمق مطالب میانبرهای مخصوص به خود را دارد. در مسیر عبور از این میانبرها است که فرد دچار اشتباهات زیادی می شود. از جمله مهمترین این سوء برداشت ها تصورات قالبی و کلیشه ای از دیگران است. چه بسیار اتفاق می افتد بدون اینکه شخصیت طرف مقابل را ارزیابی کنیم، تنها به این دلیل که وابسته به ارگان و یا سازمان خاصی است در مورد او قضاوت می کنیم.

·     تجربیات شخصی؛ زمانی که می خواهیم مسئله ای خاص را در ذهن خود تحلیل و بررسی نماییم عموماً رجوع می کنیم به تجربیاتی که در گذشته در مورد آن کسب کرده ایم.

·     اختلافات فرهنگی؛ ارتباط زمانی به موفقیت می رسد که طرفین برقراری یک رابطه اطلاعات دقیقی از ارزش ها، علایق، و مفروضات طرف مقابل در ذهن خود داشته باشند و این امری است که فرای مرزهای جغرافیایی می گنجد.

رمز گشای سیگنالهای غیر کلامی

تحقیقات متعدد گویای این مطلب هستند که 90% برداشت های گیرنده از روی محرک های غیر کلامی است که از سوی فرستنده ی پیام ارسال می گردد. گاهی اوقات ممکن است فرد چیزی بگوید اما منظورش به طور کلی چیز دیگری باشد.

ارتباط غیر کلامی را می توان به بخش های زیر تقسیم بندی کرد:

1- بصری

2- بساوایی

3- آوایی

4- زمان، مکان و تصویر مخصوص

ارتباط بصری

حالت صورت، حرکت چشم ها،  ژست، فیگورهای مختلف، و حرکت دست و پا تحت عنوان زبان بدنی شناخته می شوند. صورت بزرگترین مرجع برداشت بصری است. همه ما برای اینکه ببینیم دیگران واقعاً چه می گویند و چه احساسی دارند علائم موجود در صورتشان را می خوانیم. البته می بایست در ارتباط میان فرهنگی قدری محتاطانه تر عمل کنیم چراکه علائم معین در فرهنگ های مختلف دارای معانی متفاوتی هستند. به عنوان مثال "توافق" در فرهنگ امریکایی با تکان دادن "پایین و بالا" سر مشخص می شود، این در حالی است که در فرهنگ هند با تکان دادن سر به سمت "چپ و راست" نشان داده می شود.

حالت قرار گرفتن بدن و نحوه ایستادن هم در دریافت مفاهیم مفید هستند. از روی آن می توان به حالاتی نظیر: اعتماد به نفس، عصبانیت، ترس، ظن و گمان، احساس گناه، و یا اضطراب و هیجان پی برد. همچنین نحوه دست دادن نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.

ارتباط بساوایی

این نوع برداشت که به حس لامسه مربوط می شود از طریقه برقراری ارتباط "لمسی" برای انتقال اطلاعات و مفاهیم بهره می گیرد. از جمله ارتباطات بساوایی می توان به نحوه دست دادن، ضربه زدن به پشت فرد، دست انداختن به دور بازوهای طرف مقابل، بوسیدن، و در آغوش گرفتن اشاره کرد.

 

برداشت آوایی

معنی واژگان تنها با تغییر لحن و تن صدا به طرز باورنکردنی تغییر پیدا کنند. به عنوان مثال ببینید که به چند شیوه می توانید "نه" را ادا کنید. بسته به لحن صدای شما "نه" می تواند بیانگر معانی مختلفی از قبیل: ابراز تردید، ترس، تعجب و خشم را دربرگیرد.

برداشت زمانی

استفاده از زمان مناسب توانایی ما در انتقال اطلاعات را دو چندان می کند. این امر مبین آن است که ما چگونه به موقعیت خود نگاه می کنیم و قدرت ما در ارتباطی که برقرار نموده ایم چه اندازه است.

برداشت مکانی

برای بیشتر افراد چندان خوشایند نیست که در حین گفتگو طرف مقابل بیش از اندازه به آنها نزدیک شود. در این حالت فرد احساس می کند فضای اختصاصی اش اشغال و به حریم شخصی اش تجاوز شده است. به همین دلیل افراد ترجیح می دهند که فاصله معینی را میان خود و سایرین قائل شوند. همچنین تعداد زیادی از افراد نیز هستند که سعی می کنند تا حتی الامکان فضای اختصاصی خود را افزایش دهند تا به واسطه آن هم قدرت و تسلط بیشتری پیدا کنند و هم بتوانند ارتباط اجتماعی قوی تری را با دیگران پایه ریزی نمایند. بزرگسالان این کار را با دیوار کشیدن میسر می کنند و کوچکترها با ژاکت، مداد، و یا کاغذ قلمرو اختصاصی میان خود و همکلاسی هایشان را معین می کنند. کلیه انسانها تمایل زیادی به کنترل و محافظت از سیطره شخصی خود دارند و این فضا را به نزدیکترین دوستان و صمیمی ترین افراد خانواده اختصاص می دهند. در قلمرو شخصی مسافت 1 متری متعلق به خانواده و دوستان نزدیک است. فضای اجتماعی از 2 تا 5 متر به بعد آغاز می شود (که به طور اخص در معاملات تجاری می بایست رعایت شود) و از 5 متر به بالا مخصوص کنفرانس ها و سخنرانی هاست.

البته ریسک تعمیم دادن تصورات کلیشه ای در اینجا هم وجود دارد. امریکایی ها و اروپایی ها در حین محاوره حتی الامکان فاصله خود را دور نگه می دارند و از دست زدن به یکدیگر پرهیز می کنند. این در حالی است که عرب ها و مکزیکی ها نزدیکتر ایستاده و ارتباط لمسی بیشتری برقرار می کنند.

برای برقراری ارتباط ممکن است از "اشیا" هم کمک گرفته شود و می تواند شامل وسایل گرانقیمت برای جلب توجه طرف مقابل، عکس، پوستر، بروشور و ... باشد.

برداشت تصویری

تصاویر ظاهری هم نقش موثری را در انتقال اطلاعات بازی می کنند. به عنوان مثال طرز لباس پوشیدن گویای مطالب زیادی در ارتباط با ارزش ها و انتظارات شخصی شماست.

سیگنالهای غیر کلامی حاوی 5 مفهوم اصلی هستند

1- تکرار: می توانند بازتاب دهنده همان پیامی باشند که فرد به صورت کلامی ارسال نموده است.

2- تضاد: می توانند دقیقاً نقطه مقابل پیامی باشند که فرد در حال ارسال آن است.

3- جایگزینی: می توانند جایگزین یک پیام کلامی باشد. به عنوان مثال طرز نگاه فرد می تواند تصویری به مراتب روشن تر از آنچه بر زبان می آورد را با خود به همراه داشته باشد.

4- مکمل: می توانند یک پیام تکمیلی را به پیام کلامی اضافه کنند. رئیسی که شانه ی یکی از کارمندان را به نشانه تمجید لمس می کند، تاثیر تشکر و ارادت او به مراتب بیشتر حس خواهد شد.

5- تاکید: ارتباطات غیر کلامی توانایی آن را دارند که بر پیام های کلامی تکیه بیشتری افزوده و یا آنها را ملایم تر جلوه دهند. به عنوان مثال کوبیدن بر روی میز می تواند مبین نوعی پیام خاص به منظور تاکید بیشتر باشد.

البته لازم به ذکر است که معانی برخی از این حرکات غیر کلامی در فرهنگ های مختلف متفاوت است. به عنوان مثال نشان دادن انگشت شست در فرهنگ امریکایی به معنای نظر مثبت یا همان "OK" می باشد؛ این در حالی است که در برخی فرهنگ های خاور میانه این علامت به عنوان نوعی توهین تلقی می شود.

رشد مهارت های ارتباطی: شنونده خوبی باشید

در برخی شرایط شما نیازمند آن هستید که اطلاعاتی را از طرف مقابل دریافت نمایید. برای این کار باید مهارت "گوش دادن" را تقویت نمایید. در زیر تکنیک هایی به منظور ارتقای هر چه بیشتر هنر شنیدن را به شما آموزش می دهیم که با استفاده از آنها می توانید در روابط اجتماعی به موفقیت بیشتری دست پیدا کنید:

  • صادقانه و با اظهار همدلی به حرفهای طرف مقابل گوش دهید.
  • اصل موضوع را تحلیل و بررسی کنید و نه گوینده را؛ پیش از قضاوت همه موارد جزئی و کلی را موشکافی نمایید.
  • از تکنیک های چندگانه برای رسیدن به برداشت صحیح از حرف های طرف مقابل استفاده کنید، به عنوان مثال در مورد حرف هایی که زده از او سوال بپرسید و قسمت هایی از گفته هایش را تکرار کنید تا از صحت درک خود اطمینان کافی کسب کنید.
  • حرکات بدنی خود را در وضعیت فعال نگه داشته و حواس خود را کاملاً متمرکز کنید.
  • از او بخواهید تا آنجایی که امکان دارد جزئیات مطالب را برای شما شرح دهد.
  • با اشتیاق نسبت به گفته هایش واکنش نشان دهید تا مطمئن شود که شما حرف هایش را به خوبی درک کرده اید. با این شیوه طرف مقابل راحتتر به صحبت هایش ادامه خواهد داد.
  • در مورد احساسات درونی اش از او سوال بپرسید.
  • برای سخنانش ارزش قائل شوید، در حین مکالمه او را کوچک نکرده و شخصیتش را بی ارزش نسازید.
  • ارتباط روحی با گوینده برقرار کنید و خود را جدا از او ندانید.
  • سعی نکنید کنترل 100% گفتگو به دست شما باشد. به طرف مقابل هم به اندازه کافی میدان دهید.
  • عکس العمل تند نسبت به واژه های احساسی از خود نشان ندهید. در عوض ببینید مقصود گوینده از بیان آنها چیست.

منبع اصلی ایجاد مشکل در گفتگو ها ماهیت درونی اغلب انسانهاست. بیشتر ما در مکالمات روزمره خود حالت تدافعی به خود می گیریم. زمانیکه کسی از ما انتقاد می کند و یا اشتباهات و نقاط منفی مان را گوشزد می کند حس خوبی پیدا نمی کنیم و می خواهیم با آنها مقابله به مثل کنیم. باید سعی کنید این حالت را تحت کنترل خود درآورید. زمانیکه افراد مورد تهدید قرار می گیرند سعی می کنند از خود دفاع کنند، البته این یک امر کاملاً طبیعی است. این نوع حالت تدافعی می تواند شامل پرخاشگری، عصبانیت، و حس رقابتی باشد. یک شنونده ماهر از کلیه چنین مشکلات بالقوه ای آگاه است و کارهای لازم برای تعدیل و سازگار کردن شرایط را انجام می دهد. او می داند که دفاع فردی یک امر کاملاً طبیعی است و کاری نمی کند که طرف مقابل مجبور به دفاع از خود شود و انرژی خود را بر سر چنین مسئله ای هدر دهد.

علاوه بر این یک شنونده ماهر و توانا در همه حال موارد زیر را نیز در نظر می گیرد:

- بیش از اندازه صحبت نمی کند و بیشتر به طرف مقابل اجازه می دهد تا عقاید و نظریات خود را در بازگو نماید.

- صبور است و با شکیبایی به جزئیات امور گوش می دهد.

- با اشتیاق به حرف های طرف مقال گوش می دهد و واکنش های صحیحی در هر لحظه از خود نشان می دهد.

- برای اینکه مطمئن شود حرف های طرف مقال را به درستی متوجه شده است از او سوالاتی برای تاییدیه گرفتن می پرسد.

- اجازه می دهد تا سخنان طرف مقابل تمام شود و سپس حرف های خود را شروع می کند.

- به سیگنال های غیر کلامی توجه کرده و نگاه عمقی نسبت به مفاهیم دارد.

- نسبت به اصل موضوع از خود واکنش نشان می دهد نه نسبت به فردی که ناقل مطالب است.

افزایش مهارت در بیان بازخوردهای سازنده اجتماعی

یکی از نیازهای اصلی انسان در راه پیشرفت و رسیدن به تکامل دریافت تاییدیه مثبت از سوی همنوعانش می باشد. بازخورد (Feedback) می تواند به عنوان منبع بزرگی از نیروی تقویتی برای رشد و تعالی افراد محسوب شود.

البته برخی از افراد هستند که ترجیح می دهند هیچ نظری در مورد کارهای دیگران ندهند چراکه می ترسند موجبات ناامیدی آنها را فراهم سازند. از این گذشته از واکنش های احساسی طرف مقابل می ترسند و تصور می کنند که در کنترل و هدایت آن احساسات ناتوان هستند. باید توجه داشت که بازخورد نقش بسزایی را در رشد و پیشرفت ایفا می کند اما نیازمند مولفه هایی نظیر مهارت، فهم، شجاعت، و احترام گذاشتن به خود و دیگران است.

چرا امروزه اغلب افراد تمایلی به ارائه بازخورد ندارند؟

دلایل آن می تواند به شرح زیر باشد:

- ترس از واکنش طرف مقابل. افراد در این زمان حالت تدافعی شدید به خود می گیرند و احساسات بر آنها چیره می شود.

- انتقاد یک مبحث درونی و شخصی است و ممکن است فرد نتواند عقاید خود را در غالب کلمات عینی و ملموس به طرف مقابل انتقال دهد.

از جمله سایر دلایل می توان به موارد ریز اشاره کرد:

- داشتن حالت تدافعی زیاد، احساس گناه فردی

- عدم توانایی کافی در درک صحیح علائم غیر کلامی

- عدم تمرکز کامل گیرنده: سوء برداشت، نگاه سطحی به بحث، شنیدن نقاط دلخواه، بی توجهی به عمق مطالب

- تمایل به حفظ حیطه قدرت فردی

- حدس و گمان های ناصحیح برای ارضای تمایلات درونی

- ناهماهنگی وضعیت ذهنی دو نفر، قضاوت های ناآگاهانه و نامساعد

مشخصات بازخورد سازنده

یک بازخورد موثر و کارآمد شامل اکثریت مشخصه های زیر می باشد:

·         دارا بودن ماهیت توصیفی ( و نه ارزشی) تا حالت تدافعی فرد مقابل را به حداقل میزان ممکن برساند.

·         پرهیز از وارد کردن اتهامات نامطبوع به طرف مقابل. تنها اطلاعاتی را که لازم است در اختیار گیرنده قرار می دهد.

·     تشریح عکس العمل ها و احساسات شخصی. گوینده می بایست عواقبی که اتفاق افتاده و یا امکان وقوع آنها زیاد است را تشریح کنید. روی رفتار و واکنش های فردیتان تمرکز کنید نه روی خصوصیات و واکنش های طرف مقابل.

·     در اختیار قرار دادن گزینه های منطقی و قابل قبول نزد گیرنده. برای مطرح نمودن پیشنهادات جایگزین خودتان را آماده کنید. به تمام گزینه های مشابه فکر کنید.

·         به جای کلی نگری جزئیات را مد نظر قرار دهید.

·         بیشتر به اصل قضیه توجه نکنید نه به فردی که در حال گفتگو با او هستید.

·     هدف باید کمک باشد نه آزار و اذیت. گاهی اوقات برخی از افراد هستند که با پیشنهاد دادن در مورد موضوعی خاص قصد کمک کردن ندارند و تنها به این خاطر انتقاد می کنند که احساس بهتری در خودشان بوجود آورند و خود را از مزایای اجتماعی بیشتری بهرمند سازند.

·     سبک سنگین کردن موشکافانه شرایط و موقعیت گیرنده. هیچ گاه او را به خاطر مواردی که هیچ گونه کنترلی بر روی آنها ندارد سرزنش نکنید.

·     بیان نظرات با استفاده از لحن درخواستی و نه با لحن تحکم آمیز. زمانیکه نظریات خود را با لحنی آرام و به صورت سوالی بیان میکنید این امکان وجود دارد که گیرنده در حین پاسخ به پرسش شما به صورت غیر مستقیم متوجه اشتباهات خود بشود.

·     بازخورد زمانی بهترین نتیجه را در بر خواهد داشت که در شرایط و زمانبدی مطلوب مطرح گردد. باید مطمئن شوید که فرد آمادگی کامل برای شنیدن حرف های شما را دارد. اگر در زمان مناسب این کار را انجام ندهید، ضرر و زیان آن به مراتب بیشتر از سود و منفعتش خواهد بود.

·     به جای نصیحت کردن، اطلاعات لازم را در اختیار او قرار دهید و با توجه به اهداف و نیازهایش وی را راهنمایی و هدایت نمایید. اگر نظر دادن را با نصیحت کردن شروع کنید، در واقع با این کار خود به او می گویید که چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد و به نوعی حق انتخاب را از او سلب می کنید و آزادی هایش را محصور می نمایید.

·     به میزان معین اطلاعات در اختیار او قرار دهید نه آنقدر که دلتان می خواهد. اگر او را با اطلاعات جسته  گریخته احاطه کنید رشته اصلی خط مشی مورد نظر شما از دست او در می رود و ذهنش مغتشش می شود و امکان استفاده از بازخورد شما تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا می کند.

·     سعی کنید بیشتر بر روی "چگونه" تمرکز کنید تا "چرا". زمانی که مرتباً چرا به وجود می آورید، ذهن گیرند پر می شود از تردید، خشم، بدگمانی، تنفر ، و عدم اعتماد و اطمینان به شما

·     مطمئن شوید که گیرنده پیام شما را به درستی دریافت کرده و در این میان برداشت غلطی صورت نپذیرفته باشد. هر چه که نیت شما خیر هم باشد باز هم ماهیت ارائه بازخورد به گونه ای است که تا حدودی تردید برانگیز بوده و بار منفی با خود به همراه دارد. به همین دلیل از او سوال کنید که آیا منظور شما را به درستی درک نموده و مطمئن شوید که دچار سوء تدبیر نشده باشد. حتی می توانید از او بخواهید که آنچه از حرف های شما گرفته است را باز گویی کند.

·         باید به عواقب حرف هایی که می زنید توجه داشته باشید.

·     اعتبار و سندیت نظریات خود را یک بار دیگر بررسی کنید و از صحت و صغم آنها مطمئن شوید. بازخورد سازنده بر پایه ارتباطی سرشار از اعتماد، صداقت، توجه اصیل، و رشد دو جانبه بنا نهاده می شود.

بخشی از نحوه ارائه بازخورد سازنده شامل پیش بینی برداشت ها و واکنش های طرف مقابل نسبت به شماست.

اگر فرد موقعیت خود را در خطر ببیند اصولاً واکنش مثبتی نسبت به شما نشان نخواهد داد. این واکنش ها می توانند مواردی به شرح ذیل را در بر داشته باشند:

- عدم توجه کامل به نظریات فرستنده پیام و برداشت های انتخابی از حرف های او

- مشکوک بودن نسبت به نیت فرستنده

- انکار صحت و اعتبار نظریات او

- تفسیر مطالب بدون توجه به تفسیر عقلایی

- حمله کردن و هجوم بردن به فرستنده پیام

با توجه به رهنمون هایی که در مورد نحوه بیان بازخورد سازنده در اختیارتان قرار دادیم، می توانید این واکنش ها را به حداقل میزان خود کاهش دهید و خودتان را آماده کنید که عکس العمل صحیحی را در مقابل یک چنین فعل و انفعالاتی از خود نشان دهید.

باید مطمئن باشیم زمانیکه دیگران در مورد کار ما نظر دهند در دام یک چنین تله هایی گرفتار نمی شویم، سعی کنید این موارد را به ذهن خود بسپارید:

حالت تدافعی به خود نگیرید.

تدابیر غلط را به حداقل برسانید (برای اینکه مطمئن شوید حرف های طرف مقابل را درست شنیده اید بگویید: "اجازه دهید چیزی را که شنیده ام یک مرتبه دیگر تکرار کنم")

- از منابع دیگر هم به جمع آوری اطلاعات بپردازید.

- عکس العمل شدید و خام از خود نشان ندهید.

- از او بخواهید توضیحات روشن تری را در اختیار شما قرار دهد.

شاید در نگاه اول کسب اطلاعات سودمند و کاربردی کار ساده ای به نظر برسد اما مانند سایر شاخه های ارتباطی نیازمند برنامه ریزی و کسب تجربه است.

تکنیک های کلیدی

- توجه و تمرکز خود را بر روی بحث در زمینه کسب اطلاعات مورد نیاز معطوف کنید.

- از سوالاتی با دامنه ی پاسخگویی باز استفاده کنید تا بحث گشوده شود.

- برای کسب اطلاعات در مورد جزئیات از سوالاتی با دامنه پاسخگویی بسته استفاده کنید.

- با استفاده از ارتباط چشمی و حالات چهره فرد مقابل را تشویق به فعالیت بیشتر کنید.

- دریافت خود را از گفته های طرف مقابل با او در میان بگذارید.

- نکات کلیدی مباحث را به خاطر بسپارید.

برنامه ریزی برای ارائه بازخورد سازنده

دستور العمل: پیش از شروع مباحثه به این سوالات پاسخ دهید:

- هدف و انگیزه شما از نظر دادن چیست؟

- قصد اصلاح چه مواردی را دارید؟

- هدف شما چیست؟

- نیاز به چه اطلاعاتی دارید؟ باید به چه پرسش هایی پاسخ دهید؟

- مواردی نظیر زمانبدی، و موقعیت مکانی را مورد توجه قرار داده اید؟

در نظر گرفتن اصول اولیه ارتباط

- از سوالاتی با دامنه پاسخگویی باز و بسته استفاده کنید.

- از زبان کلامی و ارتباط چشمی بهره بگیرید.

- تمرکز خود را به بحث مورد نظر و نتیجه معطوف کنید نه طرف مقابل

- اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و به عزت نفس طرف مقابل هم احترام بگذارید.

- ارتباطی سالم با دیگران برقرار کنید.

- نکات مهم را حفظ کرده و به خاطر بسپارید.

- با آوردن مثال و نمونه های مشابه منظور خود را واضح تر تشریح کنید.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:46 | لینک ثابت | موضوع: |

فواید زایمان طبیعی 


در دوران بارداری تغییرات زیادی در روند زندگی مادر ایجاد می شود. مرسوم است که در طول این بازه خانم از مواد غذایی طبیعی استفاده کند، داروهای گیاهی را جایگزین انواع شیمیایی خود کند، و تقریباً همه چیز را به صورت "طبیعی" مصرف نماید. زمانیکه نوبت به زایمان می رسد، اکثر خانم ها به این موضوع فکر می کنند که آیا زایمان "طبیعی" می تواند گزینه مناسبی برای آنها باشد یا خیر؟

از مزایا زایمان طبیعی باید به این موضوع اشاره داشت که مستقل از بیهوشی، جراحی و مشکلات عدیده ی دیگری است که ممکن است سایر شیوه های زایمان به همراه داشته باشند. در این قسمت نگاه کوتاهی به چند نمونه از فواید دیگر زایمان طبیعی داریم.

ایمنی – اولین انتظار هر خانواده ای این است که فرزندشان در سلامت کامل به دنیا بیاید. پژوهش های گسترده در حیطه زنان و زایمان گویای این مطلب هستند که زایمان طبیعی تا حد زیادی این خواسته والدین را تامین می کند و نه تنها برای نوزاد بلکه برای مادر هم به عنوان یکی از سالم ترین گزینه های زایمان محسوب می شود. به علاوه آمار و ارقام حاکی از آن هستند که میزان مرگ و میر مادر و نوازد در زایمان طبیعی به مراتب پایین تر از سایر شیوه های زایمان است.

مراقبت و پرستاری آسان – پزشکان و پرستارانی که متخصص در زایمان طبیعی هستند طوری آموزش دیده اند که پیش از ایجاد مشکل از وقوع آنها جلوگیری بعمل آورند به این ترتیب که پیش از زایمان، در حین وضع حمل، و پس از آن، آسیب های احتمالی را پیش بینی کرده و از وقوع آنها جلوگیری بعمل می آورند. این در حالی است که پرستاران و پزشکانی که متخصص در امر سزارین هستند اینطور آموزش دیده اند که منتظر می مانند تا مشکلی پیش بیاید و سپس برای رفع آن اقدام می کنند و با اتکا شیوه های تکنولوژیک امروزی برای مرتفع ساختن مشکلات مادر و نوزاد تلاش می کنند.

ارتباط عاطفی قوی تر – مادرانی که به روش طبیعی کودکان خود را به دنیا می آورند خیلی زود تر می توانند با نوزاد انس بگیرند و با او ارتباط صمیمانه عاطفی برقرار کنند. از آنجایی که مادران با زایمان طبیعی سریعتر بهبودی پیدا می کنند، زودتر می توانند شیر دادن به نوزاد را شروع کنند و این مسئله خود به عنوان یکی از مهمترین مزایای زایمان طبیعی به شمار می رود.

احساس قدرت بیشتر – مادرانی که با کمک همسر خود زایمان طبیعی را تجربه می کنند، بیش از هر زمان دیگر احساس خوشبختی می کنند. میزانی از اعتماد و اطمینان در وجودشان پدیدار می شود که قبلاً احساس نمی کرده اند. زایمان طبیعی بهترین هدیه ای است که والدین می توانند به خود و به نوزاد تازه متولد شده خود بدهند. جمع خانوادگی نیز پس از زایمان طبیعی از نظر عاطفی نزدیکی بیشتری را به یکدیگر پیدا می کنند.

هزینه کمتر – زایمان طبیعی هزینه بیهوشی و جراحی در بر ندارد و لازم نیست مادر و فرزند برای مدت زمان طولانی در بیمارستان بستری شوند. طبق برآوردهای اخیر زایمان طبیعی چیزی در حدود %50 الی 75% (بسته به نوع بیمارستان) از هزینه های جانبی خانواده را کاهش می دهد.

درد کمتر – درد زایمان طبیعی فقط زمان وضع حمل ایجاد شده و مادر پس از وضع حمل درد چندانی احساس نمی کند به تدریج بهبود می یابد. این در حالی است که درد زایمان های غیر طبیعی برای هفته ها باقی می ماند.

بهبودی سریعتر – چیزی که بیشتر خانواده ها از آن بی اطلاع هستند این است که تصور می کنند با بیهوشی می توانند خود را از درد کشیدن در زمان وضع حمل رها سازند. این در حالی است که در زایمان غیر طبیعی درد مادر پس از بیهوشی شروع می شود و پس از آن هم باید دوران نقاهت خود را سپری کند و هم از نوزاد مراقبت و نگهداری بعمل آورد. درصد ابتلای مادرانی که کودک خود را به شیوه طبیعی زایمان نمی کنند به مشکلاتی نظیر درد، پارگی، خونریزی، و عفونت پس از زایمان نیز به مراتب بیشتر است. خانم هایی که کودکان خود را به صورت طبیعی زایمان می کنند پس از به دنیا آمدن کودک درد کم و یا اصلاً هیچ دردی را احساس نمی کنند.

نوازد هشیارتر – کودکانی که به صورت طبیعی به دنیا می آیند سریعتر با محیط ارتباط برقرار می کنند، هشیار تر هستند، و واکنش های بیشتری از خود نشان می دهند. این در حالی است که اغلب نوزادان سزاریانی می بایست احیا شوند.

کاهش احتمال استفاده از دارو در آینده – کودکانی که به صورت طبیعی و بدون استفاده از دارو به دنیا آمده اند، احتمال استفاده از دارو در آینده زندگی آنها نیز به مراتب کاهش پیدا می کند.

موارد فوق تنها تعداد معدودی از مزایای زایمان طبیعی بودند. زمانیکه خانمی باردار می شود در قبال فرزند خود مسئول است و باید بالاترین میزان مراقبت و حمایتی را که از عهده آن بر می آید را به کودک خود اهدا کند. باید تلاش کنید، از منابع مختلف اطلاعات جمع آوری کنید، و مسئولیت پذیر باشید. با همسر خود در مورد امور مختلف مشورت کنید تا او هم تا آنجایی که می تواند شما را حمایت و پشتیبانی نماید. سایر اعضای خانواده هم می توانند به شما قوت قلب بدهند تا با اطمینان بیشتری این کار را انجام دهید.

البته این امکان هم وجود دارد که شما برای یک زایمان طبیعی برنامه ریزی کرده باشید اما متخصصان مجبور شوند که نوزاد را از طریق جراحی خارج کنند. خوب پس چگونه می توانید مطمئن باشید که توانایی زایمان طبیعی را دارید؟ با مطالعه موارد ذیل می توانید درصد احتمال زایمان طبیعی را افزایش دهید.

حمایت – خانم هایی که حمایت و پشتیبانی بیشتری را از اطرافیان خود دریافت می کنند از نظر روحی راحتتر می توانند خودشان را آماده زایمان طبیعی کنند. بهترین فردی که می تواند در این شرایط حامی خانم باشد پدر نوزاد است. این امر همچنین به استحکام پیوند های خانوادگی کمک می کند و سبب می شود که پدر نیز از همان ابتدا با جنین اخت بگیرد.

آموزش مناسب -  می بایست اطلاعات کاملی در این زمینه بدست آورید تا بتوانید ریسک خطرات احتمالی را به حداقل میزان خود کاهش دهید و تصمیم درست را اتخاذ نمایید. از کجا می توانید این اطلاعات را بدست بیاورید؟

* به کتابخانه عمومی مراجعه کنید و کتابی تحت عنوان بارداری، وضع حمل و شیردهی تهیه کنید.

* در کلاس های مشاوره زایمان نام نویسی کنید تا آموزش های لازم را به شما بدهند. فقط پیش از ثبت نام در این کلاس ها به موارد زیر توجه کنید.

1- مطمئن شوید که مشاور شما در جای دیگری (بیمارستان – کلینیک) کار نمی کند و تمام تمرکز و توجهش معطوف به شماست.

2- ببینید کجا آموزش دیده و اطلاعات خود را از چه منبعی بدست آورده. هرگز از او تقاضا نکنید که چند متد مختلف را به شما آموزش دهد چراکه ممکن است گیج بشوید و نتوانید از هیچ از آنها به درستی استفاده کنید. از او بخواهید که یک متد را به طور کامل به شما آموزش دهد.

3- از او بپرسید که آیا خودش قبلاً فرزندی را با استفاده از زایمان طبیعی به دنیا آورده است. اگر خودش در تجربه های حقیقی زندگی یک چنین کاری را انجام داده باشد راحتتر می تواند شما را راهنمایی کند و اطلاعاتش در این زمینه موثق تر هستند.

4- از او بپرسید که آیا خانواده های قبلی که از او مشاوره گرفته اند موفق شده اند که زایمان طبیعی داشته باشند؟ بهتر است که در 80% تا 90 % از نمونه ها پاسخ او مثبت باشد.

5- چه مواردی را در کلاس خود آموزش می دهد؟ بهترین کلاس ها مطالبی به این شرح را تحت پوشش قرار می دهند: تغذیه دوران بارداری، نرمش، جلوگیری از دردهای غیر ضروری، مرحله اول و دوم درد، روش های برقراری ارتباط، برنامه ریزی برای زایمان، تفاوت دردها، عوارض احتمالی، مراقبت های پس از وضع حمل، شیردهی، مراقبت از نوازد و سایر عناوین

6- کلاس ها برای چند هفته (چند ساعت) برگزار می شوند؟ یک جلسه کلاس در آخر هفته و انواع مشابه نمی توانند برای شما مفید باشند. برای اینکه به اطلاعات کامل در این زمینه دست پیدا کنید حداقل باید 12 جلسه کلاس بروید.

7- چند زوج دیگر هم در این کلاس ها شرکت می کنند؟ زوج ها در کلاس های کوچکتر عموماً مورد توجه بیشتر قرار می گیرند و عموماً برگزاری کلاس ها با 5 تا 8 زوج بهتر است.

8- آیا خارج از کلاس هم به سوال های شما جواب می دهند؟ ممکن است در خارج از کلاس به سوال های برخورد کنید که پاسخ دادن به آنها ضروری باشد به همین دلیل بهتر است که در محیط بیرون هم از شما پشتیبانی کنند.

انتخاب پزشک متخصص

1- ابتدا ببینید که پزشک مورد نظر در حال بررسی چند خانم باردار است (به ویژه خانم هایی که اولین زایماشان است). همچنین به پزشک خود توضیح بدهید که منظور شما از زایمان طبیعی تنها زایمان واژینال نیست بلکه قصد دارید در حین وضع حمل از مواد دارویی شیمیایی هم استفاده نکنید. در صورتی می توان بر روی زایمان نام طبیعی را گذاشت که مادر با درد خودانگیخته و با قدرت خود نوزاد را به دنیا بیاورد. به دنبال متخصصانی باشید که زایمان طبیعی انجام می دهند.

2- به حرف های دلتان گوش دهید. اگر با یک پزشک احساس راحتی نمی کنید می توانید به متخصص دیگری مراجعه کنید. تحمل درد در صورتی برایتان مقدور می شود که به متخصص خود اعتماد داشته باشید و از نظر روحی احساس آرامش داشته باشید.

3- به پاسخ های مبهم بسنده نکنید. اگر مسئله ای را متوجه نمی شوید روی آن پافشاری کرده و بخواهید توضیحات دقیقتری را در اختیار شما قرار دهند.

4- سعی کنید از خانم های دیگری که قبلاً وضع حمل طبیعی موفقیت آمیزی داشته اند در این زمینه سوال کنید.

توصیه های مفید

آب – سعی کنید پیش از فرارسیدن زمان وضع حمل آب فراوانی بنوشید. در مصاحبه ای که با بسیاری از خانم هایی که به صورت طبیعی وضع حمل کرده اند داشتم آنها اظهار می داشتند که میزان بالای مصرف آب درد حین وضع حمل را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد.  برخی منابع معتقدند که آب اثر بخشی نظیر داروهای مسکن را دارد.

محل زایمان – سعی کنید پیش از زایمان از محلی که قرار است در آن وضع حمل نمایید دیدن کنید. با این کار استرس شما کاهش پیدا می کند.

فن ماساژ و جابجا کردن ستون فقرات – با یک متخصص ستون فقرات مشورت کنید تا شما را راهنمایی کند. او توضیحات لازم در این زمینه که بهترین وضعیت قرار گرفتن در حین زایمان چگونه است را در اختیار شما قرار خواهد داد. همچنین ماساژ و طب سوزنی هم می توانند تا حد زیادی تحمل درد را برای مادر آسانتر کنند. این موارد را جایگزین داروهای شیمیایی کنید.

تغذیه – یک رژیم متعادل بدون غذاهای مصنوعی، افزودنی ها ی مجاز، رنگ های خوراکی، نگهدارنده های شیمیایی، و مواد تصفیه شده بهترین گزینه برای مادران محسوب می شود. سعی کنید مصرف روزانه پروتئین خود را حداقل به 80 گرم برسانید. با پیروی از این الگوی غذایی در تمام طول بارداری سالم می مانید.

برنامه ریزی برای زایمان – قبل از فرا رسیدن روز زایمان برای آن برنامه ریزی کنید و از چند هفته قبل خودتان را برای این کار آماده کنید. گزینه های مختلف را در نظر گرفته و تصمیمات خود را روی کاغذ بیاورید. در مورد این برنامه با شریک زندگی خود مشورت کنید و سپس آنرا برای تایید به متخصص ماما نشان دهید.

به هنگام شروع درد

1- سعی کنید پیش از شروع درد در خانه باشید. زمانیکه دهانه رحم شروع به باز شدن می کند باید خود را برای زایمان آماده کنید.

2- از پاره شدن کیسه آب به صورت مصنوعی خودداری کنید.

3- در هر ساعت حداقل یک مرتبه ادرار کنید

4- مرتباً راه بروید و وضعیت خود را تغییر بدهید. 5- فقط به پشت دراز نکشید. حرکاتی را انجام دهید که از درد شما می کاهند.

5- برای کمتر شدن درد می توانید دوش بگیرید یا درون وان پر از آب دراز بکشید.

6- با بدن خود همگام شوید. ببینید چه سیگنالی به شما می دهد. بدن خود را ریلکس کنید. روی نفس کشیدن خود تمرکز کنید و نفس های بریده نکشید.

7- برای کمتر شدن درد از گزینه های غیر دارویی استفاده کنید؛ مانند: تغییر وضعیت بدن، دوش گرفتن، راه رفتن، بوسیدن، نشستن در توالت و یا حتی مکیدن انگشت شست. تنها در صورتی خودتان را مجاز به استفاده از دارو بدانید که بقیه روش ها را امتحان کرده و جواب نگرفتید.

8- از سونوگرافی های پشت سرهم خودداری کنید، مگر دلیل پزشکی خاصی داشته باشد.

9- عجله نکنید.

گرچه آماده شدن برای زایمان طبیعی قدری دشوار است اما ارزش زیادی دارد و نه تنها در وضع حمل به شما کمک زیادی می کند بلکه کودکتان نیز از شما متشکر خواهد بود.

نوشته شده توسط Mina / پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 / 13:42 | لینک ثابت | موضوع: |

KitchenDraw 

نرم افزاری که اکنون قصد معرفی آن را داریم، در زمینه کارهای 2 بعدی و 3 بعدی فعالیت دارد.
همانطور نام این نرم افزار معلوم است، نرم افزاری است برای ساختن و طراحی کردن آشپزخانه که در انواع مختلف می توان این کار را انجام داد.

KitchenDraw به شما امکانات بسیار زیادی را میدهد تا بتوانید آشپزخانه ای بسیار شیک و جذاب طراحی کنید، ابزارهای این نرم افزار بسیار دقیق عمل می کنند، برای ساخت یک آشپزخانه شما مقادیر طول وعرض و دیوارها را به برنامه می دهید، سپس ابزار و کابینت ها را یکی یکی در سر جاهای دلخواه خود قرار می دهید، کار با نرم افزار در عین حرفه ای بودن، بسیار ساده است، برای مثال می توان گفت که فقط با کشیدن موس، میتوانید کابینت ها را از جائی به جای دیگر منتقل کنید، یا میز به همین صورت...

پنجره ها، قاب عکس، میز و صندلی، مایکروویو، یخچال، اجاق گاز، نورپردازی، دیوار، درب و پنجره، کف پوش آشپزخانه، پادری، ظروف، منظره بیرون از آشپزخانه، ابزار روی میز و دیگر مخلفات که بدرد خانمها میخوره را میتوانید به راحتی در آشپزخانه خود ببینید. در هر حال می توانید قبل از ساخت آشپزخانه خود، به همراه کدبانوی خود بنشینید و آشپزخانه دلخواه خود را طراحی کنید، و هرآنچه که مورد پسندتان بود، قرار دهید سپس دست به ساخت آشپزخانه و دیوار کشی آن کنید.
قابل به ذکر است که ابزاری که این نرم افزار در اختیار شما قرار می دهد تا در آشپزخانه استفاده کنید، بسیار زیاد هستند، حجم نرم افزار حدود 11 مگابایت است که دوست عزیزمان درخواستش را داشتند وما هم به روی دو چشم خود درخواست ایشان را قرار دادیم تا شما هم و ایشان از این نرم افزار کاربردی و جذاب بهره مند شوید.

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 / 14:27 | لینک ثابت | موضوع: |

آیا خدا وجود دارد! 

آیا خدا وجود دارد!

این روزها دیگر کمتر کسی چنین سوالی را می کند.اعتقاد و باور هست- ولی اعتماد نیست. تو به وجود اعتقاد داری- اما اعتماد نمی کنی و اگر تو اعتماد به خدا داشتی- خیلی چیزها را توکل به خدا می کردی.ولی تردید تو به وجود و شکوه و عظمت خداوند موجب می شود که تو مغرور باشی و تکبر داشته باشی تا حیثیتی برای خودت درست کرده باشی!

نگران حیثیت و آبرو و شخصیت و آینده بودن نشانه تردید تو به خداوند است-بدون شک.

اگر تو به خداوند اعتماد داری- پس چرا گفته ی او را عمل نمی کنی!!؟ پس چرا صفات نیک پروردگار را نداری!؟ اگر واقعا تو به خداوند اعتماد داری پس چرا لب به دروغ و غیبت می زنی!؟ اگر تو به خداوند اعتماد داری- پس چرا دست به ترفندها می زنی تا مردم تو را مهم بدانند!؟ افزون طلبی و آز و حرص و جاه طلبی نشانه عدم اعتماد تو به خداوند است.

تو به خدا اعتماد نداری- تو به هر حیله ای دست می زنی تا نفست را ارضاء بکنی! تا مردم بگویند -ببین فلانی چقدر می فهمد! فلانی چقدر باسواد است! فلانی چقدر آدم مهربانی هست! فلانی چقدر انسان نیکوکاری است! فلانی آدم خیّری است! فلانی زرنگ و قدرتمند است! و چشم تو به دهان مردم است تا ببینی آنها در باره تو چه می گویند!

و بدین طریق زندگی پر از شور و خلاقیت الهی را از کف می دهی.تو هر کاری می کنی اما تنها هدف تو برنده شدن است و فرقی هم نمی کند که به ضرر تو باشد یا به نفع تو!زندگی را نمی شود تنها با نیمه سمت چپ مغز سپری کرد.زندگی تنها با نیمه سمت چپ زندگی نیست - جان کندن است .خشک و بی روح !

و زندگی بدون شور و شفقت و رقص و آواز و عشق ورزی یعنی جهنم ! نیمه سمت چپ حسابگرانه زندگی می کند- زندگی فقط یک نثر نیست. حساب و منطق هم نیست! تحول لازم است و آن در رشد نیمه سمت راست مغز می باشد که کودک باقی مانده است و یک کودک نمی تواند خدا را بشناسد!! محال است.ممکن است طوطی واری یک عمر خدا خدا کند و نماز هم بخواند ولی خدا را تا کودک باقی مانده است نخواهد شناخت!

شناخت که اطلاعات نیست- دانش هم نیست! شناخت در بی دانشی و بی اطلاعاتی است! شناخت و اعتماد با لمس کردن به وجود می آید- به وجود نمی آید - کشف می شود.شناخت با مرگ شیطان (نفس) کشف می شود و با سه تا سنگ انداختن در حج نمی توان شیطان را کشت و خدایی شد!!

اگر تو به خداوند اعتماد داری پس چرا وقتی عزیزی را از دست می دهی- کفر می گویی!؟ تو می گویی ای خدا چرا عزیزم را از من گرفتی!! این کفر گویی و حسابگرانه است و این تردید و ناباوری و عدم اعتماد به خداوند است. و اگر تو به خداوند اعتماد داری چرا احساس نفرت به فلانی داری!؟

چرا به خداوند واگذار نمی کنی!؟ آیا خداوند کمتر از تو می داند و قادر به جواب پلیدان نیست!؟ نمی گویم همه چیز را باید به خدا واگذار کرد. ولی خیلی وقت ها هم می شود.چرا بدی دوستی را که سال های پیش به تو روا شده است را هنوز در سر داری و به خدا واگذار نمی کنی!؟ یعنی خداوند کمتر از تو عادل است!؟

راستی تو چرا خانه کسی می روی و اگر مبلشان قشنگ است به زبان نمی آوری!؟ چرا وقتی کسی یک توصیف زیبایی از تو می کند- آن را به حساب نفس می گزاری!؟ تو چرا موفقیت دوستت را به رویش نمی آوری!؟ و تو چرا همش به این و آن به به و چه چه می گویی که آنها هم با تو این کار را بکنند!؟

همه این ها از دست ذهن شرطی و بزدل(نفس و شیطان) بر می آید و این ذهن شرطی نه قادر است خداوند را بشناسد و نه به او اعتماد می کند! تنها چاره- رهایی از نفس است و آنگاه می بینی که خداوند وجود دارد.

تو نمی توانی هم نفس و هم خدا را بپرستی- باید انتخاب کرد.نفس پرستان همیشه در تردید به سر می برند.نقش و کار نفس برای تو غم و اندوه و توهم تولید کردن است .شادمانی و سلامتی در خداپرستی و در عدم نفس میسر می باشد.

قبله ی نفس در امور ظاهری و سطحی زندگی می باشد و به قول کریشنا مورتی:

ماهیت نفس فساد است. این موجود خیالی جوهرش از عقده - کینه - نفرت - انتقام حسادت - دوئیت - بی انظباطی تشکیل شده است. معجونی است از همه تلخی های عالم. نفس با سحر و جادوی خود تشخیص و تمییز را زائل می سازد. چشم تو بیمار می شود= کدر می شود نمی تواند حقیقت را ببیند.

نفس مانع دوستی و ارتباطات است. همه را با سوء نیّت نگاه می کند این است که نمی تواند کسی را دوست بدارد. همیشه بین او و دیگران فاصله و حجاب است نفس بی وقفه مقایسه و قضاوت می کند. نفس یک خصوصیت آشکار دیگری هم دارد که آن شیفتگی نسبت به خود است. نفس فقط خود را می خواهد.نفس فقط می تواند اگر هنر بکند در سطح و آن هم به خدایی واحی اعتقاد داشته باشد.نه برای خدای یکتا و یگانه ! برای این که ماهیت نفس توهم است و باورها و اعتماد نفس هم در چهارچوب نفس است.

انتظار نداشته باش که خداوند بیاید و با شیطان (نفس و ذهن) همخانه شود!

دیو چو بیرون رود فرشته در آید...



نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:42 | لینک ثابت | موضوع: |

جراحی زیبایی و پلاستیکی یا مقام یا ثروت! 

جراحی زیبایی و پلاستیکی یا مقام یا ثروت!

تصاویر مدل ها و هنرپیشه های سینمایی-ذهنیت کاذبی را از آنان در عموم به جا می گذارد و در واقعیت آنی نیستند که در رسانه ها و تصاویر از آنان دیده می شود.همه ما می دانیم که همه تصاویر از این مدل ها و چهره های مجازی به صورت دیجیتال ویرایش می شود.اما چرا باز متاثر از دنیای تصویری آنان می شویم!

تقلید از مدل ها و هنرپیشه ها موجب یکدستی در افراد می گردد.جراحی های پلاستیکی از یک الگوی خاص موجب شبیه شدن افراد به هم می شود- و در میان مدت موجب بیماری های روانی آنان می شود.

در جوامع پیشرفته که دسترسی به روانشناس به سهولت انجام می پذیرد-آمار نشان می دهد که یک سوم اشخاصی که جراحی های زیبایی انجام داده اند-در طول چهار سال بعد از عمل به روانشناس مراجعه می کنند.

همه می دانیم و بارها هم شنیده ایم که زیبایی یک امر درونی است.اما چقدر در عمل به آن باور داریم!؟اگر به آن اعتماد داریم - چرا به جای جراحی های خارجی با آن همه مخارج بالا به جراحی های درونی و عمقی و یگانه واقعی کمتر اهمیت می دهیم!؟

اگر مطلبی در باره زندگی شخصی فلان هنرپیشه در جایی چاپ شود- با چنان علاقه و کنجکاوی آن را می خوانیم که انگار شخصیت ما نیاز به دانستن و شناخت آنان دارد و در غیر این صورت از مد عقب می مانیم.

به راستی موضوع چیست؟!

تمامی اساتید و متخصصین مسئول و متعهد بر اساس آمار رسمی بر این باور دارند که آرامش درونی تنها واقعیت موجود در انسان می باشد.آرامش و جذابیت درونی تنها با شناخت //خود// اصلی هویدا می شود.

وابستگی به تائید و به به و چه چه دیگران جذابیت و قدرت جذب شما را کاهش می دهد.تنها یک ذهن بدبخت و فقیر و شرطی تصور می کند که فلان بینی از بینی های دیگر زیباتر است!و یا دندان های سفید از دندان های زرد زیباتر است!و یا چشم آبی از چشم قهوه ای زیباتر است!

این الگوها و معیارهای فاشیستی و خوددرآوردی و زاییده ذهن فقیرـ زیبایی برای دختران و زنان ما به ارمغان نمی آورند.اما بیماری چرا. !

اگر تمامی انسان ها از روی زمین محو شوند-چه کسی خواهد گفت که بلبل از زاغ زیباتر است!

خداوند هیچ آدمی را شبیه هم نمی آفریند ولی بعضی از بندگان یکنواخت با ذهن شرطی خود می خواهند تمام انسان ها شبیه هم شوند! سینه های فلان هنرپیشه الگو می شود و این ضعیفی و ناباوری انسان های آن جامعه را به نمایش می گذارد!

و زمانی هم هست که دستیابی به زیبایی بازاری غیرممکن می شود-که این بار ذهن در صدد ارضای نفس و منیت خود به آن یکی خیابان و الگو و دکان رو می آورد! حالا که نمی توانی زیبایی بازاری جسمی داشته باشی-لااقل باید یک شغل محترم در جامعه داشته باشی! یک اتومبیل خوب داشته باشی!

این ها هم نشد ؟! لااقل تظاهر به محبت و مهربانی کنی! این هم نشد؟! لااقل باید تظاهر به دین و مذهب کنی! تو می خواهی وانمود کنی که ببین- درست است من زیبا نیستم ولی خوش اخلاق هستم ! ولی ماشین گران دارم! ولی مقام دارم!

می خواهی وانمود کنی که ببین درست است من مقام ندارم ولی زیبا هستم! و مگر ذهن گرسنه با این جور مانوورها سیر می شود! و او بالاخره باید یک چیزی بشود! و بی خبر از آن که همه چیز اوست!

یک روز فکر می کنی که اگر ابروها را تاتو کنی-مشکل حل خواهد شد! و بعد از تاتوی ابروها متوجه می شوی که اگر بینی هم کمی شبیه فلانی شودـ دیگر کار تمام است! و بعد از بینی- آن یکی عضو- خود را به چشم می زند! و رفته رفته موضوع پیچیده و پیچیده تر می شود!

فراموش نکن که ذهن وابسته و همیشه گرسنه ی دروغین- خستگی ناپذیر است و این را آویزه ی گوش کن. و بسیاری از اشخاص بعد از عمل های فراوان مکرر- دوباره دلتنگ جسم اولیه خود می شوند! عبث بودن را می بینی!

در دنیای کاذب و غریبی زندگی می کنیم.اگر کسی خارج از جمعیت قراردادی با الگوهای من در آوردی قرار گرفته باشد-کمتر مورد توجه قرار می گیرد و کمتر جذاب شناخته می شود.ذهن شرطی می پندارد که بی قراری درونی را با نرم ها و باورهای خارجی می توان آرام کرد!

و در این میان پزشکان ما به جای کار واقعی و اصلی خودشان که پیشگیری و یا حداقل درمان بیمار است-آنان را بدبخت می کنند! این پزشکان مقام پرست و پول پرست و خودپرست و ضعیف مشکل را از ریشه بررسی نمی کنند-زیرا ریشه را نمی شناسند! زیرا خودشان هم اسیر و زندانی آرامش در مقام و پول و ظاهر هستند.

زیبایی در قیاس نیست.تو خودت زیبایی خاصی داری و پیروی از معیار ذهن و جامعه توهین به خداوند است.جامعه ای که تو را زیبا نمی داند-چونکه تو مقام و ثروت نداری و شبیه فلان هنرپیشه نیستی-بیمار است و تنها درمان آن کشف چشم سوم در آنان است و آن با خودشناسی میسر می شود.

و اگر خودت هم خودت را زیبا نمی دانی-باز چاره در خودشناسی است نه در جراحی و نه در مقام و شهرت و ثروت.

مهم این نیست که تو مقام و شهرت و ثروت و لب های پر داری یا نه. مهم این است که آیا تو میل به بوسیدن و عشق واقعی را داری یا نه!؟

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:40 | لینک ثابت | موضوع: |

اشرف مخلوقات 

اشرف مخلوقات

آیـا واقعاً انـسان اشـرف مـخلوقـات اسـت؟!

موجود یا گونه ای به نام انسان که قدرت تاثیرش بر سایر گونه ها یا موجودات بالاتر می باشد و عاشق آقایی کردن است. در حال حاضر تعادل کره زمین را به هم زده است و می گوید من اشرف مخلوقات هستم.

من در نظر داشتم یک مقاله کارشناسی جدی در این باب بنویسم اما مقاله آقای "مازیار توفیق" نظرم را تغییر داد و ترجیح دادم مقاله آمیخته با طنز ایشان و بخش هایی از نظرات خودم را در انتها و در عرض این مقاله در اختیار علاقه مندان قرار بدهم.

لازم به توضیح است که من اشرف بودن انسانی که خودسازی و خودکاوی کرده است را زیر سوال نمی برم!

سال 2500 میلادی بود- بسیاری از جنگلهای موجود در روی زمین، تخریب و به شهر و جاده تبدیل شده بودند، به جز چند جنگل که آنهم در برنامه آینده توسعه شهرسازی قرار داشت.


تمامی حیوانات جنگل دور هم جمع شده بودند تا در مورد وضعیت پیش آمده بحث و تـبادل نـظر کــنند.

کــلاغ پــیر به عنوان سخنران مشغول قرائت بیانیه ای برعلیه انسان بود و با عصبانیت می گفت :« اسم خودشون رو گذاشتند اشرف مخلوقات و خودشون رو مالک دنیا می دونند، ولی به اندازه یک سوم سن من هم عمر نمی کنند و آنقدر نفهم هستند که حتی از پیش بینی یک طوفان یا زلزله ساده، عاجزند، در صورتیکه هر جوجه کلاغ تازه از تخم در اومده ای، از یک ساعت قبل می دونه که قراره طوفان بشه یا زلزله بیاد.»

خــر، با نیشخندی گفت:« با وجود اینکه اینهمه خرّیت من رو مسخره می کنند، ولی خودشون اینقدر بدبخت و ناتوان هستند که اگر شصت هفتاد کیلو بار- روی دوششون بذاری، صد متر هم نمی تونند راه برن، چه برسه به اینکه کلی بارشون کنی وتازه خودت هم بپری بالا و کیلومترها راه بری!»


شــتر در تائید حرف خر، گفت : «ادعای قدرت می کنند، ولی نه زور زیاد دارند و نه دندون تیز ، جفتک هم که بلد نیستند بزنند و هنگام دویدن هم، شترمرغ ازشون جلو میزنه. تازه به اندازه نصف من هم طاقت خستگی و گرسنگی وتشنگی رو ندارن و اگر دو روز توی بیابون ولشون کنی، روز سوم خواهند مرد...


گــنجشک با طعنه و کنایه از بالای درخت گفت : «با اون قد و هیکل ،حتی یک متر هم نمی تونند پرواز کنند و دلشون رو خوش کرده اند به این هواپیماهای قراضه شون که اونم یکی در میون سقوط می کنه و صد تا صدتاشون رو باهم به کشتن می ده.آیا تا بحال شنیده اید که گنجشگی به علت نقص فنی سقوط کنه؟»


درهمین میان ، مــیمون قهقهه ای زد و گفت :«برو بابا پرواز چیه ؟ آنقدرتنبل و بی عرضه هستند که حتی مثل ما از درخت هم نمی تونند برن بالا ، تازه همش هم میگن ما میمون تکامل یافته هستیم ! من نمی دونم لباس پوشیدن و در شهر زندگی کردن تکامله یا این همه جنایت وکثافت ، که فکر می کنند از ما میمونها کاملترند؟ چون به نظر من، ما فقط در همین دو سه مورد باهم فرق داریم و در بقیه کارها شبیه به هم هستیم، مثل هم راه می رویم و مثل هم غذا می خوریم ، از نظر قیافه هم که شبیه به هم هستیم! فقط اونها لباس می پوشند و ما لخت هستیم . اونها همدیگر رو آزار می دن و می کشند، ولی ما به همنوعانمون ظلم نمی کنیم.

قــورباغه که در کنار آب چرت می زد، بادی به غبغبش انداخت و گفت: «قهرمان شنای دنیا ،اندازه انگشت کوچیکه من هم شنا بلد نیست واگر سه دقیقه زیرآب بمونه، جسدش میاد روی آب، من نمی دونم که این دیگه چه جور قهرمانیه؟!!!»


ســوسک از لای برگها بیرون آمد وگفت :«چه اشرف مخلوقاتی که با یک میکروب کوچولو، روزها وهفته می افته گوشه خونه و تب و لرز می کنه و تکون نمی تونه بخوره، در صورتکیه من وخانواده ام در مرکز تجمع میکروبها هرشب «پارتی می کنیم» و درسلامت کامل بسر می بریم و با صفا و صمیمیت زندگی می کنیم.»


خــوک گفت: «بابا کجای کارید ! این آدمهای لعنتی که اینهمه پشت سر ما حرف می زنند و می گن ما خوکها حیوونات کثیفی هستیم، خودشون در طول یک ماه ، اندازه دوبرابر هیکل خودشون آشغال وکثافت درست می کنند و از کف دریا تا بالای آسمون رو به گند کشیده اند.»

شــیر که با دقت فراوان به حرفهای همه گوش می داد،با مظلومیت گفت: «آدمها اسم من رو گذاشته اند درنده. درصورتیکه درنده ترین حیوان دنیا خودشون هستند. چون من درنهایت روزی یک شکار می کنم (اون هم یک حیوان پیر یا مریض) و شکم خودم و خانواده ام رو سیر می کنم، بعدش هم روباه و کفتار و لاشخور با باقیمانده اش جشن می گیرند. اما این انسان لعنتی یکی رو می کشه که بخوره ، یکی دیگه رو میکشه تا از پوستش کیف و کفش درست کنه واز دیگری پالتو درست می کنه. با دندون این یکی گردنبند می سازه و از بدن خشک شده اون یکی مجسمه درست می کنه. بعضی ها رو بخاطر سرگرمی میکشه و تعدادی رو به خاطر ماجراجویی.»

جــغد در تأیید حرفهای شیر گفت:» آنقدر احمق هستند که خودشون برای خودشون قانون می سازند و بعدش برای اجرا نکردنش حکم زندان و اعدام صادر می کنند. با دست خودشون پول و چک و کارت اعتباری می سازند و بعدش به دنبالش می دوند و برای بدست آوردنش از صبح تا شب کار می کنند . با کلی عشق و عاشقی وحرفهای رمانتیک با هم ازدواج می کنند، اما بعد از شش ماه دنبال راه فرار از زندگی زناشویی می گردند. آیا به نظرشما این آدمها دیوانه نیستند؟!»


زرافــه پرسید: «ببینم مگه آنها درطول زندگی روزمره چکار می کنند که ما نمی کنیم؟ تا اونجایی که من می دونم اونها هم مثل همه ما حیوانها می خورند و می خوابند و جفت گیری می کنند. بعدش هم بچه دار می شن و بچه شون رو بزرگ می کنند. آخرش هم پیر میشن و می میرند. مگر اصل موضوع زندگی این نیست؟ خوب ما حیوانات هم که همین کارها رو می کنیم. تازه نه شهر داریم نه ماشین، نه پول داریم ،نه ساختمان . علف مون رو می خوریم و می خوابیم و زندگیمون رو می کنیم. پس دیگه این همه شلوغ پلوغی برای چیه؟ این همه ساخت و ساز و رقابت و جنگ برای چیه؟ آیا با این کارها بعد از مرگ سرنوشت بهتری نصیبشان میشه یا آنها هم مثل ما می پـوسند و به خاک تبدیل می شوند؟!!! آیا چیزی ازاین دنیا میشه بیرون برد؟! اگر نمیشه، پس چرا اینقدر حرص و جوش می خورند؟ اگر همونطور که ادعا می کنند عقلشون بیشتر از ما می رسه ، پس چرا تا بحال متوجه این موضوع نشده اند ؟ مگه توی این همه کهکشان جای دیگری به غیراز کره زمین برای زندگی وجود داره؟ اگه نداره پس چرا اینقدر داغونش کردند؟ مگه همه انسانها از یک جنس نیستند ؟ پس چرا اینقدربه هم بدی می کنند؟ ا گر اینها اشرف مخلوقات و باهوش ترین حیوانات هسـتند ،پــس وای به حــال مــا!!!


گــوزن گفت:«خوب مشکل همین جاست که آنها این واقعیت را فراموش کرده اند که یک حیوان هستند مثل بقیه و با اختراع و ساخت یکسری لوازم بدرد نخور و بی مصرف ،فکر کرده اند که از ما کاملتر و پیشرفته تر هستند، ولی با وجود این همه پیشرفت و اکتشاف هنوز هم مثل ما نمی دونند از کجا آمده اند و به کجا خواهند رفت؟ و حتی یک روز هم نمی تونند مرگشون رو عقب بیاندازند و یا جلوی یک اتفاق ساده طبیعی رو بگیرند، پس این همه تکنولوژی و علم به چه دردی می خوره؟»

مـــورچه که از اونجا رد می شد گفت :«کدوم پیشرفت ؟ کدوم اختراع ؟ مثلا همین یخچالی که ساخته اند به چه دردی می خوره ؟ ما مورچه ها همیشه برای سه چهارماه آذوقه غذایی داریم، و می تونیم هفته ها و ماهها از خونه بیرون نریم، ضمنا نه یخچال داریم ، نه فریزر و نه سوپرمارکت، ولی این آدمها با این همه وسایل به ظاهر پیشرفته، بازهم هرروز توی این سوپرمارکتها مشغول خرید آذوقه هستند، و به یک هفته نمی رسه که دوباره سر از سوپرمارکتها در می آورند و وقت و پول خودشون رو هدر می کنند.

مــار، در تایید حرف مورچه ادامه داد: «من نه زبون درست وحسابی دارم و نه دست و پا ! کردیت کارت و پول نقد هم ندارم، ولی بلاخره با همین بی دست و پایی و زبون فس فسی، شکم خودم و زن وبچه ام رو سیر می کنم، ولی این آدمها اگر به چهار زبون زنده دنیا هم حرف بزنند، ولی پول نداشته باشند، حتی در شهر خودشون هم از گشنگی می میرند، چه برسه توی جنگل و بیابون!

زنــبور وز وز کنان گفت: «این همه حرف از تمدن و فرهنگ می زنند، ولی اگه چهارتاشون باهم توی یک کار شراکت کنند، بعد ازچند روز، از همدیگه خسته میشن، بعد از چند هفته باهم اختلاف نظر پیدا می کنند و دعواشون میشه، بعد از چند ماه از هم متنفر می شوند و بالاخره هم با هم نمی سازند و جدا می شوند. در صورتیکه هزاران زنبور سالهای سال درکنار هم زندگی می کنند و در نهایت احترام و انضباط به وظایف خود عمل می کنند.»

گــاو با عصبانیت و گلایه گفت: « توی عمرم موجودی به این بی معرفتی- نمک نشناسی و بی رحمی ندیده ام. همشون با شیر من بزرگ میشن، ولی یک کلمه تشکر نمی کنند، بعد هم که پیر و از کار افتاده شدم، سرم را گوش تا گوش می برند و ازم استیک و همبرگر درست می کنند. تازه به هرکس هم که چاق و بد هیکل باشه می گن گاو! واقعا که وحشتناکه. به خدا صد رحمت به شغال!»

مــرغ که داغ دلش تازه شده بود گفت:« ای بابا... دست روی دلم نذار که دلم خونه! یک عمر تخم ما رو می خورند، بعدش که از تخم افتادیم، خودمون رو می پزند و می زارن لای زرشک پلو... آخه این هم شد انصاف؟! والله روباه از اینها با انصاف تره ، چون یا خودت رو می خوره یا تخمت رو !

***
صدای وحشتناکی آمد و بلافاصله یکی از درختان قدیمی و بلند جنگل که بسیاری از پرندگان و حیوانات را در خود جای داده بود به زمین افتاد. حیوانات سراسیمه و وحشت زده پا به فرار گذاشتند.

بله ! مثل اینکه طرح توسعه شهری آغازشده بود .البته بدون هیچ اجازه و هماهنگی قبلی با صاحبان اصلی جنگل!

آقای توفیق: ممنون از تهیـه بیانیه حیوانات. کار زیبایی ارائه دادید. و ببخشید اگر تغییراتی در مطلب ایجاد شده است.

اجازه بدهید من هم در سهم خود از این حیوانات گرامی درخواست عفو نموده و بدینوسیله از گونه انسان عاجزانه تقاضای توبه و رعایت ادب و معرفت و قدری انصاف تمنا بکنم.

خـر گرامی: مثل همیشه بخشش و بخشندگی را امــّا از تو انتظار دارم و لازم می دانم اطلاعاتی در مورد گونه انسان در اختیار شما قرار دهم چرا که آگاهی شما موجب کاهش درد و اندوه شما خواهد بود.شما باور کنید که تنها شما نمی باشید که انسان آن را به باد مسخره می گیرد! مسخره کردن انسان از بیماری وی به حسادت سرچشمه می گیرد و از نظر کارشناسی اینان خودشان را در نهایت مسخره می کنند! زن شوهر را- مرد زنش را- دوست دوستش را- بنا آرایشگر را- مهندس دکتر را- کارمند روحانی را و همه یکدیگر را مسخره می کنند!

هم نوع عزیز مــیمون تحریف نشده: من با بخش بزرگی از حرف های شما کاملا موافق می باشم اما اجازه بدهید در نکاتی که اختلاف نظر داریم را برای شما روشن بکنم. اینکه فکر می کنی شبیه هم هستیم پیشنهاد می کنم انسان را موقع از خواب بیدار شدن ملاقت فرمایید و بدون آرایش و زمانی که عصبانی هست و موقعی که حسادت می ورزد و زمانی که احساس حقارت می کند و در حال تکبر و زمانی که احساس خطر می کند! فقط یک اشاره بود.

اینکه می فرمایید مثل هم عذا می خوریم- اجازه بدهید در اینجا با شما اختلاف نظر داشته باشم چرا که تحقیقات من نشان داده است که بعضی از انسان ها وقتی غذا می خورند مثل این است که آن را دزدیده اند!

و در آخر من فکر نمی کنم که ما مثل هم راه می رویم. ما راه نمی رویم ما پیوسته فکر می کنیم و نقشه می کشیم و راه رفتن اصیل خودمان را که بی تکبر باید باشد را فراموش کرده و با مسخره کردن راه رفتن دیگران عقده های خودمان را خالی می کنیم.

خــوک مهربان ناراحت نباشید و حق کاملا به جانب شماست انسان در چند هفته بیشتر از پیکر خود آشغال و کثافت تولید می کند- خبر نداری که بعضی ها در درون خود چقدر کثافت جمع کرده اند و تازه روانشناس هم دارند که مسولیتش تمیز کردن کثافت های درونی است و اینان حاضر نیستند حتی هر از گاهی حمام روانی کنند! تازه اگر با روانشناسی هم ملاقات کردند به او هم سعی دارند ترفند بزنند.و اینان نمی دانند که یک روانشناس کارش چیست!

دوست روشنفکر جــغد عزیز: به نکته حساسی دست گذاشتید انسان خودش را اشرف مخلوقات می نامد صرفا به جهت اینکه می تواند فکر بکند! اینان خبر ندارند که فکر اصالت ندارد- فکر همیشه از گذشته تغذیه می شود.

من می گویم دلیل اصلی بدبختی های انسان همین فکرشان است (مخصوصا ترفندهای شان -غیبت کردن های شان) .چونکه فکرشان وابسته است- وابسته به الگوهای من در آوردی و خرافات. و به همین دلیل نه دوستی هایشان کیفیت داشته و پایدار است و نه عشق و ازدواج هایشان!

فکر را جایگزین تجربه های بودن و دانش را جایگزین خرد کرده اند. یک فکر وابسته محال است آزادی را درک بکند و فقط یک انسان آزاد می تواند آگاه و روشن باشد تا به کمال برسد.

مــورچـه عزیز: ای کاش انسان این اکتشافات را نداشت و روز به روز هم که به اکتشافاتش اضافه می شود تکبرشان هم بزرگ می شود ولی من در حیرتم که تکبر آنهایی که مصرف می کنند از آنهایی که اختراع کرده اند بیشتر است. تو چی فکر می کنی؟

مــار مفید مظلـوم: زهر تو دارو بوده و نیش و چشم زخم بعضی از انسان ها نابود کننده. و می توانم بفهمم چرا حرف های مـورچه را تائید می کنی من هم حرف های تو را تائید می کنم و می گویم می دانی چرا انسان حتی اگر به هشت زبان دنیا هم مسلط باشد اما پول نداشته باشد از گرسنگی می میرد؟! به خاطر همان دلیل متمایز بودنشان از بقیه گونه ها "فکــر". ببخشید فکــر وابــستـه!

و اما زنــبور: داروی هزار و یک بیماری... ای کاش انسان ها فقط یک چیز از شما زنبور ها یاد می گرفتند. شما زنبورها بهترین مترجمان هستید! اما انسان وقتی می خواهد از کسی یا چیزی سخن بگوید همیشه آن را به نفع خود تحریف و ترجمه می کند و این هم به خاطر همان دلیل اشرف بودنش می باشد! داشتن"فکر". ببخشید فکر وابــستـه!

گاو زیبا و صبور: انسان تنها به شما قـدرناشناسی نمی کند دیده او در فکرش است. ببخشید فکر وابـستـه!

و اما سرکار خانم مرغ: شما هم دست روی دل من گذاشتید انسان از همه کس و همه چیز استفاده می کند در حیرتم که پس چرا به روی خود نمی آورد و در نتیجه مثل این می ماند که آن را دزدیده است!

زرافه جان: آیا و شاید قدری کم لطفی نکرده اید؟ همه انسان ها آنگونه که شما تجربه کرده اید زندگی نمی کنند شاید عده ای حسابگر- با معنویات سر و کاری نداشته باشند و در نتیجه زندگی شان شبیه به شما ماند؟! امـا هستند انسان هایی که مذهب و معنویت محور می باشند- انسان هایی که خودکاوی و خودسازی کرده اند و من امیدوارم توفیق شود و شما با این دسته از انسان هم ملاقات فرمایید. البته واقعی- واقعی را ملاقات می کند و غیر واقعی قادر به ملاقات با واقعی نیست! یعنی انسانی که خودسازی نکرده است دیده او کور است. حتی اگر واقعی همسایه- دوست و همسرش هم باشد او را نمی تواند ببیند.

من در بین این همه حیوانات فقط تعدادی را زشت دیدم. "چاپلوسان- خسیسان- خبیثان- خودداران- سرسریان- سطحیان- دروغ گویان- دورویان- شروران- بردگان - جاه طلبان - ستمکاران- کینه ورزان- حسادت ورزان- نفرت ورزان- خرافه ورزان- اوبـاشان- لـجبازان- انـتقام جـویان- سخن چینان - سفسطه کنندگان-خرافه گستران- خرافه گرایان- غیبت کنندگان!

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:39 | لینک ثابت | موضوع: |

تو هم مرد هستی و هم زن ! 

تو هم مرد هستی و هم زن !

از دیدگاه زیست شناسی هیچ مردی ۱۰۰٪ مرد نیست و هیچ زنی ۱۰۰٪ زن نیست.در واقع هر مردی ۵۱٪ مرد و ۴۹٪ زن می باشد و هر زنی ۵۱٪ زن و ۴۹٪ مرد می باشد.

بالاخره تو از هورمون ها و انرژی پدر و مادر متولد شده ای و کیفیت هورمون های هم پدر و هم مادر در تو حضور دارند و تو چگونه می توانی فقط مرد و یا فقط زن باشی!؟برای کامل بودن ما می بایستی وجود و حضور مردانه و زنانگی مان را در خود بپذیریم.

اما این اتفاق نمی افتد و تو از روز اول تولد زیر فشار جامعه- یا باید مرد باشی و یا زن! و خواهی نخواهی این برچسب و اتیکت را به تو خواهند زد-که البته بعد از تائید جامعه تو هم باید رفتارت را بر اساس همان تائیدیه تنظیم کرده باشی. و تحقیقا و دقیقا رشد نیمی از تو به فراموشی سپرده می شود و یا سرکوب می شود.

البته تا سن ۷ سالگی بچه ها به جنسیت خود خیلی توجه ندارند و به همین خاطر بچه ها تا ۷ سالگی حس کامل و تکمیل بودن را داشته و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

اما زمانی می رسد که همان بچه شروع به سرکوب نیمی از خود می کند. باورها و تصویر های موهومی از زن و مرد توسط جامعه بچه را در دوران بسیار سختی قرار می دهد.تو ناگهان می بایستی نصفی از خود را ببرّی و با نیمی از خود آغازی دوباره کنی. و می توان گفت که نصفی از وجود تو را غبار باورهای دست و پاگیر و خرافات می پوشانند.

از ۷ تا ۱۴ سالگی بچه ها بالاترین توجه و آموزش و تربیت را از جانب پدر و مادر دریافت می کنند و باورها و توهم های خود را در باره ی زن و مرد ایده آل جایگزین رفتارهای وجودی و فردی بچه ها قرار می دهند و به همین جهت اولین قهرمان هر پسری- مادرش و اولین قهرمان هر دختری پدرش می باشد.

اگر بچه ای در این دوران در خانواده ای باز و دمکرات بتواند وجود خود را تجربه بکند- او در آینده و حال خواهد توانست در فردیت وجودی خود- با اعتماد به نفس زندگی کند و خود را کامل و تکمیل حس بکند.

احساس ناکامل بودن زمانی سرعت خواهد گرفت که پدر و مادر از هم جدا شده و یا یکی از آن ها در غیبت باشد.اکثریت بچه هایی که در دوران ۷ تا ۱۴ سالگی در غیبت یکی از والدین بزرگ شده اند- در بزرگسالی خودشان را ناکامل حس می کنند.و این غیبت یکی از والدین می تواند دختر و پسری باشد که جامعه و باورها آن ها را از هم جدا کرده است.

در ۱۴ سالگی بچه ها از نظر جسمانی بالغ می شوند و قوانین و عادت های اجتماع اجازه ی رفتارهای قبل از ۱۴ سالگی را نه به پدر و مادر و نه به فرزندان می دهد و بدین طریق بچه ها دوباره از پدر و مادر جدا می شوند و جدایی و تنهایی را این بار هم باید تجربه کنند.

آغاز و کنکاشی دوباره و ناامن در بیرون از خانه و خانواده و دید جامعه شروع می شود و بچه به جمع آوری تصاویر و عقیده ها و نظرها در بیرون از خود واقعی می پردازد- که رسانه های گروهی نقش بزرگی در این دوران در بچه ها بازی می کنند.

و در غرب تبلیغات- مستقیم روی نوجوانان تمرکز می شود و پسر و دختر جذابی که کنار محصول و کالایی در قیمت محصول نقش بازی می کند. و همین شرکت های بزرگ- اولین سوء استفاده و بهره برداری را که ناشی از سرکوب نیمه ی پنهان بچه های معصوم است- را به عمل می آورند.

و چنین می شود که عشق و محبت واقعی محو و قدرت دیوانگان و از خدا بی خبران زیاد شده و برای ما با بمب های کروز دمکراسی آوردن را شعار می دهند.مقصر خود ما هستیم که دختران و پسرانمان را از هم جدا می کنیم و از هم دور می کنیم و بعد برای دیدن آن هزینه های زیادی می پردازیم!

این دوران هم تقریبا ۷ سال طول می کشد.اما در این هفت سال هویت نوجوان با ایده های رسانه های گروهی و جامعه و شرکت های چند ملیتی ریشه می دواند. و از ۲۰ و ۲۱ سالگی آغازی دوباره برای پاسخ به انتظارات محیط و جامعه و خود می باشد.

در این دوران هست که خوش بینی ها و رویاها و درون با واقعیات جامعه برخورد می کنند و کسی که تا ساعتی پیش دلت را می برد- الان دشمنش می شوی و این روال باز ۷ سال به طول می انجامد.

واقعا که دوران راحتی نخواهد بود که تو به راحتی بتوانی- ایده آل ها و درون را به واقعیت ترجمه کنی! زیرا ایده آل یک تصویر است-یک درون است و تو آن را هنوز از قوه به فعل تبدیل نکرده ای و با واقعیت کنار آمدن هشیاری بالایی می طلبد. و به همین جهت دوستی ها و عشق ها در این دوران همیشه توام با اندوه و غم می باشد.

و اولین واکنش ها این است که تقصیر را گردن دیگری انداخت. اما این منصفانه و صحیح نیست.مقصر همیشه خود تو هستی! برای این که تو انتظاراتی داری و دیگری را تصویر آن انتظارات تلقی می کنی. و این یک توهم است.و اگر این واقعیت را نپذیری که تو هر روز با آن مواجه هستی- نمی توانی با واقعیات کنار بیایی.

اما ما زحمت نمی کشیم تا این را مشاهده کنیم. ما رفتار و کنار آمدن با واقعیت را دوست نداریم. ما میل به آموختن یکدیگر نداریم. اگر داشتیم که از همان اول روز تولد از هم جدا نمی شدیم! ما به جای پژوهش نسبت به یکدیگر سعی می کنیم دیگری را تغییر دهیم و این نابود کننده ترین چیزی است که در هر گونه ارتباطی می توانیم انجام بدهیم.

ما به جای دریافت و ارسال عشق در دایره و میدان انرژی- خودمان را با جدایی نیمی از خود- از آن میدان به بیرون آن میرانیم. و بدینگونه انرژی ما تا به ماده تنزل می کند. ما به جای شناخت یکدیگر سعی می کنیم دیگری را در اشغال خود داشته باشیم. و تو انتظار داری دیگری به تو اعتماد کند و به تو احترام بگذارد!

این دایره و میدان زن و مرد بودن ذهن ما را شرطی کرده و سودش به جیب شرکت های چند ملیتی می رود.دختران و پسران را از هم جدا کردن به معنی نیمی از آن ها را بریدن است.دختر و پسر در کنار هم کامل هستند و به تنهایی نیمی در تو مفقود است.

تو !؟ زن ها نباید چنان و باید چنین کنند!

من !؟ من مرد هستم و مردها چنین نمی کنند!

این یک مقاله تمثیلی می باشد و معنی مستقیم آن می توا ند خوا ننده را دچار اشتباه بکند.

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:28 | لینک ثابت | موضوع: |

راز جوانی و زنده ماندن! 

راز جوانی و زنده ماندن!

در اروپا و آمریکا در سن ۶۵ سالگی بازنشست می شوند-بازنشستگی اجباری.روز تولد ۶۵ سالگی روز بازنشستگی هم هست.باورهای جامعه تا دیروز او را ارزشمند تلقی می کردند و از ۶۵ سالگی سربار تلقی می کنند.

طبیعی است که در همان سال های اول بازنشستگی حملات قلبی و انواع بیماری ها به سراغش بیایند.تفکر و ذهن انسان ها بیماری تولید می کند-سرطان تولید می کند.حمله های قلبی بوجود می آورد.

تفکر و ذهن کاذب یک جوان می گوید:انسان بازنشسته می شود و جذابیتش از بین می رود و یا کم می شود.همین تفکر و ترس و نگرانی در او بیماری روانی تولید می کند و بیماری روانی باعث کاهش سطح هورمون ها و مختل شدن سلول های پوستی می شود.و تو زود پیر می شوی.

اگر تو گمان می کنی- که ۶۵ ساله و یا ۸۰ ساله ها مثل ۲۰ و ۳۰ ساله ها جذاب نیستند.این برداشت مصیبت بار و کاذب تو باعث پیری زودرس می شود.تو فقط تلقی می کنی که یک انسان ۸۰ ساله جذاب نیست و اگر به آن باور بچسبی و اگر سماجت به خرج بدهی و محکم به آن بچسبی-به سوی بیماری و مرگ و پیری حرکت می کنی.

تو به خاطر باورهایی که داری- تلقی می کنی که برازنده ی یک ۸۰ ساله نیست که فلان کار را انجام دهد و نمی دانی که تو با این باور به سوی پیری و مرگ می روی!

پوست بدن انسام هر یک ماه یک بار خود را عوض می کند و کبد هر شش هفته یک بار-معده هر پنج روز یک بار و اسکلت هر سه ماه یک بار لایه ای تازه تر می کند.اما تو تلقی میکنی که ثابت مانده اند و این تنها در تلقی خلاصه نمی شودـ بلکه کاربرد و آن تغییراتی که در جهت منافع تو عمل می کردند را نیز مختل می کنند و تو زود پیر می شوی.

تقریبا در مدت چندین ماه ۹۸ درصد اتم های بدن شما تبدیل به اتم های تازه می شوند و اگر ما بتوانیم درک کنیم که جسم ما توهمی بیشتر نیست و حقیقت در جهانی نامرئی قرار دارد-آنگاه می توانیم متوجه نیروی خلاق و با عظمتی که در ما قرار دارد بشویم.

درک ما دنیا را می تواند تغییر دهد و وجود ما نیز شامل و بستگی به این درک ما دارد.آگاهی پیوسته در حال ترمیم بدن انسان هاست و آگاهی در ناخودآگاهی است.زندگی در ناحودآگاهی است:نفس کشیدن-تنگی و گشادی مردمک چشم-تنظیم حرارت بدن-جریان خون-شنیدن صداها و تپش قلب در آگاهی و ناخودآگاهی انجام می پذیرد.

فضای خالی در هر ذرّه اتم به واسطه ی آگاهی که دیده نمی شود می تپد و زندگی در همان فضای خالی هر ذره اتم قرار دارد.دکتر "دی پاک چوپرا" هم معتقد است: (اختلال پیری- یک بیماری منحصر به فرد قسمت خاکستری مغز نیست.آنگاه که هوش در نظام دفاعی یا غدد مترشحه ی داخلی از دست می رود-پیری و فرتوتی بدن صورت خارجی به خود می گیرد.)

شما اگر احساسات نداشته باشید که این معلول خرافات و توهم است پیر نمی شوید-جوان می مانید و آنگاه مرگی در کار نیست.این باورها-این خرافات-این توهمات ذهن شما را مختل می کند و تبدیل به مواد بیوشیمیایی می شوند و شما را ناخوش و پیر می کنند.

زنانی که دوستی هایشان یا ازدواجشان به جدایی می کشد-شانس سرطان پستان در آنها دو برابر دیگر زنان است.افرادی که افسرده هستند-چهار برابر بیشتر از دیگران شانس مبتلا به بیماری قلبی دارند.می بینید که نظام فکری ما و احساسات ما بالاترین نقش را در زندگی ما بازی می کنند.

دو نفر مبتلا به بیماری قلب که بیماریشان شبیه هم هست-یکی ممکن است اصلا دردی نداشته باشد و دیگری چنان دردی داشته باشد که نتواند درد را تحمل بکند.آگاهی و ذهن ما می تواند درد را هم در کنترل خود داشته باشد.

شما تشنگی و گرسنگی در ماه رمضان را تبدیل به جشن می کنید و احساس تشنگی و گرسنگی ندارید و یا اگر داشته باشید آن را تبدیل به لذت می کنید.اگر همان مقدار تشنگی و گرسنگی در شرایط دیگری سراغ شما بیایند خیلی از آن استقبال نمی کنید.

احساس گرسنگی و احساس درد و غم و اندوه و پیری قابل شکست است.پیری و مرگ نتیجه ی انتظار و باور قدرتمند شما به آن است که آن را عملی می سازد و به آن تحقق می بخشد.

هر قصد و نیت شما می تواند در شما تحقق بخشد.ایمان شما و باور شما و قدرت قصد شما می تواند شما را جوان و شاداب نگه دارد.جوان ماندن در قضاوت نکردن است-جوان ماندن در تسلیم شدن است-جوان ماندن در معنی و تعبییر نکردن است.ذهن شرطی حق انتخاب شما را از دستتان می گیرد و اگر شما باور به مرگ داشته باشید! دیگر نمی توانید باور به غیر مرگ داشته باشید.هر باوری حق انتخاب را از شما سلب می کند.

تو می گویی من شبیه فلان هنرپیشه ی هالیوودی نیستم و احساس کمی می کنی.یک آدم احمق سراغ تو می آید و می گوید تو چقدر روشن فکر هستی و تو این را باور می کنی.۲ نفر آدم زشت به تو می گویند:تو چقدر زیبا هستی و تو زیبا می شوی! یک حسود سراغ تو می آید و به تو می گوید فلانی که تو دوستش داری اصلا نقشه برای تو کشیده است و تو باور می کنی!

تو تبدیل به باور می شوی و این باورها تو را از خود جدا و تو را به سوی پیری و افسردگی و کهنسالی می کشد.تو پیوسته نگران فردا هستی و این نگرانی از فرداها باعث از کف دادن حال و اکنون تو می شوند.زندگی و بودن در همین اکنون است و نگرانی از فردا- زندگی نیست- یک توهم است.نگرانی از فرداها تو را پیر می کند.

نگرانی از فرداها به معنی اعتقاد و باور شما به زمان است.اگر شما در گذشته و آینده زندگی کنید-میدان زمان- شما را به خود جذب می کند و شما پیر می شوید.زمان در عدم آگاهی وجود دارد و در آگاهی محو می شود.من در زمان زندگی نمی کنم.زمان در من زندگی می کند.

مختل شدن سلول های پوستی شما-کاهش سطح هورمون های شما رابطه ی مستقیم با نوع ذهن و نظام فکری و زندگی شما دارد.پوست شما و شادابی شما- انعکاس داشت ها و نداشت های شماست.

اگر شما باور داشته باشید که سینه های فلان هنرپیشه زیباتر از سینه های شماست و بازوهای فلان هنرپیشه بیشتر از بازوهای شما باد کرده است-زود پیر می شوی.چه کسی به شما می گوید که فلانی از فلانی زیباتر است!؟

این ها ساخته و پرداخته ی ذهن های قلابی و کاذب هستند و همین باورها و قصدها ما را پیر می کنند.چه کسی می گوید مکتب من برتر از مکتب دیگری است!؟چه کسی می گوید که شایسته ی زن و دختر نیست که فلان کار را در فلان زمان و مکان انجام دهد!؟

همه ی این باورها تو را پیر می کنند و مرگ تو حتمی است.تو می بینی که همه پیر می شوند و تو هم باور می کنی و پیر می شوی و مگر ممکن است همه بمیرند و تو زنده بمانی! و چون باور می کنی که خواهی مرد- بالاخره این اتفاق می افتد و اغلب مواقع علت مرگ از پیری نبوده بلکه در اثر بیماری ها می باشد.

دانشجویان پزشکی در موقع امتحانات "اینترلوکین" (ماده ای برای مبارزه با سرطان) کمتری تولید می کنند-می بینید که اضطراب دانشجو در حال گفتگو با ژن هایش است.

قضاوت و معنی کردن-بی اعتمادی-تردید-انتقام-کینه-دروغ-ستم-بردگی-شروری-جاه طلبی-خرافه-لجبازی و توهم ذهن ما را مختل و محدود و در ما افسردگی تولید می کند و پیری تحقق می بخشد.

شادی و خالص بودن-عشق ورزیدن-مهرورزیدن-دوست داشتن-بخشش و بخشیدن-ذهن ما را تیز و وجود و بودن ما را جوان و ابدی می سازد.

اگر فقط و فقط سکوت را درک کنیم-آنگاه تفاوت نفسانی و غیر نفسانی بودن را درک می کنیم و تعالی می یابیم. همیشه و جاودانی و جوان و شاداب زنده خواهیم ماند.تغییر و تکامل وجود دارد ولی زمان وجود ندارد.

اگر شما نگران زمان باشید زمان زود می گذرد و شما زود پیر می شوید و اگر به تعالی برسید و بدانید که زمان یک توهم است-آنگاه بودن در جوانی را تجربه می کنیدو عشق طلوع می کند. من در زمان زندگی نمی کنم.زمان در من زندگی می کند.

سعدی می گوید:

بـنی آدم اعضــــای یک پیکــرند کـه در آفرینش ز یک جوهـرند

چـو عضوی بدرد آورد روزگار دگـــر عضو هـــا را نمــــاند قرار

و حافظ می گوید:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

 

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:27 | لینک ثابت | موضوع: |

خودآگاهی و آگاهی 


خودآگاهی و آگاهی

خودآگاه به کسی گفته می شود که نسبت به نیازها و اندیشه ها و واکنش های رفتاری خود آگاه است و خود در این جا به معنی خود بیگانه می باشد.خودی که مرکز آن با مرکز هستی و از عالم جدا شده است.

خود آگاهی به معنی آگاهی نبوده و نخواهد بود.تو نمی توانی هم خودآگاه باشی و هم آگاه.غیر ممکن است.خودآگاهی نشان بر جدایی تو از مرکز عالم می باشد.

وقتی می گویی من و یا خود-این یعنی که تو به مرکزی وابستگی و دلخوشی داری که در جسم تو قرار گرفته است. و آن مرکز را از مرکز جهان عالم جدا می دانی.آن مرکز محدود است.آن مرکز عمری کوتاه دارد.آن مرکز محکوم به شکست است.آن مرکز حسود است .شرور است.ستم کار است.برده و جاه طلب است.بودنش در شدنش زنده است.

چون که پیوسته می پندارد که من از دیگران جدا هستم.من خواهم مرد.آن بد است.این خوب است.این مرکز کوچک یک ویژگی شاخصی هم دارد که پیوسته توهم و قضاوت می کند.نمی تواند نکند.اگر توهم و قضاوت نمی کردـخودش را تسلیم عالم هستی می کرد- و از آن خودی که توهم می کرد خلاص می شد و تبدیل به آگاهی می شد.

آگاهی از جنس عشق است.اگر آگاه بشوی عشق می شوی.نه عشق و نه آگاهی- غیر ممکن است با ذهن بتوان آن را تعریف کرد.باید ورای ذهن رفت تا عشق و آگاهی را تجربه کرد.آگاهی و عشق- تعریف کردنی نیستند.بلکه تجربه کردنی هستند.

خود تو همه ی عالم هستی- ولی وقتی در خود کوچک تعریف می شوی آن وقت خود آگاهی و نه آگاه.اگر می خواهی آگاه باشی.اگر می خواهی از خودآگاهی به آگاهی برسی-باید آن مرکز کوچک را- آن قطره را به اقیانوس بیندازی تا نخشکد.

زمانی تو با خود ملاقات می کنی که دست هستی را بگیری-که دست خداوند را بگیری.دست تو به تنهایی صدا ندارد.دست همه باید در دست تو باشد و آنگاه می توانی زندگی کنی.آنگاه لایتناهی می شوی.نامحدود و بیکران می شوی.

تو اگر یک نفر باشی-انرژی تو یک نفر است و اگر دو نفر باشی-انرژی تو دو نفر است و اگر دست خداوند را بگیری-آنگاه خداوند می تواند در تو بدمد.هیچ چیزی دیگر نمی تواند جز خداوند که تو نی لبک آن شده ای در تو بدمد.حالا انتخاب با تو است.آگر می خواهی آگاه شوی باید از بیماری "خودآگاهی" شفا پیدا کنی.

در خودآگاهی تو همیشه با هستی سر جدال داری.در خودآگاهی تو آرامش نداری و تو بی قرار هستی.و این طبیعی است هر عاشقی تا به معشوقش نرسیده است-بی قرار خواهد ماند.این یک حقیقت است.هر عاشقی تا به معشوقش نرسیده است بیمار خواهد ماند.به همین جهت خودآگاهی بیماری است و ناخودآگاهی آگاهی است.

تو اگر سر جنگ با این و آن و باهستی داشته باشی-خودآگاه می مانی و به وادی بعدی نمی رسی.و خودآگاه بودن یعنی بی قراری-استرس-اضطراب-آشفتگی-پریشانی.پی در پی زمین خوردن.سرخوردگی.

خودآگاهی یعنی در انزوا بودن و تو محال است در برابر کیهان و خداوند مقاومت کنی.پیوستگی تو به کیهان و خداوند آگاهی را به ارمغان می آورد.یگانگی را به ارمغان می آورد و آن وقت تو دیگر در عالم نور هستی.و انرژی تو از خودت تامین میشود.تو از حرارت خود انرژی می گیری.

تو در کل و خداوند معنی داری.تو در آگاهی معنی داری.اگر بتوانی خاطره ی رواشناختی گذشته را فراموش کنی-آگاه می شوی.و شناخت خود واقعی رخ می دهد یک رخداد عظیم.یک ظهور عظیم.یک عشق عظیم.یک بودن عظیم.

تا زمانی که آن شناخت واقعی رخ نداده است-تو پیوسته خواهی پرسید من کیستم!

می گویی من می دانم کیستم و تو نمی دانی که نمی دانی کیستی!تا زمانی که در خودآگاهی به سر می بری غیر ممکن است بدانی کیستی.هسته ی تو در مرکز کائنات قرار گرفته است.قلب واقعی تو در درون خداوند و کائنات قرار دارد.و او همیشه می طپد.

اگر آن را تجربه کنی-بی نیاز می شوی-رستگار می شوی.متعالی می شوی.چشم تو به تنهایی به چه کار می آید! و گوش تو به تنهایی به چه کار می آید.گوش تو با چشم تو و روده و معده- آن ها در یگانگی معنی پیدا می کنند.

و تو در بیگانگی کاری جز نقش بازی کردن نخواهی کرد.بالاخره گوش تنها می خواهد نفسش را ارضاء کند.بالاخره باید چیزی باشد و یک چشم تنها فقط می تواند نقشی کاذب ایجاد کند.یک چشم به تنهایی که به درد نمی خورد ولی چاره ای ندارد و باید یک حیثیتی برای حضور خود ایجاد کند.

باید یک بهانه ای برای هستن و شدن داشته باشد.همه این کارها جعلی است و قانونی نیست.اشتباهی است.به دام افتادن است.تو در دام واژه ها خواهی افتاد و تو در دام توهم خواهی افتاد.

طبیعی است تو به تنهایی شکننده خواهی بود-زیرا تو به مرکزی وابسته هستی که کاذب است و همیشه در جستجوی دیگرانی خواهی بود که تو را تایید کنند.تو همان گوشی هستی که از بدن جدا شده است.و نفس و شیطان هم دنبال چیزی که جدا شده است می رود.دنبال آن تکه تکه ها می رود.و شیطان و نفس سراغ کسی که یک پارچه است و تکه تکه نیست که نمی رود.

یک تکه کوچک چه قدرتی می تواند داشته باشد و تو تا زمانی که خودآگاهی- نیرومند نخواهی شد.تو زمانی می توانی نیرومند شوی که خود را از خودآگاهی به درون آگاهی پرتاب کنی.تو باید خود را فراموش کنی تا بتوانی به حرف های همکارت گوش کنی و تو نمی توانی در خود باشی و به خداوند گوش کنی و با خداوند باشی.چاره ای نداری جز آن که بپذیری و از خود کاذب رها شوی.

تو نمی توانی اعتیاد را رها کنی .تو نمی توانی خود کاذب را رها کنی-غیر ممکن است.او قوی شده است و تو را هر لحظه می تواند به زمین بزند.تو باید کاری بکنی که او تو را رها کند که آن وقت دیگر بر نمی گردد.

فراموش نکنیم که تعریف آگاهی در حیطه ابزاری مانند فکر,مغز و اعصاب نمی باشد.آگاهی از جنس عشق است که عشق هم در حیطه فکر نیست.مغز و اعصابِ یک گوش و چشم جدا شده از بدن- چه تعریفی می تواند از آگاهی و عشق داشته باشد.

آگاهی در ناخودآگاهی می باشد.


نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:24 | لینک ثابت | موضوع: |

تقلید 

تقلید

اگر تقلید کنی به وجود اصیل خویش خیانت کرده ای. اگر تقلید کنی دیگر وجود خودت نیستی- دیگر روح خودت نیستی-دیگر خودت نیستی. آن چه تقلید می کنی مهم نیست- مهم این است که تقلید کردن یعنی کشتن روح و روان خودت.

اگر از غربی ها تقلید می کنی و اسمش را مدرن و به روز بودن می گذاری- یعنی این که تو بر اساس خودانگیختگی خودت زندگی نمی کنی.

تقلید یعنی آتش زدن بر مخلوق خدا. خداوند تو را آفریده که خودت باشی. اگر قرار بود دیگری باشی چه لزومی برای آفرینش تو بود!

تقلید یعنی شبیه سازی- یعنی نمایش دادن کسی دیگر.یعنی تنها یک بازیگر بودن.یعنی یک چهره نقاشی شده.یک نقاب.تقلید یعنی تکرار زندگی خود و دیگران. و این تکرار چه خواب آلود است!

تو می توانی از امام حسین(ع) نقل قول کنی- اگر حقیقت حسین را درک کرده ای این تقلید نیست. روش زندگی امام حسین را دنبال کردن و او را نفهمیدن تقلید است- تظاهر است.

جامعه ما به آدم هایی نیاز دارد که مسیح باشند و نه مسیحی. خود حسین باشند و نه حسین شناس. مولانا باشند و نه مولانا شناس. و خود حافظ باشند و نه حافط شناس. خود شعر باشند و نه شعر شناس. خود خوب باشند و نه خوب شناس. خود کار باشند و نه کارشناس. و خود کار یعنی اصل نه جعل و اصل یعنی عشق.

آری خودکار و خودرو و خودزا و خود شعر و خود خود بودن عشق است. نه وصف آن.

فراموش نکنیم که وصف عشق نه تنها نصف بلکه ذره ای از عشق هم نمی تواند باشد. دچار سو ء هاضمه بودن...

کمتر کسی به شما می گوید خودتان باشید- همه به شما نمونه می دهند: "مانند آن باش" گویی که تمام هدف خداوند از خلق شما تکرار زندگی دیگران است و نه زندگی خود.گویی که خداوند به شما زندگی دست اولی نداده و زندگی دست دوم دارید.

این بی احترامی به خود و بی احترامی به خداوند نیز هست.

خداوند به هر کدام از ما یک زندگی داده و زندگی من مال این و آن نیست و من باید خودم زندگیم را خلق بکنم نه دیگری.برده و مقلد نباش.با تقلید از دیگری- حتی اگر پیروز شوی- در درون خالی خواهی ماند و پوشالی-افسوس!

یک گاوچران برای کلانتر تعریف می کرده که بهترین اسب دنیا را دارد:

روزی در کوهستان از زین پایین افتادم و پایم شکست!

کلانتر گفت: نگو که اسب پایت را جا انداخت!

گاوچران گفت: نه. ولی کمربندم را با دندان گرفت و به خانه برد و پنج کیلومتر چهار نعل رفت تا دکتر بیاورد.

کلانتر گفت: خوشحالم که چنین اسبی داری و همه چیز خوب پیش رفت.

گاوچران گفت: واقعا این طور نشد آن اسب لعنتی دامپزشک آورده بود!

ولی از یک اسب چه انتطاری می توان داشت؟حتی همین هم زیاد است!با تقلید از دیگری هر کاری که انجام دهی در جایی و به نوعی نکته را از دست می دهی.تو در یک مرحله دچار خطا خواهی شد.

هیچ اشکالی ندارد از یک آموزگار- از یک روحانی کمک طلبید. روحانی در آن جا می تواند راه را برای تو باز کند و تو را از خطرات راه آشنا سازد.

تو آنقدر اصالت داری که زندگی خودت را زندگی کنی. و نه زندگی دیگری را.این هدیه عظیم الهی است.آوازت را بخوان و رقصت را برقص و عشقت را ابراز کن.

و گذشته گان را تقلید نکن. هر وقت خودت را شناحتی تقلید محو می شود.

خلاقیت پس از خودشناسی رخ می دهد.

کسانی که دارای خصوصیات زیر هستند- تقلید می کنند:

چاپلوسان- خسیسان- خبیثان- خودداران- سرسریان- سطحیان- دروغ گویان- دورویان- شروران- بردگان - جاه طلبان - ستمکاران- کینه ورزان- حسادت ورزان- نفرت ورزان- خرافه ورزان- اوبـاشان- لـجبازان- انـتقام جـویان !

برای مثال اگر کسی حسادت می ورزدـ این شخص هم حسود است و هم از حسودان-حسادت را تقلید می کند و اگر کسی لجباز است...

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:11 | لینک ثابت | موضوع: |

ببخشید شما کی هستید ؟! 

ببخشید شما کی هستید ؟!

ببخشید شما کی هستید؟!

من رنجبران هستم - طاهر رنجبران

ببخشبد من اسم شما را نپرسیدم ـ پرسیدم شما کی هستید !

من طراح هستم .. طراح ابزار کمک پزشکی

ببخشید من کار شما را نپرسیدم و از نظر اخلاقی صحیح هم نیست که بپرسم شما نانتان را از کجا در می آورید بلکه پرسیدم شما کی هستید !

آهـــــااا... الان متوجهتون شدم. آخه می دونین بیشتر مردم ساده دوست دارن بفهمن آدم چه کاره هست اینان آدم های مادی هستند ولی شما معلوم هست که به ظاهر اهمیت نمیدید. پدر من سرهنگ بود ـ الآن باز نشسته شده اند...عموی من هم وزیر کشور بود زمانی که من در فرانسه تحصیل می کردم یعنی دوره فوق دکترا را می دیدم. در دانشگاه دختری بود که اتفاقا ایشان هم پدرشان وزیر کشور فرانسه بودند ـ بعد ها که آشنا شدیم فهمیدیم که عموی من با پدر ایشان رابطه دارند و در جلسات همدیگر را ملاقات می کنند...!

دختره که متوجه شده بود من از چه خاندانی هستم عاشق من شدـ شما خودتون که می دونین در اروپا والدین دخالتی در انتخاب همسر فرزندانشان ندارند. چی بگم عاشق شدن دختر همانا و الآن صاحب یک دختر و یک پسر هستم... یک شرکت دارم... اخیرا هم یک آپارتمان در کرج خریده ام.

من خودم بچه جنوب تهران هستم ! البته از این بابت افتخار می کنم - می دونین اصلیت آدم خیلی مهم هست ولی فامیل خانمم در کرج بودن به خاطر اون تصمیم گرفتیم در کرج سرمایه گزاری کنیم با اینکه خانم من در فرانسه بزرگ شده اند ولی من افتخار می کنم که ایرانی هستند آدم به ملیتش باید افتخار بکنه - بچه های ما درست است ایرانــــی نمی دونن ولی خونشون ایرانی هست.

چند هفته پیش در ایران بودم... آدم وقتی اینجاست میگه اونجا بهتره وقتی هم میره ایران میگه اینجا بهتره. ولی ایران کلا مشکلات زیاد هست... پدرم بازنشسته هستنـد می دونین که حقوق بازنشسته ها در ایران چقدر کمه ـ برادرم هم که به پدرم کمک نمی کنه- البته طفلی حق داره وضع مالیش زیاد تعریفی نداره خودش هم اجاره نشین هست می دونین اینجور چیزها آدمو خسته می کنه ـ نگرانی و استرس هم میاره - دمکراسی هم که در ایران نیست...!

آقا یک لحظه ـــــــــ اجازه بدید. ببخشید...

این اطلاعاتی که شما در اختیار من می گذارید به چه درد من می خورند!؟به چه کار می آیند؟ این ها شما را تنها از من دور می کنند مانع ملاقات و شناخت من با خود شما می شوند.! من فقط می خواستم بدانم شما کی هستید همین !

معذرت میخوام آقا - شما خودتون کی هستید که هویت من را زیر سئوال می برید؟

اولاْ هویت من با این هایی که شما شمردید تعریف نمی شود. دوماْ من تفسیری از خود ندارم ـ اما از اینکه خودم هستم خشنودم...

تامل:شناخت واقعی انسان از دیگری لازم به شناخت خود از خود است.واقعاْ چرا انسان ها وقتی به هم می رسند میل دارند از تحصیلات و کار و موقعیت دیگری خبر داشته باشند؟

این جستجو برای اعتماد و دفع تردیدها است؟آیا می خواهیم اندازه بگیریم که آیا طرف مقابل لایق دوستی کردن می باشد؟ و یا این که طبیعی است. شما یک دستگاه بخواهید در خانه داشته باشید دوست دارید نحوه کار و از امکاناتی که این دستکاه دارد باخبر باشید و در صورت نیاز دکمه مورد نظر را بزنید؟

همه این ها منطقی و سالم و به حق می باشد.اما یک مورد خیلی ظریف و با اهمیت می باشد که پشت این کارت شناسایی- ممکن در غایب است. و آن منیت و نفس می باشد.

واحد اندازه گیری برای شناخت درست و بهتر- تقاظا و درخوست کارت شناسایی نیست.کارت شناسایی تولید دانشگاه است.به دست دانش و ذهن ساخته شده است.شما را از شناختن دور می کند.و اگر کسی خودش را با "عنوان" و داشت هایش معرفی کرد مهربان باش و از او بترس.

او در اولین ملاقات اسلحه کشیده و می خواهد به تو بگوید که تسلیم شو. من اسلحه دارم و بنابر این مهم هستم.قدرت دارم و تو از من اطاعت خواهی کرد.نه او می خواهد خودش را معرفی کند تا اگر شما نیازی به کمک او داشتید او در خدمتتان باشد!

این هم از زرنگی های ذهن و نفس است.نفس تا بخواهی برایت نسخه دارد و خود را همیشه به حق می داند.دنبال برهان است.دنبال ارضای منطق خود هست.و نمی داند که همین منطق ساخته خود نفس او بوده که به عمق نرود و در سطح بماند.

همه این ابزاهای شناخت که انسان تولید کرده است برای ترس از آشنایی با خویشتن خویش می باشد و برای هرچه دوری انسان از خودش می باشد.

طبیعی است اگر بخواهی خود خودت را بشناسی همه این ها زیر سوال می رود و تو می مانی با یک ورقه که سازنده آن مثل تو بدبخت بوده و می خواسته به تو هویت جعلی داده تا هویت کاذب خودش زیر سوال نرود.

پشت این نقاب مدرک-پشت این نقاب "مقام" خودش را مخفی کرده است. آن ها را جایگرین خود فطرتش کرده است.و تو می گویی این کارت شناسایی ها کمی کمک می کند برای شناخت.

اگر این کارت شناسایی ها کمک می کردند که حالا یک جامعه با امن و اعتمادی داشتیم. پس چرا با وجود این همه کارت هنوز انسان ها به هم اعتماد ندارند.معلوم است آن کارت ها و آن جاه طلبی ها انسان ها را از هم جدا می کند و از همه مهمتر انسان را از خودش جدا می کند.

این کارت ها و مقام ها را ملاک ازدواج ها و دوستی ها قرار ندهیم.این کارت ها زرق و برق دارند و زود انسان را فریب می دهد.اغلب جوانان ما گول این مدارک دانشگاهی را می خورند و با کسی ازدواج می کنند و وقتی به خانه بخت رفتند تازه با خودش آشنا می شوند که کمی دیر شده است و جراحات دیده اند.

شناخت خصوصیات فردی مهم است.شناخت روحیات درونی مهم است.شناخت خصوصیات اخلاقی مهم است.شناخت وجود مهم است.داشتن انرژی مثبت مهم است. اگر داشت ها و نداشت هایمان را کمی فراموش کنیم.اگر در مجالس به این ها فخر نفروشیم و از بن و ریشه به باد فراموشی بسپاریم.آن هنگام فرصت "طلوع نور" فرا خواهد رسید.هنگام اعتماد فرا خواهد رسید.صمیمیت بیشتر خواهد شد.

ما به دانشی نوین احتیاج داریم. این دانش انسان ها را از هم جدا کرد و به جای نزدیکی و دوستی جنگ و خونریزی به پا کرد.این دانش تکبر و غرور ایجاد کرد و تو می گویی این ها ربطی به دانش ندارد!

انسان دانش آلوده شده است و هر چه می آموزد مثل غباری روی آیینه می ماند.آگاهی در بی دانشی است.اعتماد و عشق در بی دانشی است.نه نه. اگر چنین بود که تمام کسانی که دانش فقیرند آگاه بودند! چیزی که خیلی ها خطا می کنند همین نکته ی کلیدی است.

دانشی که تو داری برای نان در آوردن خوب است. فقط همین نه کمتر و نه بیشتر.و زندگی تنها نان نیست.

اما برای شناخت بن و ذات و فطرت تو- احتیاج به فضا است. احتیاج به سکوت است.و این دانش سرو صدا دارد.این دانش بزرگ به نظر می رسد و تو بهتر می توانی خودت را پشت این دانش مخفی کنی. این کارت و دانش و مقام به عنوان ابزار برای شناخت تو به تو مضر است.مانع است.

وقتی می خواهی ابراز علاقه به کسی بکنی این کارت و دانش باعث می شود ابراز علاقه کاذب باشد.وقتی می خواهی برای معشوق بنویسی-کارت و مقام و دانش و خودت باید بمیرند.

وقتی مردی جاری می شوی.خودجوش و خودرو می شوی..انرژی و نور تو از خودت تامین می شود تو دیگر بی نیاز شده ای. تو به عالم نور رسیده ای.در واقع نرسیده ای نور همیشه در تو بوده.و فقط طلوع کرده است.

و وقتی محو شدی چیزی اتفاق می افتد.تنها چیزی که واقعی است و آن را فقط می توان تجربه کرد. فقط می توان آن را بود.نمی توان آن را شد.نمی توان آن را آرزو کرد.آرزو برخاسته از نفس است.و وقتی نفس مرده است چیزی که به جا می ماند عشق است.تنها چیز واقعی...

ببخشید شما کی هستید؟! 


نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:6 | لینک ثابت | موضوع: |

آشنا چیست ! غریبه کیست ؟ 

آشنا چیست ! غریبه کیست ؟

غریبه کیست ؟ آشنا چیست ؟

تا زمانی که من وجود دارد غریبه هم وجود دارد. وقتی من محو می شود غریبه هم همسفر او می شود. لطفا کمی بیشتر توجه کنید. کیفیت توجه - زمانی بالاست که نظر و عقیده قبلی و کهنه من - هیچگونه دخالتی در توجه و مشاهده فعلی من نداشته باشد.

شما وقتی در خیابان شخصی را می بینید که تا به حال ندیده اید فکر می کنید غریبه است - اگر با شکم گرسنه از خیابانی رد می شوید به احتمال زیادی فقط رستوران های آن خیابان را خواهید دید و در آینده آن رستوران ها برایتان به آشنا تبدیل خواهند شد.در حالی که در همان خیابان مغازه های دیگری هم وجود دارند...آیا آشنا همان گذشته نیست؟ اگر هست... آیا گذشته مهمتر از حال است؟!

هر روز پرندگان برای شما آواز می خوانند و شما جواب آنان را نمی دهید. از کنار درختان رد می شوید و به روی خودتان هم نمی آورید.لازم نیست از کنار هر درختی رد می شوی با او احوال پرسی کنی اما بدان که آنها بی جهت آنجا نیستند.

شما هر روز و هر هفته حال دوستانتان را می پرسید و قربان صدقه این فامیل آن همکار می شوید.این به مانند آن است که کسی قبل از حمام کردن یک پایش را بپوشاند ولی پنجاه بار موهایش را بشوید. آیا شما این کار را می کنید. این کار را نمی کنید شما پایتان را هم می شویید.آخر موی شما به تنهایی به چه درد می خورد. چشم من به تنهایی به چه کار می آید؟!

ماهیت ذهن تجزیه طلب است...می گوید تو اگر یک ماشین لوکس داشته باشی و بینی ات را عمل کنی زیباتر می شوی ! ذهن می گوید بچه من - بچه دیگران -آشنای من - کشور من -مذهب من -ثروت من - مقام من - دوست من - توجه می کنید ؟ با این من ها تو هر روز منزوی تر می شوی - مدام می خواهی خودت را با کارهای عجیب و غریب از دیگران جدا کنی. یک روز ماشین می خری روز بعد یک کالای دیگری می خری...

همه کار می کنی که مورد محبت و توجه دیگران قرار بگیری و توانایی های خودت را باور کنی و به باور دیگران برسانی در حالی که همه این فعالیت ها غریبه تولید می کنند... داشتن ثروت و ماشین و خانه خوب - هیچ اشکالی ندارد به شرطی که در آنها خلاصه نشوی به شرطی که آنها روپوش شما نباشند حجاب شما نباشند. حجاب غریبه تولید می کند. حجاب نفس است - نفس شما را تکه تکه می کند انزوا می کند.

تمام فعالیت های ذهن برای تجزیه و تکه تکه کردن تو ساخته و پرداخته شده است. گول این شیطان را نخور... تجزیه تو کار فکر است. تجزیه غیر ممکن است تو فقط می توانی حل بشوی تمام رودخانه ها به خاطر اقیانوس است به تنهایی می خشکند...

تو فکر نکن جزئی از این کیهان هستی تو خود کیهان هستی و این محض آگاهی است.خورشید تابان بخشی از تو هست و ماه وستارگان بخشی از تو هستند و نه تو بخشی از آنها.هدف این است که ما خودمان را بیگانه از هستی و خداوند ندانیم و هدف این است که ما تجربه کنیم تا ادراک کنیم که ما یکپارچه با خداوند و هستی هستیم و این در یکتایی و توحید و یگانگی تجربه می شود.

با احساسات و بازی کلمات سرو کاری ندارد - احساسات و بازی با کلمات کار ذهن است در حالی که آگاهی در حیطه ذهن نیست.عطار و بابا طاهر عریان و مولانا و حافط و بودا و مسیح و موسی و سلیمان و سعدی و زرتشت قبل از ما به یگانگی و یکپارچگی و خودشناسی رسیده اند.می بینید که از افکار سانتی مانتال و رومانتیک و موهومی سخن نمی گویم. که خود حقیقت است.

شما مرتب به دوستانتان سر می زنید اگر فامیل و همکارتان مریض شد به ملاقاتش می روید به فرزندانتان کمک می کنید تا تحصیل کنند - شما از پدر و مادر سالخورده خود به خوبی مواظبت می کنید - شما در فکر تهیه ثروت برای آینده فرزندانتان هستید. این ها همه مبارک باد.

اما اگر این ها برای جداسازی خود از دیگران و از ترس و عدم اطمینان یا برای سرمایه گزاری در بهشت باشد لحظه ای تردید نکن بدان که کارمند شیطانی نه خدا و همه برای شرارت است برای فریب دیگران است...ذهن تو شرطی شده است و به همین جهت ارتباط تو با خودی هاست و تو نمی توانی به غیر خودی عشق بورزی...

تو اگر راست می گویی چرا وقتی از گلی یا از درختی عکس می گیری از او اجازه نمی گیری ! تو می دانی وقتی از درختی بدون اجازه خود درخت - میوه می چینی در حال تجاوز هستی !تو می پنداری از گل مهمتر هستی! واقعا تو چرا منتظری تا دعوتت کنند ؟! تا جایی بروی!

اگر یک نفر تولدش را در سالن مجللی جشن بگیرد و شکم تو را پر بکند - برایش کادوی خوب می خری - در غیر این صورت چرا این کار را نمی کنی؟می گویی پر رو می شود! تو همیشه در حال معامله و طراحی و ترفند زدن با زندگی هستی - به همین جهت دست به هر کاری می زنی پشتش پشیمانی ! طلب کاری !...

چونکه تو ذهن پاره پاره داری و چونکه تو یکپارچه و یگانه با هستی نمی توانی باشی و چونکه ذهن و نفس تو در جدایی می تواند تغذیه شود نه در توحید.تو به تنهایی محکوم به شکستی و تو چاره ای نداری جز آن که خودت را پرت کنی به گلوگاه کیهان و وقتی این اتفاق افتاد می بینی که همه چیز متعلق به تو بوده و تو غافل از این بودی.

معلوم است کاری که محاسبه در آن دخالت داشته باشد و عشق مفقود باشد-همینی می شود که شده است.

مهربان باش و این را بفهم. زندگی در رابطه نیست در ربط بودن است. تو نمی توانی به کسی بگویی من عاشق تو هستم ولی لب تو را تر نمی کنم. تو چگونه می توانی بگویی من فلان نویسنده را می شناسم در حالی که دو صفحه از کتاب هایش را نخوانده ای - خواندن مهم نیست چگونه خواندن مهم است. چون حسودی ! دلیل تراشی ! نمی توانی ! انگار نمی خوانی...

تو چرا وقتی سفر می روی سوغاتی هایت فقط برای کسانی است که یا با آنها معامله ذهنی داری یا وابستگی ذهنی ! بچه هایی هم هستند که فامیلی ندارند که به سفر بروند تا سوغاتی برایشان بیاورد چرا فکر آنها را نمی کنی ! بعد هم می خواهی زرنگی کنی - می گویی من مسئول آنها نیستم.

متاسفانه واقئیت غیر از این است تو مسئول جدایی و نزاع و خصومتی ! تو خودت را نمی شناسی به همین جهت با خودت غریبه ای - کسی را که فکر می کنی نمی شناسی خود تو هستی کسی دیگر نمی تواند باشد -

آن درخت هم تو هستی - آن خار و گل هم تو هستی و آن قاتل و مقتول هم تو هستی - مرغ هم تو هستی روباه هم تو هستی - ویروس هم تو هستی- تو فقط خودت نیستی. غریبه ای وجود ندارد !

می گویی فلانی چطور می تواند من باشم او این همه ظلم و فساد می کند...می گویم آن تو هستی اما تو آن نیستی... اگر شما نابینا باشید - شما فقط نابینا هستید- شما با این چشم هایتان چکار می کنید !؟

قلب کار خودش را می کند ریه و معده هم کار خودشان را می کنند - دخالت در کار هم ندارند برای هم حرف درست نمی کنند یکی بر دیگری حکومت نمی کند یکی بر دیگری برتر نیست... آنها با هم در ارتباط نیستند بلکه آنها به هم ربط دارند...همه چیز با هم در ربط است.

وقتی ناخن شما بلند می شود شما آن را کوتاه می کنید و به خاطر جدائی اضافه ناخن ها مراسم تعذیه برگزار نمی کنید... برگ درختان در پاییز می ریزند آنها کجا می روند ! کجا را دارند بروند - اصلا جایی قرار نیست بروند - باز برمی گردند. ریشه مهم است - هسته مهم است.

هر کدام از ما ماموریتی داریم ! بی جهت به این دنیا نیامده ایم که پیر بشویم و بمیریم ! این است که ما احساس عدم امنیت می کنیم و برای به دست آوردن امنیت و فرار از ترس و تنها یی غیر خود درست می کنیم...

من آرزوی تعالی یافتن برای تو میکنم نه آرزوی پیر شدن ! مهربان باش و با خودت این همه لجبازی نکن.

غریبه وجود ندارد تنها تو با خودت غریبه هستی !

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 12:5 | لینک ثابت | موضوع: |

کمک کردن یعنی چه! 

کمک کردن یعنی چه!

سه دلیل ممکن برای کمک به دیگری:

الف: به خاطر دیگری : در این حال شما سرمایه گذاری می کنید و چشمتان دنبال پاداش خواهد بود- عین این است که شما برای رسیدن به بهشت دعا و نماز بخوانید-شما در این صورت هم در حال معامله با خدا هستید.حقیقت از معامله و محاصبه دور است.

ب: به خاطر ارضاء خودتان: یعنی به خاطر ارضاء نفس به دلایل گوناگونی کمک دیگران می شوید و ممکن است هیچ انتظاری هم نداشته باشید...در این صورت شما خیلی خودخواه و خودمحور هستید و ممکن است اگر فرصتش مهیا شود در مواردی به خاطر ارضاء نفستان دست به هر شرارتی بزنید...تفاوت نوع اول و دوم در شکل است در عمق هر دو نادرستکار هستند...

پ: عشق: شما به آگاهی و دانایی و هشیاری رسیده اید... فطرت آگاهی و هشیاری (انسان) همان تقوا و بی نیازی - معصومیت و خصلت های خودجوش - خوب و واقعی می باشد - مانند گلی که می روید و هیچ هدفی از گل بودنش ندارد همان که گل هست خشنود است و طبیعت هم از وجود گل بهره مند می شود.

اما یک چیز گل و انسان را از هم متمایز می کند و آن آزادی - خرد و دانایی انسان نسبت به گل است. یعنی اینکه گل هزاران سال پیش هم زیبا بوده و فطرتش همان بوده و حالا هم همان است - انسان به خاطر آزادی که دارد از فطرتش جدا می شود اما باز این آزادی را دارد که به فطرتش باز گردد.

مولانا می گوید:

بـشنو از نـی چون حکایت مـی کند از جـــدائیها شـــکایت مـــی کند

انسان معصوم متولد می شود اما راهش از همان لحظه های اول منحرف می شود و دوباره باید خودش را خلق بکند - انسان تنها موجودی است که بعد از تولدش باید خودش را خلق کند و اگر موفق به این کار شد دست به هر کاری بزند مبارک است - زیرا خودجوش است نورش را از خودش می گیرد و هر عمل خودجوشی کیفیت دارد.

هیچ کسی نمی تواند بدون آگاهی - محبت و شفقت داشته باشد... مهربانی که آگاهی در آن مفقود است برای شرارت و فریب دیگران و یا از روی عادات و سنن و از روی وابستگی خواهد بود که بدون شک کیفیت نخواهد داشت.

گفتیم که عشق معلول آگاهی است در عدم آگاهی و بلوغ شما از انجام هر کاری قصدی داری - به خاطر همین خواستن و قصد که تغذیه ذهن و نفس است من ذهنی و جعلی تولید می شود و این دروغین و جعل - کار واقعی که خودجوش است را نمی تواند انجام بدهد..

برای اینکه متوجه آگاهی و عدم آگاهی شویم باید اشاره به این داشته باشم که آگاهی نه دانش است نه در دانشمند بودن است بلکه در بی دانشی است آگاه و دانا کسی است که هیـــچ نمی داند...

دانستن سدّ رسیدن به آگاهی و نور است. هیچ اشکالی ندارد که شما در دانشکاه تدریس می کنید فقط کافی است کارتان دخالت روانی در زندگی تان نکند - آنموقع دانش شما تبدیل به بینش و خلاقیت می شود...

ما به وسیله نیمکره سمت چپ انسانی می توانیم شیمیدان و دانشمند بشویم و یا رهبری یک کشور و یا کشورها را بدست بگیریم. اما یک دانشمند و شیمیدان خوب نمی توانیم بشویم و یا یک رهبر خوب و خلاقی نمی توانیم بشویم. ما مدیران بسیاری داریم اما مدیر خوب خیلی کم داریم.

در حالی که برای کیفیت - قابلیت - خلاقیت و موفقیت حقیقی و خانوادگی - زناشویی - دوستی - مهرورزی - همدلی - ادراک - عشق - بچه داری و شناخت خود و کیهان نیاز به نیمکره راست انسان می باشد که متاسفانه به خاطر وابستگی انسان به گذشته ها- نیمکره راست انسانی دچار سستی بلوغ می شود و اغلب اوقات بیشتر از پنج سالگی رشد نمی کند... که به کودک درون هم معروف می باشد...

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 11:59 | لینک ثابت | موضوع: |

روشن دلی حقیقت است و روشن فکری کاذب 

روشن دلی حقیقت است و روشن فکری کاذب

قبل از هر چیز بهتر می بینم اول به جریان فکر بپردازم.

فکر یعنی گشتی در حافظه و حافظه تغذیه فکر است...

حافظه یعنی تجربه های ما - تاثیر اجداد - ادوار - قوم ها - سنت - دین - فرهنگ- خاطره های ما...

حال اینکه تا چه اندازه خرد- فهم - ادراک - آگاهی و بن و فطرت ما در جریان انباشته شدن حافظه نقش داشته است جای سوال است!

نتیجه فکر- ذهن و ذهنیت است و نتیجه ذهن از شما یک "من" می سازد یک من جعلی و این من کاذب شما را از فطرتتان تجزیه کرده و هر چه بلا هست سر شما می آورد. از این به بعد شما دست به هر کاری بزنید واقعی و حقیقی نخواهد بود. کیفیت نخواهد داشت. خلاق و خودزا نخواهد بود.

ممکن است شما دانشمند و یا رهبری کشور و یا کشورها را به دست بگیرید اما یک دانشمند و رهبر خلاق و هوشمند متعلق به خویشتن خویش نخواهید بود. این من وابسته به نفس- کلی در انبار حافظه زخم - درد و اندوه دارد جراحت و معیار و ارزش دارد و همه این ها یعنی خشم - و ذهنی که خشم در او دخالت دارد روشن و تیز نمی تواند باشد.

می کند گستاخ مردم را به راه خود به جان لرزان تر است از برگ کاه

فکر وابسته یعنی فکر تبعید شده به زندان و فکری که استقلال در او مفقود است آزادی و خرد نیز در او مفقود می باشد. استقلال و آزادی جدا از هم نیستند لذا یک فکر وابسته - آزادی را نمی تواند ادراک بکند. .

چرا که فطرت و خویشتن خویش اسیر و در زندان ذهن- نفس و حافظه قرار می گیرد و هر تصمیم شما- در اصل تصمیم خود واقعی شما نبوده و به شما تعلق ندارد بلکه دستوراتش را از بیرون می گیرد. که در مذاهب گوناگون "شیطان" خطاب شده است.

ذهنی که توجیه و ملامت در آن دخالت دارد وابسته است و نمی تواند صادق و ساکت باشد - یک ذهن تیز و روشن به هیچ چیزی وابسته نیست. اگر شما نگران آینده هستید - اگر شما نگران از دست دادن ملک و مقام و موقعیت خوب خود هستید - اگر ذهن شما خشک و مقاوم است - نفرت و شیدایی در آن دخیل است.

چنین ذهنی آگاهی در آن مفقود است و این ذهن آشفته و پریشان و خیلی شلوغ نه روشن است- نه تیز و نه آرام بلکه بیمار می باشد و احتیاج به یک روانشناس خلاق دارد. ذهن سالم هر آن خالی و سفید است.

تا زمانی که ذهن می گوید دین من - گروه من - سرزمین من - بچه من - ملک من - چنین ذهنی تکه تکه و تجزیه طلب است و هر آن- غریبه تولید می کند و هر آن- به فکر خود کاذب است - دوست و دشمن تولید می کند و جایی که دوست و دشمن هست تنهایی و انزوا مذمر است...

تنها در یگانگی ( Aloneness ) هست که ذهن و فکر می تواند روشن بین باشد نه در تجزیه و انزوا. ( Loneliness )فکری که وابسته به عقیده و باور خاصی است و در حقانیت خود سماجت می کند نمی تواند شفقت و مهر بورزد - همیشه نگران باور و عقیده خود می باشد و خود را در این باور و آن عقیده تعریف و انزوا و تجزیـه می کند.

اگر ذهن شما غم و اندوه دارد این ساخته خود ذهن است که حافظه آن را تغذیه می کند و چون ساخته ذهن است جعلی و کاذب است... تولد یعنی جشن و سرور - عشق ورزیدن - آفریدن و آوریدن.

درد و اندوه ساخته ذهن انسان است - به همین جهت هم ذهن و هم درد و غم و هم فکر همه کاذب و جعلی می باشند ذهن فقط تقلب را یاد گرفته است پیوسته کپی می کند - سرزنش - ملامت - عیب جویی و توجیه می کند. ذهن و فکر وابسته - از آفریدن -خودزائی - عشق و شفقت محروم است.

عملی که خودرو نیست و از حافظه تغذیه می شود هدفمند است و ذهن هدفمند یعنی ذهن آلوده و آلودگی فاقد کیفیت است... ذهن وابسته متعفن است تازگی ندارد همه چیز را تحریف شده می بیند و به همین جهت باهوش که نیست بیمار است.

بسیاری از سیاستمداران در دنیا شاید روشنفکر (Intellectual) باشند ولی باهوش (Intelligent) نیستند و به همین خاطر جنایت کاران و شکنجه گران قهار می باشند. انسانی که آگاه و باهوش است تنفر - سماجت - لجبازی - حسادت - وابستگی در او مفقود است. انسان باهوش و آگاه همه چیزها را تحریف نشده می بیند نه آنگونه که ذهنیت و حافظه و فکر به او می گوید.

ذهنی که همیشه به درستی و نادرستی و خوب و بدی هر چیزی فکر می کند یا نگاه می کند واقعیت آن چیز را نمی تواند بفهمد و ببیند به همین جهت روشنگر که نیست حالش بد است نیازی به فعال بودنش نه در سیاست بلکه در هیچ جا نیست احتیاج به استراحت دارد و باید به پزشک مراجعه بکند. ذهن روشن و تیز ساکت و صادق و آرام است.

ذهن شرطی و شلوغ هنر بکند روشنفکر آبدوغ خیاری و کاذب می تواند باشد -روشنگر واقعی وابسته به دانش و داشت ها و نداشت هایش نیست -.دانش را می توان از این دکّـه و آن دکّـه و از این و آن کتاب انباشت کرد. اما برای بدست آوردن آگاهی باید از بخش روانی دانش رو کرد.

روشنگری و باهوشی در بی دانشی و بی نیازی است. دانش اندوزی بدون روشنگری تو را مسموم می کند و تو برای اینکه دانش را هضم کنی تا مسموم نشوی احتیاج به آگاهی و خرد داری.دانش و زندگی هضم نشده انسان را بس سنگین می کند انسان را بیمار و به اصطلاح (روشنفکر) می کند- اما یک <<"روشن" فکر">> که بخش اول آن را از "روشن" دلی" دزدیده اند نمی تواند هوشمند باشد.

فکر اصالت ندارد- فکر همیشه از گذشته تغذیه می شود. روشنفکری یک جریان دروغین است!

به قول عارف بزرگ هندی "اشو" فکر را جایگزین تجربه های وجودی انسان (بودن) و دانش را جایگزین خرد کرده اند.

یک فکر وابسته محال است آزادی را درک بکند و فقط یک انسان آزاد می تواند آگاه و روشن باشد تا به کمال برسد.

روشن دل یعنی خلاق - خودزا - تولد - جشن - خودرو - تاج روشنگری و آگاهی عشق است...

اگر شما ثروتمند مسن ناآگاه باشید تردید نکنید که اطرافیان شما ثروت شما را بیشتر از خود شما دوست دارند و اگر شما ثروتمند مسن روشنفکر باشید باز هم ثروت شما را بیشتر از خودتان دوست خواهند داشت.

اما اگر شما مسن روشن دل و آگاهی باشید- گدایان و دزدان باز هم ثروت شما را بیشتر از خود شما دوست خواهند داشت. دزد - دزد است و گدا - گدا است. چشم و طمع آنان در پول و دانش اندوزی برای ارضا‌‌ء نفس است نه در روشن دلی و آگاهی و خرد و نور شما- و نه در رسیدن به نور و خویشتن خویش...

اما اگر شما آگاه و روشن بین باشید جریان دزد و گدا بودن خودتان و روشنفکران را به راحتی تشخیص می دهید. یعنی اول خودتان را می شناسید و بعد اطرافیان و غیر خود را.

روزي دروغ به حقيقت پیشنهاد رفتن به دریا کرد حقيقــت ساده لــوح پذيرفت. وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز تا امروز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در و با لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

روشن دلی حقیقت است و روشن فکری دروغ!

خیلی از ثروتمندان و روشنفکران جعلی گدایان و دزدان حرفه ای می باشند. پس می بینیم که خودشناسی یا آگاهی یک رویش است یک هدف است یک تولد است یک جشن است. بقیه یک وسیله است. وقتی فطرت و خرد از زنجیر و اسارت آزاد شود در عالم نور هستی.

مولانا می گوید:

تـو چشم شیخ را دیدن میاموز فـلک را راست گـردیدن مـیاموز

تو کـل را جمع این اجزا مـپندار تو گل را لطف و خندیدن میاموز

تو بگشا چشم تا مهتاب بـینی تــو مـه را نـور بـخشیدن میاموز

تو عقل خویش را از می نگهدار تـو مـی را عـقل دزدیـدن میاموز

تــو بــاز عـقل را صــیادی آمــوز چـنـین بــیهـوده پــریـدن میاموز

یــتیمان فــراقـش را بــخنـدان یــتیمان را تــو نــالـیـدن مـیاموز

دل مـظلوم را ایـمن کن از ترس دل او را تـــو لـرزیــــدن مـیامـوز

تو ظالم را مده رخصت به تأویل ســتیزا را ســــتیزیدن مـیامـوز

زبان را پردگی می دار چـون دل زبـان را پـــرده بــدریدن مـیامـوز

تو در معنی گشا این چشم سر را

چو گوشش حرف بر چیدن مـیاموز

چاره در خودشناسی است!

نوشته شده توسط Mina / سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 / 11:56 | لینک ثابت | موضوع: |